داغ‌تر از آش


الف- سال ۸۴ وقتی نوشتن این وبلاگ را شروع کردم، وبلاگنویسی خیلی باب بود اما نوشتن از مسائل زنان اینقدر فراگیر نشده بود. آنزمان پیش خودم فکر کردم آنچه می‌خوانم و می‌بینم را اینجا هم معرفی خواهم کرد، شاید زمانی به کار کسی بیاید… ده سال از آن زمان گذشته و بدون اغراق انقلابی در این حوزه رخ داده است. هم نوشته‌های تخصصی و هم یادداشتهای عمومی در حوزه مسائل زنان با سرعت و وسعت بسیار منتشر می‌شوند. خاصه در چندسال اخیر بازنمایی مسائل مربوط به زنان به نحو عجیبی زیر ذره بین رفته: تصویر کبودی زیر چشم خانم مجری حجم حیرت انگیزی از تحلیلهای فمینیستی، حقوقی، روانکاوی و پست مدرن را در فضای مجازی تولید می‌کند یا ماجرای دردناک فرخنده چنان انعکاس غیرعادی در رسانه‌های فارسی زبان برمی‌انگیزد انگار نه انگار روزگاری نه چندان دور و دیر طالبانی بود چنان‌که بود و همچنان هست و خواهد بود…

ب- تردیدی ندارم که بخش زیادی از این توجهات نه از روی دلسوزی یا جذب توجه به معظلات زنان، که به نحوی استفاده ابزاری است. از سوی دیگر این وسعت و سرعت انتقادات علمی-فرهنگی-سیاسی-مذهبی ما را به سوی ابتذالی رهایی ناپذیر می‌کشاند. زمانی بالغ بر نود درصد تولیدات سیمای جمهوری اسلامی ایران در حوزه فیلم و سریال ضدزن بود و اغلب ما قاه قاه به آنها می‌خندیدیم-کماکان همینطور هم هست. کسی عنایت نداشت. امروز کوچک‌ترین دیالوگ یک سریال طنز- و نه داستان آن/کلیات شخصیت‌پردازی/تسهیم نقشها و…- حساسیت برانگیز می‌شود تو گویی «زن‌ها همه فرشته‌اند» و هیچ زن نافهمی روی زمین وجود ندارد و نیست اینهمه باورهای احمقانه میان زن‌ها درباره شوهر و بچه و زندگی که ارزشی جز مصرف شدن در یک سریال طنز ندارد.

ج- یا در فضاهای مجازی که من از آن‌ عبور می‌کنم، این روزها بحث «کار خانگی» زیاد طرح می‌شود و شک نکنید موافقم این تقسیم کار ناعادلانه در خانه جزء جنایات بشر علیه زنان است. نیازهای اولیه انسان‌ها (که عمومن زنان مسئول آنند) تعطیلی ندارند، توقف نمی‌کنند و تمام نمی‌شوند و زنان به عنوان کارگران تمام وقت تا زمان ازکار افتادگی، زمین‌گیری و یا مرگ از اشتغال به آن‌ها رهایی ندارند. تعطیلات عید، از زمان خانه تکانی تا  آش عصر روز سیزده فروردین، برای آن‌ها به معنی کار دو/چند برابر است و بی‌ملاحظگی هریک از ما نسبت به این «نامردی» مشارکت در این جنایت است… اما آیا راه حل این است که به زنها توصیه کنیم برای به رسمیت شناساندن حقوق خودشان در این ایام عید دست از کار بکشند، آشپزخانه را ترک کنند و با ظرف آجیل و میوه بنشینند در پذیرایی تخمه بشکنند؟

به نظرم بهتر است زیاد اعتماد نکنیم به این کاسه‌های داغتر از آش و دست کم مدافعان آگاه مسائل زنان، در این آب گل آلود جنگهای جنسیتیِ رسانه‌ای، به جای کوک کردن ساز مخالف، که نهایتن ما را برساند به «فیلمهای مبتذل زنی/مردی» سینمای ایران، که اگر اسباب تخفیف خودمان نشود چیزی بیش از داغ کردن بازار آدمها/رسانه‌های منفعت/شهرت طلب به همراه نخواهد داشت، دعوت کنند به معاونت، به فهم متقابل شرایط و وضعیتهای فیزیکی، روانی و کاری و جهت دادن به توسعه فرهنگ (نه دعواهای) ضد تبعیض جنسیتی

Advertisements

۱ دیدگاه »

  1. به یک بازی وبلاگی مثل قدیم دعوت شدی که بی ارتباط با مقدمه این پست نیست:
    http://nasrin.paiiz.com/?p=4

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s