Archive for مارس, 2016

آرمان‌شهرهای زنان*

 

اتوپیا کلمه‌ای یونانی است به معنای نا-کجا. نخستین بار سر توماس مور، فیلسوف و سیاست‌مدار انگلیسی، در کتابی با همین نام اتوپیا را وارد زبان انگلیسی کرد. از نظر تاریخی افلاطون را نویسندۀ نخستین حلقه از زنجیرۀ نوشته‌های اتوپیایی یا آرمان‌شهری می‌دانند. او در رسالۀ جمهوری به توصیف جامعۀ آرمانی از نگاه خود پرداخته است. پس از افلاطون آثار آرمان‌شهری زیادی نوشته شده که از آن جمله می‌توان به مدینۀ فاضله فارابی نیز اشاره کرد. نوشته‌هایِ تخیلی که در قالب آرمان‌شهری نوشته می‌شوند، بیش از آنکه از نظر ادبی مهم باشند، روایت‌گر نگاه انتقادی به مسائل سیاسی‌ـ‌اجتماعی هستند و هدفشان ارائۀ چشم‌انداز جایگزین برای آینده است.

1670897-poster-1280-envisioning-the-city-of-the-future-on-a-man-made-island

گرچه در آرمان‌شهر افلاطونی زنان و مردان برابر در نظر گرفته شده بودند، ولی تا قرن‌ها هیچ زنی برای نگارش تصور خود از جامعۀ آرمانی دست به قلم نبرد. نخستین کتاب آرمان‌شهری زنانه را کتاب شهر بانوان، نوشتۀ کریستین دوپیزان، نویسندۀ قرون وسطایی، می‌دانند که تاکنون دو ترجمۀ فارسی از آن منتشر شده است.  شهر بانوان نخستین اثری است که به همت یک زن و در دفاع و ستایش زنان و ارزش‌های زنانۀ دورانشان نوشته شده است. پس از دوپیزان، در قرن هفدهم، مارگارت کاوندیش کتاب وصف یک دنیای نو به نام دنیای فروزان را نوشت که با نام دنیای فروزان4 معروف است. این کتاب از نخستین کتاب‌هایی‌ است که در گونۀ علمی‌ـ‌تخیلی نوشته شده است و در آن زن جوانی به دنیایی بیرون از دنیای ما قدم می‌گذارد.

 بدون تردید علاقه به نگارش کتاب‌هایِ آرمان‌شهریِ فمینیستی در قرن بیستم اوج گرفت. کتاب زنستان که در 1915 به قلم شارلوت پرکینز گیلمن نوشته و به فارسی هم ترجمه شده است یکی از نمونه‌های درخشان این گونه است. زنستان روایتی است از ناکجاآبادی جدا‌افتاده از جهان. ساکنان آن را زنان بکرزایی تشکیل می‌دهند که در قطعه‌ای از زمین، مسدود‌شده با گدازه‌های آتشفشانی زندگی می‌کنند. نویسنده تلاش می‌کند تحقق ابعاد گوناگون جامعۀ‌ ایده‌آل زنانه‌نگر را در زنستان نشان دهد. دنیایی که بر پایۀ ارزش‌های زنانه‌ همچون مادری و مراقبت ساخته شده است و بهشتی است آرام، بدون رقابت، حسادت و جنگ.

در سه دهۀ آخر قرن بیستم، علاقه به آرمان‌شهرنویسی زنان رونق فراوان یافت، سه کتاب، نوشته‌شده در دهۀ 1970، بیش‌ترین توجه را به خود جلب کردند: مرد مؤنث در  1975، نوشتۀ جوآنا راس؛  زن بر لبۀ زمان در 1976، نوشتۀ مارج پیرسی؛ و  واندرگراند در 1979، نوشتۀ سالی میلر گیرهارت.  فضا و پرداخت خاص داستان‌ علمی‌ـ‌‌تخیلی به نویسندگان این کتاب‌ها اجازه داده به‌راحتی در مکان و زمان حرکت کنند و هنجارهای زمان و مکان خود را به پرسش بگیرند. در عین حال، جایگزین‌هایی مطابق با ارزش‌هایی مانند برابری، مراقبت و حفاظت از محیط‌زیست را به عنوان چشم‌انداز آینده معرفی کنند.

 برخی منتقدان می‌گویند آرمان‌شهرهای زنانه‌ای که در این دوره نوشته شد جامعۀ ایستایی را تصویر می‌کنند و این نوع نگاه به آینده نخواهد توانست پویایی جنبش زنان را تأمین کند. به گفتۀ منتقدان، این آرمان‌شهرها تمایل به یک پدرسالاری خوش‌طینت‌تر را نمایندگی می‌کنند، چنانکه در آنها تنها روابط میان بزرگسالان اولویت دارد و نقش‌های اصلی بر عهدۀ آنان است.

اما یکی از مهم‌ترین نوشته‌هایی که در سال‌های اخیر و به هنگام بحث از آرمان‌شهرِ زنانه اهمیت می‌یابد، مقالۀ «مانیفست سایبورگ»  اثر دانا هاراوی است که به فارسی هم بازگردانده شده است . هاراوی، فیلسوف پست مدرنِ زنانه‌نگر، در این مقاله (که بعدها با انتشار در کتاب مستقلی شهرت یافت) می‌گوید سایبورگ می‌تواند هر چیزی باشد، موجودی انسانی با عضوی مصنوعی (پروتز) یا یک روبات با یک لایه پوست انسانی (مانند آنچه در فیلم ترمیناتور به تصویر کشیده شده است). سایبورگ مخلوقی در جهانِ «پسا‌جنسیت» است. او معتقد است همۀ ما کم‌و‌بیش یک سایبورگ هستیم و البته این گفتۀ او به این معنای ساده‌انگارانه نیست که ما روبات هستیم یا صرفاً کارهایی را انجام می‌دهیم که از پیش برای ما برنامه‌ریزی شده است. بلکه سایبورگ منکرِ وجود سوژۀ دکارتی است و مرگ آن را اعلام می‌کند. هاراوی در پایان «مانیفست سایبورگ» با اشاره به چگونگی بازسازی بعد از جراحت  می‌گوید: «عضوِ از نو رشد‌یافته می‌تواند هیولاوار، نیرومند و حتی دو‌چندان باشد. ما همگی عمیقاً آسیب دیده‌ایم. ما به بازسازی و نه بازیابی نیازمندیم و به امکان‌هایی برای بازسازی اتوپیاییِ امید به جهان هیولاوار  و بدون جنسیت محتاجیم.»

  • این نوشته، پیش تر در پرونده آینده پژوهی و فمینیسم، بخش اندیشۀ شماره17 ماهنامه زنان امروز منتشر شده است.

منبع  اصلی این نوشتار:

utopias, feminist» in Encyclopedia of feminist theories,edited by Lorraine Code, Routledge, 1st published 2000″.

مطالب مرتبط

زنستانی ها: زنانی با موهای کوتاه و پیراهنهای گشاد

کریستین دوپیزان و کتاب شهر بانوان

مانیفست سایبورگ

Advertisements

نوشتن دیدگاه

زن و زنانگی در تاریخ اندیشه غرب- یونان باستان

این پست، نخستین فایل مربوط به بازخوانی زن و زنانگی در تاریخ اندیشه غرب است که در اصل، فایل فشردۀ پاورپوینت درسگفتارهاییست برای آشنایی دانشجویان مطالعات زنان با تاریخ اندیشۀ غرب و جایگاه زن و زنانگی در آن. این فایل‌ها را با اختلاف زمانی اندک و با این امید منتشر می‌کنم که شاید کمکی به دانشجویان و علاقمندان مطالعات زنان/فلسفه باشد و در عین حال اگر نگاه صاحب نظران را جلب کرد، به من در اصلاح و پربار کردن آن کمک کنند.

بخش اول، مروریست بر آغاز فلسفه از یونان باستان، فلاسفه پیشاسقراط، سقراط، ارسطو و افلاطون . نگاه آنان به زن را بررسی کرده و در نهایت اشاره‌ای داشته به نگاه فلاسفه فمینیست معاصر  نسبت به فیلسوفان یونان باستان.

فایل پی.دی.اف را از اینجا دانلود کنید

برای آشنایی اجمالی با گوشه ای از اندیشه های سقراط، افلاطون و ارسطو می توانید ویدئوهای چند دقیقه‌ای رادیو چهار بی.بی.سی درباره آنان را ببینید( زبان ویدئوها انگلیسی است و چون امکان افزوده شدن به فایل را نداشت، آنها را جدا کردم)

ihoosh_Eulucid_05

نوشتن دیدگاه

چهاردهم اسفند؛ روز نوشتن از کار خانگی

 من هم شنیده‌ام که برخی زن‌ها می‌گویند کشیدن سیم ظرفشویی به کف سینک و برس کشیدن به جرم ایجاد شده کفِ حمام اعصابشان را آرام می‌کند؛ یا آشپزی کمک می‌کند ذهنشان استراحت کند؛ یا تمیز و درخشان بودن منزل احساس رضایت فراوانی برایشان ایجاد می‌کند؛ یا عاشق بسته‌بندی و جادادن اقلام خریداری شده در یخچال و کابینت هستند یا… برای من ولی کار خانه از همان اول فعالیتی دوست نداشتی بود (از این بابت شرمنده تمام تلاش‌ها و آموزش‌های مامانم هستم)…کار خانگی اجزای زیادی دارد، ولی حتی یک جزئش هم نیست که من دوست داشته باشم! از سینک ظرفشویی متنفرم و از گاز که مرتب کثیف و چرب می‌شود و از یخچال که هرچه تمیزش کنی به یک هفته نکشیده پر از لکه است. از بوی گوشت و پیاز خام به قدری بدم می‌‌آید که هر بار بسته‌بندی و چرخ کردن گوشت اشکم را درمی‌آورد و از اینکه دست و لباسهام بوی سیر و پیاز و غذا بگیرد عذاب می‌‌کشم و دلم می‌خواهد هر چه زودتر روحم، کالبد سیر و پیازی‌ام را ترک کند! شستن سرویس بهداشتی و حمام، جارو کردن، تی کشیدن کفِ خانه و گردگیری را با اکراه تمام انجام می‌‌دهم و شستن لباس‌ها و اتو کشیدنشان را هرچه بیشتر به تعویق می‌‌اندازم… اما مثل اغلب آدمها از بوی ادویه و غذای سرخ شده و خانه تمیز و میز با سلیقه چیده شده، گل، لباسهای تمیز و بو‌های خوب خوشم می‌آید، این آخری را خیلی دوست دارم، بارها پیش آمده توی خیابان، روی پل یا توی کوچه، عطرِ به جا مانده از یک آدمِ رفته چند ثانیه متوقفم کرده باشد به لبخند و خوبی احوال …

 غرض اینکه به نظرم خانه تکانی و حساسیت روی کیفیت انجام کارهای خانگی از روح خراش ترین روسوم فرهنگی ماست و لابد به خاطر همین هم هست که دقیقن روز تولد مرا «روز نوشتن از کار خانگی» نام نهاده‌اند! چرا آخه؟

***

 به یاد دارم یکبار در جمعی اشاره کوچکی کردم به بیزاری‌ام از کار خانگی و آقایی خیلی متعجب پرسید: «پس چرا ازدواج کردی!؟»

 و واقعیت هم همین است که ازدواج خیلی جدی و محکم، اما غیررسمی و غیرحقوقی و بدون هیچ حساب و کتابی تعهد مادام‌العمر  زن است به انجام کارهای خانگی. حتماً باید به این امر رسیدگی شود که چرا هر چه مردانه است اینطور حساب و کتاب و چفت و بست قانونی و حقوقی دارد ولی وقتی امری به زن و زنانگی ربط یافت هیچ چیزش حساب و کتاب ندارد. نه دستمزد دارد، نه ساعت کار، نه بیمه ، نه مرخصی و نه بازنشستگی.

 دوگانه زنانه/مردانه در جامعه با بسیار قدرتمند است. در فرهنگ ما تامین معیشت به طور قانونی و عرفی بر عهده مرد است و این کار روز به روز دشوارتر می‌‌شود و به موازاتش وظایف و مسئولیتهای زنان. حتمن همین‌طور است که زندگی‌های بسیار زیادی خارج از این استاندارد زنِ خانه‌دار/ مردِ شاغل وجود دارد، ولی همه چیز هول همین محور سامان یافته و بازساماندهی می‌شود و حداقل  به نظر می‌ رسد نه فقط این ساختار صلب تمایلی به تغییر ندارد که  زنان و نه مردان هم تمایلی به شکستن آن ندارند. حتی همین فشاری که برای بی نقص انجام شدن کار خانگی توسط یک زن، به عنوان معیاری برای سنجش زنیّت اش، وجود دارد بیشتر زنانه است تا مردانه…(مردها کمتر چشمشان روی لکه ها ثابت می ماند یا موقع کمک به میزبان برای ظرف شستن، طلب سیم ظرفشویی میکنند برای سابیدن سینک/ تحقیر زن میزبان.)

 پیش‌تر زیاد درباره کار خانگی نوشته‌ام اما سوالی که هربار به ذهنم می‌رسد این است که چرا حتی فعالان حقوق زنان ما که اصرار دارند «کار خانگی وظیفه زن نیست» یکبار اشاره نمی‌کنند وظیفه زن چیست؟ چرا اینقدر که تاکید دارند روی موضوعاتی مثل آزادی پوشش و کار خانگی (که اموراتی سنتاً زنان هستند) بر ضوابط و وظایف بدیلی که برای زن متصورند اشاره نمی‌کنند؟ در مقابل این‌ حقوقی که برای زن می‌خواهند چه تکالیفی برای او پیشنهاد دارند؟ چرا تمام تمرکزشان روی محرومیت‌هاست و هیچ اشاره‌ای به مسئولیت‌های یک زن در قبال خودش، هم‌جنسانِ تحت ستمِ جامعه‌اش، آیندۀ فرزندان کشورش و در نگاهی فراخ تر نسل بشر نمی‌کنند؟ چرا تلاش نمی‌کنند نگاه زنان را متوجه افقهای دورتر کنند و فقط به گیر و گرفتار بودنشان به سر و ظاهر خودشان/ درس و مدرسه بچه خودشان / خورد و خوراک شوهر و بچه‌های خودشان معترضند… فرض کنیم همه این‌ها برطرف شد. این خانم‌ها قرار است چه بکنند درحالیکه اگر دانشگاه رفته‌اند هم از ابتدایی ترین آموزش‌ها برای زندگی غیرخانگی بی‌بهره‌اند و هیچ وظیفه و مسئولیتی احساس نمی‌کنند و پیشروترین کاری که انجام می‌دهند دایرکردن خیریه و برگزاری جشنواره غذای خانگی برای کمک به فلان خیریه است. آنها که در بسیاری از فضاهای کاری با بی‌اخلاقی، حسادت، کینه‌توزی و آنچه اصطلاحاً خاله زنک بازی می‌نامند، مهر تاییدی می‌زنند بر انگاره‌های مردانه دربارۀ زنان!

 منظورم این است که متاسفانه جنبش فمینیستی در کشور ما تبدیل به یک رویکرد غُر-محور نسبت به زندگی شخصی و اجتماعی شده است که گرچه از شرایطش ناراضی است، کمتر به شرایط بدیلی که می‌تواند راضی اش کند می‌پردازد و اهمیت چندانی به بالابردن کیفیت اندیشه و اخلاق زنان نمی‌دهد…نمی‌شود شما در جامعه ایرانی زندگی کنی، طرفدار آزادی پوشش باشی و بگویی مشکلات و محرومیت‌ها و دردهای مردان سرزمین من، به من مربوط نیست. نمی‌شود از مزاحمت در محل کار و تحصیل بنالی ولی به آموزش و پرورش اهمیت ندهی، درموردش مطالعه نکنی و روی آن سرمایه‌گذاری عملی و نظری نداشته باشی. نمی‌شود از کار خانگی و زنانه بودن آن بنالی ولی از اشتغال زنان و نیاز آنها به اشتغال درآمد زا غافل باشی و وظیفه آنان در تامین معیشت را نادیده بگیری. زنان باید با سیاست، جامعه، کار و مسائلش درگیر باشند اگر توقع دارند سیاست، جامعه و بازارکار آنها را جدی بگیرد و به مسائلشان اهمیت بدهد.

مطالب مرتبط با کار خانگی

شوهران تنبل

روز مضاعف

آشپزخانه‍ای از آنِ خود

عطر زعفران و گلاب و دارچین و حلوا و طعم آش و حلیم و خرما

نوشتن دیدگاه