Archive for فوریه, 2016

مراقبت قلب اخلاق است

پرفسور ویرجنیا هلد (1929) فیلسوفِ زنانه‌نگر آمریکایی و یکی از نظریه پردازان اصلی در حوزه اخلاق مراقبت است. او دکتری خود را در رشته فلسفه و از دانشگاه کلمبیا دریافت کرد و بیش از سه دهه، تا زمان بازنشستگی، به تدریس فلسفه مشغول بود. ویرجینیا هلد صاحب آثار برجسته‌ای در قلمرو فلسفۀ اخلاق و سیاست است که در همۀ آنها از پنجره اخلاق مراقبت، دربرابر نظریات اخلاقی کانتی، فایده گرا و فضیلت محور، به مسائل اخلاقی و سیاسی پرداخته است. خانم هلد آثار قلمی فراوانی اعم از مقاله و کتاب دارد که از برجسته ترین آنها می‌توان به کتاب‌های زیر اشاره کرد:

درست‌ها و خوب‌ها: توجیه عمل اجتماعی (Rights and Goods: Justifying Social Action) که در 1989 منتشر شده؛ فلسفه اخلاق مراقبت: شخصی، سیاسی و جهانی(The Ethics of Care: Personal, Political, and Global) که در 2006 منتشر شد است و چگونه تروریسم اشتباه است: اخلاق و خشونت سیاسی (How Terrorism is Wrong: Morality and Political Violence) که در سال 2008 انتشار یافته است.

خانم هلد با محبت تمام درخواست مصاحبه با مجله را پذیرفت و آنچه در پی می‌آید؛ پاسخ وی به پرسش‌های مجله زنان امروز درباره نظریه فلسفی اخلاق مراقبت است.

Virginai Held

Virginia Held

فکر می‌کنم برای بسیاری واقعاً سخت است که «مراقبت» را به عنوان مبنای نظریه‌ای اخلاقی بپذیرند، ممکن است برای ما توضیح دهید چگونه مفهوم مراقبت می‌تواند به عنوان اساس فلسفۀ اخلاق لحاظ شود؟

فعلِ مراقبت، ذاتی زندگی انسانی است؛ هیچ انسانی نمی‌تواند بدون سال‌ها مراقبتْ از نوزادی به بزرگسالی برسد. مراقبت آمیخته با فضایل بسیاری است؛ فضایلی مانند پاسخ‌گو بودن نسبت به نیاز، حساسیت نسبت به دیگران، ایجاد اعتماد و پرهیز از خشونت. ما می‌توانیم درک کنیم که این ویژگی‌ها فضایلی اخلاقی هستند نه خصلت‌هایی رفتاری. از آنجا که زندگی اغلب انسان‌ها بدون عدالت سپری می‌شود، ولی محال است بدون مراقبت به سرانجام برسد، در‌می‌یابیم که مراقبت و ارزش‌های آن بسیار بنیادی‌تر از عدالت هستند. تمرکز اخلاق مراقبت، به جای اینکه مانند بسیاری از نظریات اخلاقیِ پیش از خودش بر پایۀ عدالت در اعمال افراد تمرکز یافته باشد، بر ارزش‌های روابط مراقبتی میان انسان‌ها متمرکز است. اخلاق مراقبت، نظریه‌ای است که دریافته روابط میان انسان‌ها قلب اخلاق است- نه اعمال فردی انسانهایی که آزاد، برابر و خود-بسنده فرض شده‌اند.

به عنوان یکی از فلاسفه و نظریه پردازان اصلی در حوزه اخلاق مراقبت، ممکن است تعریف خودتان را از اخلاقی مراقبت- محور برای ما بیان کنید؟

اخلاق مراقبت نظریه‌ای است که ارزش‌های اخلاقی را که مدت زمان مدیدی از آنها غفلت شده بود و در اعمال مراقبتی متجلی می‌شوند، ارج می‌نهد. این نظریۀ اخلاقی ادعا می‌کند ارزش‌های مراقبتی باید بسط و عمومیت پیدا کنند، اینگونه ما می‌توانیم جوامعی مراقبتی و جهانی مراقبتی داشته باشیم. در جامعه‌ای مراقبتی، برطرف کردن نیازهای مشروع همگان بر انباشت ثروت توسط معدودی از افراد، تقدم مؤکد دارد. در چنین جامعه‌ای، مراقبت با حساسیت و احترام جریان خواهد داشت و به این ترتیب جامعه با روابط مراقبتی میان افراد آن، هویت خواهد یافت. در جهانی مراقبتی، اعتماد میان گروه‌ها رشد خواهد کرد و پرهیز از خشونت و مدارا غالب خواهد شد.

فلسفۀ اخلاق مراقبت، باوری که ادعا می‌کند اخلاقیات باید تنها بر مطالبات عقل استوار باشد، رد می‌کند. این نظریۀ اخلاقی به اهمیت احساسات برای مراقبت واقف است. اینجا اهمیت به احساس، تنها در راستای آنچه عقل فرمان می‌دهد نیست که در عین حال، نقش تعیین کننده‌ای در تشخیص آنچه باید انجام شود، دارد. به عنوان مثال، اخلاق مراقبت طالب همدلی و بهروزی برای دیگران است، همانگونه که خواهان بهروزی برای خودمان است. مراقبت، در تلاش برای پاسخ به نیازهای افرادِ مشخص و واقعی است نه در پی ساختن یک تئوری آرمانی برای یک جامعۀ بی‌نقص.

به نظر شما اخلاق مراقبت، به عنوان یک نظریه اخلاقی زنانه‌نگر و انضمامی، می‌تواند در زندگی روزمره در خانواده، جامعه و جهان ما کاربردی و نهادینه شود؟

اخلاق مراقبت، نظریه‌ای مبتنی بر تجربه است، تجربه‌ای که هر انسانی از آن بهرمند است، زیرا همۀ ما در مسیر تبدیل شدن به یک انسان بالغ، مراقبت و ارزش‌های آن را تجربه کرده‌ایم. از آنجا که تنها چند دهه از عمر رهیافت مراقبتی به اخلاق می‌گذرد، ما تازه در ابتدای راه کشف دلالت‌های فراوان آن برای جامعه و جهان هستیم. ما پیشاپیش می‌دانیم که این نظریه می‌تواند چونان راه-نمایی برای زندگی سیاسی، مسائل اجتماعی و معضلات جهانی به کار برده شود. قابلیت کاربست اخلاق مراقبت بسیار فرا‌تر از بافتار خانواده و دوستان است- جاییکه ارزش‌های آن، مانند واکنش نشان دادن با حساسیت به نیازهای دیگران و رشد و افزایش اعتماد، بسیار روشن است. کتاب‌هایی مانند مجموعه جدید اخلاق مراقبت و نظریه سیاسی (Care Ethics and Political Theory) که دانیل انگستر (Daniel Engster) و موریس همینگتون (Maurice Hamington) آن را تألیف کرده‌اند، یکی از کارهایی است که هدف آن توسعه اخلاق مراقبت در بسترهای سیاسی است.

من معتقدم برای پاسخ به اینکه چگونه ساختارهای حقوقی و سیاسی درون جوامع را ساماندهی کنیم، نظریات لیبرال قدیمی‌تر درباره عدالت می‌تواند نسبتاً رضایتبخش باشند و نیاز ما را برآورده کنند- گرچه باید به اخلاق مراقبت به عنوان یک نظریۀ اخلاقی گسترده‌تر، اساسی‌تر و جامع تر نگریست که می‌تواند در این ساختارهای محدود توصیه شود. برای اینکه نظام‌های سیاسی و حقوقی کارآمد باشند، روابط جامعه مدنی باید به اندازه کافی رشد کند تا جامعه منسجم شود. به این روابط باید به دیدۀ روابط مراقبتی گرچه ضعیف اما ضرورتا مهربانانه نگریست. آدمیان باید به اندازه کافی درباره هم‌نوعان خود دغدغه داشته باشند تا آنان خواهان رعایت حقوقشان رعایت باشند و نهادهای حقوقی را که اسباب این احقاق حق را فراهم می‌کنند، تقویت کنند.

اما اخلاق مراقبت بیش از سایر نظریات متداول نوید بخش توجه و رسیدگی به مسائل بخش‌های غیر حقوقی و غیر سیاسی جامعه است، بخش‌هایی مانند نظام‌های مربوط به مراقبت‌های بهداشتی و آموزش و پرورش. در عین حال اخلاق مراقبت چنته پرتری دارد برای ارائه راهکارْ در مواجهه با معضلات جهانی مانند کشاکش‌های اخلاقی، فقر جهانی و خشونت میان گروه‌ها و دولت‌ها. در کتا‌ب‌هایی مانند کتاب راهنمای راتلج درباب اخلاق جهانی (The Routledge Handbook of Global Ethics) و مبانی فلسفی حقوق بشر (Philosophical Foundations of Human Rights)، فصل‌هایی به قلم من هست که در آن‌ها برخی از گره-گشایی‌های اخلاقی که اخلاق مراقبت می‌تواند در مسائل جهانی ایجاد کند، شرح داده‌ام.

تردیدی در این مسئله نیست که آموزش و پرورش و تحصیلات پیش از دانشگاه باید به عنوان نقطه آغاز برای اصلاح و بهبود شرایط مرکز توجه باشد. می‌دانیم فیلسوفان اخلاقِ مراقبت، درباره آموزش و پرورش اخلاقی بر مبنای مراقبت، صاحب دیدگاه‌ها و نظریات تازه‌ای هستند. ممکن است قدری برای خوانندگان ما درباره اندیشه‌های خود در این زمینه توضیح دهید و بگویید چگونه آموزش و پرورشِ اخلاقیِ مراقبت-محور می‌تواند زندگی ما را بهبود بخشد؟

تعلیم و تعلم قلمروی از جامعه است که اغلب می‌توان تجلی ارزش‌های مراقبتی را در آن دید و این اتفاق در حین تلاش برای درک نیازهای دانش‌آموزان به معرفت و فهم خود را نشان می‌دهد. برای انجام مؤثر این کار، همدلی و اعتماد اکیداً مورد نیاز است. این بافت و بستر، اهمیت روابط مراقبتی میان معلمان و دانش آموزان را آشکار می‌کند و نشان می‌دهد چگونه توجه صرف به عمل و پیشرفت فردی کافی نیست. معلمان و دانش آموزان برای دستیابی به اهداف آموزشی و پرورشی باید بایکدیگر همکاری و مشارکت کنند. به همین نحو، برای دستیابی به پیشرفت‌ها و توسعه اجتماعیِ مورد نیازِ جامعۀ اخلاقی، در هرکجای دیگر، کار آدمیان باید با تعاون، مشارکت و هم‌بخشی همراه باشد.

بسیاری از منتقدان اخلاق مراقبت، خاصه ناقدان فمینیست، معتقدند فلسفۀ اخلاق مراقبت یک «نظریه اخلاقی خطرناک» است، زیرا فرودستی زنان را تشدید و تثبیت می‌کند. برخی از فعالان مسائل زنان در ایران هم به طور خاص بر این نکته تأکید دارند، چرا که معتقدند در کشوری که هنوز قوانین، آداب و سنت‌هایی علیه زنان وجود دارد، اصرار بر اخلاق مراقبت، تشدید بی‌عدالتی است. پاسخ مدافعان اخلاق مراقبت به این دست انتقادات چیست؟

این نگاه که اخلاق مراقبت تقویت کننده انقیاد زنان است مبتنی بر یک سوءتفاهم جدی است. اخلاق مراقبت یک اخلاق زنانه نگر است که تلاش می‌کند سلسله مراتبِ سنتیِ جنسیت را برهم بزند و این کار را نه تنها با برملا کردن سلسله مراتب جنسیتی در نظریات اخلاقی، سیاسی و سایر نظریه پردازی‌ها انجام می‌دهد، که در عین حال در ساختن نظریات خود نیز به آن توجه دارد. بله، نظریات سنتی مانند آنهایی‌که مثلاً بر حق مالکیت تاکید می‌کنند باید درمورد زنان نیز بکار رود و نباید محدود به مردان شود اما درعین حال ما باید به تعصب‌ها و سوگیری‌های محتمل و مستتر در خودِ نظریات نیز توجه کنیم. نظریات اخلاقیِ متداول و حاکم، ارزش‌های مرتبط با عدالت را که برای مردان در سپهر عمومی زندگی آشکار می‌شود، واجد برتری اخلاقی دانسته و از ارزش‌هایی که ظهور آن‌ها در فعالیتهای مراقبتی است، کارهایی که به طور سنتی در پیوند با زن و خانواده است، غفلت کرده‌اند.

نظریات سنتی سیاسی و اخلاقی و همچنین نظریه‌پردازی در سایر حوزه‌ها منعکس کنندۀ سیطره نظرگاه و تجربه مردانه‌اند و ارزش‌های مرتبط با مراقبت را که زنان در آن بسیار کارآزموده و ورزیده‌ترند هستند، بی‌اعتبار می‌دانند. مردان می‌توانند ارزش‌های مراقبتی را در مراقبت‌هایی که در ایام کودکی یا بیماری دریافت کرده‌اند بفهمند؛ یا در مشارکت در مراقبت از دیگری که اخیراً بیشتر در آن درگیر می‌شوند و تا پیش از روزگارِ اخیر عدۀ معدودی از آنان به این امر تمایل نشان می‌دادند. مردان می‌توانند در فعالیت‌های مراقبتی مانند مراقبت از کودکان، پرستاری و معلمی در مقاطع ابتدایی مشارکت کند درحالیکه مردانِ روزگاران گذشته معمولاً عنایت چندانی به ارزش‌هایی که در این قبیل فعالیتهای عمدتاً زنانه وجود داشت نشان نمی‌دادند. در واقع فلسفۀ اخلاقِ مراقبت می‌کوشد تا این تعصب و غرض ورزی را جبران کند و این ارزش‌های مغفول مانده را ببیند و درک کند و اهمیت آن‌ها را نه تنها در کار‌ها و اعمالی که تا پیش از این زنانه تلقی می‌شد، که در هرجا و همه جا، قدر نهند. میزان اهمیتی که این روز‌ها مردان در کنار زنان، به اخلاق مراقبت می‌دهند واقعاً دلگرم کننده است.

درست مانند خودِ فمینیسم، اخلاق مراقبت هم اهداف و غایاتِ انقلابی در خود دارد. این نظریۀ اخلاقی در تلاش برای بازسازی اندیشه و جوامع ماست و به این اعتبار سلسله مراتب سنتی جنسیت در آن محلی از اعراب نخواهد داشت.

اخلاق مراقبت در کشورهای غربی رشد و توسعه یافته است اما کشورهای غیرغربی هم به این نظریه علاقمند شده‌اند. شاید عمل مراقبت در کشورهای مختلف با فرهنگ‌های مختلف صورت‌های متفاوتی به خود بگیرد. آیا با این سخن موافقید؟ اگر موافق هستید، آن اندیشه‌ها و مشخصه‌هایی از اخلاق مراقبت که می‌توانند در کل دنیا مورد توجه باشند و تحت تأثیر فرهنگ و جغرافیا تغییر نکنند، کدامند؟

یکی از بزرگ‌ترین نقاط قوت فلسفه اخلاق مراقبت این است که بر اساس تجربه شکل گرفته، تجربه‌ای که حقیقتاً عام و جهانشمول است. همه ابنای بشر، دست‌کم در زمانی خردسالی و کودکی طعم مراقبت را چشیده‌اند و می‌توانند ارزش‌های آمیخته با آن را درک کنند. حتی اگر در کودکی مراقبت اندکی از آن‌ها صورت گرفته باشد، می‌توانند بفهمند چگونه یک رفتار مراقبتی، در عالم واقع باید بهتر شود. اغلب مردم تا حدی درگیر فراهم کردن شرایط مراقبتی برای اطرافیانشان هستند و می‌توانند متوجه ارزش‌هایی که در فعالیت‌های مراقبتی وجود دارد، بشوند. اخلاق مراقبت نیازی به مبانی تفرقه افکن اعتقادی که در بسیاری از نظریات اخلاقی مستتر شده، ندارد. تفاوت‌های فرهنگی در عملِ مراقبت از کودکان و سایر فعالیت‌های مراقبتی، در مقایسه با ارزش‌های هسته‌ای مراقبت بسیار اندک هستند. برای اینکه چنین مراقبتی با موفقیت انجام شود، ما نیازمند توسعه حساسیت نسبت به دیگران و روابط مبتنی بر اعتماد هستیم. آنجا که افرادی با قدرتهای کاملاً نابرابر در روابطی قرار گرفته‌اند که اغلب انتخاب خودشان نیست، مدارا وتسامح به طور عمومی باید بسترهای مراقبتی را زیر چتر خود بگیرد. ارزش‌های اخلاق مراقبت ارتباط ملموس تری با دنیای واقعی ملت‌ها،  گروه‌ها و اشخاص دارد، دنیایی که در آن برخی حاکم و مسلط هستند و برخی تحت سلطه و استثمار شده و این نظریه در مقابل نظریه‌های عدالت قرار گرفته که ابتنای آن‌ها بر اصول انتزاعی، برای افراد عاقلی است که پیشاپیش برابر و خودآیین (autonomous)  فرض شده‌اند.

سوال آخر اینکه دورنمای شما از آیندۀ اخلاق مراقبت چیست؟

به نظر می‌رسد علاقه به اخلاق مراقبت به شکل چشمگیری روبه افزایش است. وقتی من فلسفه خواندن را شروع کردم توجه چندانی به مسئله حقوق بشر وجود نداشت، نه در رشته فلسفه، نه در نظریه‌های سیاسی و نه در سپهرهای وسیع‌تر. اما در ربع آخر قرن بیستم، علاقه به حقوق بشر و تأثیر توجه به آن، رشد شگفت انگیزی داشت و همچنان پرقدرت باقی مانده است. من تصور می‌کنم سرنوشت مشابهی، درربع اول قرن بیست و یکم، برای اخلاق مراقبت رقم خواهد خورد و این رشد ادامه دار خواهد بود. آینده فلسفه اخلاق مراقبت از نگاه من بسیار نویدبخش است. من فکر می‌کردم آخرین کتابم بعد از کتاب فلسفه اخلاق مراقبت ،کتابی درباره خشونت سیاسی است، اما اکنون به نگارش کتابی فکر می‌کنم که عنوان آن آینده فلسفۀ اخلاق مراقبت (The Future of Care Ethics) است.

 

برای اطلاعات بیشتر

متن انگلیسی مصاحبه را اینجا ببینید.

  • پرونده بخش افق عمودی در شماره 14 مجله زنان امروز (دی 1394) به بررسی  فلسفه اخلاق مراقبت اختصاص یافته بود.

مطالب مرتبط

نوشته های دستۀ مراقبت

نوشتن دیدگاه