Archive for نوامبر, 2014

قرآن و زن

Amina Wadud

الف- بسیاری از علاقمندان به مسائل فمینیسم اسلامی نام آمنه ودود را از بابت اقدام جسورانه‌اش درامامت نماز جمعه در امریکا شنیده‌اند. در ۱۸ مارچ ۲۰۰۵ او امامت نماز جمعه‌ای با حضور ۶۰ زن و ۴۰ مرد را که بدون تفکیک جنسیتی در صفوف نماز ایستاده بودند به عهده گرفت که البته با مخالفت‌هایی هم روبرو شد.

آمنه ودود (Amina Wadud) در سال ۱۹۵۲ در خانواده‌ای از آمریکایی‌های آفریقایی تبار در آمریکا به دنیا آمد. پدرش مسیحی بود، او در ۱۹۷۲ مسلمان شد و دو سال بعد نام خود را از مری تسلی به آمنه ودود تغییر داد. در رشته‌های مطالعات خاورمیانه، ادبیات عرب و مطالعات اسلامی تحصیل کرده و در مالزی، آمریکا و اندونزی استاد دانشگاه بوده است.

کتاب زن و قرآن؛ بازخوانی متن مقدس از منظر یک زن در اصل رساله دکتری او بوده  که در سال ۱۳۹۱ توسط انتشارات حکمت و با ترجمه خانم‌ها اعظم پویا و معصومه آگاهی منتشر شده است.

ب- او در این کتاب تفسیر خاص خودش از مسئله جنسیت در اسلام را ادائه می‌کند و معتقد است ناکامی در فهمِ تفاوت کاربردهای خاص در قرآن و کاربردهای عام آن است که به اختلاف آرا درباره جهانبینی کلی قرآنی منجر شده است. او به اهمیت قرائت شخصی و فشار بافتار مفسر و متن پیشین بر او اشاره می‌کند و معتقد است مفسران تلقی خود درباره زن را به قرآن تحمیل کرده‌اند.

ودود در ابتدای کتاب درمورد روش تفسیری هرمنوتیکی که شخصن به کار بسته است اینگونه توضیح می‌دهد:

 «تمام آیاتی که اشاره‌ای به زنان، به تنهایی یا به همراه مردان، دارند با روش سنتی» تفسیر قرآن به قرآن «تحلیل شده‌اند اما من واژگان خاص این روش را بسط داده‌ام و هر آیه را: ۱) در سیاق خود آیه؛ ۲) در سیاق آیات هم موضوع با آن آیه؛ ۳) در پرتو ساختار زبانی و دستور زبانی مشابه در آیات دیگر؛ ۴) در پرتو اصول قاطع قرآنی؛ و ۵) در چهارچوب بافت جهانبینی قرآنی تحلیل کرده‌ام».

ج- او می‌گوید تمام آیات قرآن در مقطع زمانی خاصی در تاریخ و در چهارچوب اوضاع و شرایط بیان شده‌اند. هرچند پیام به آن زمان یا آن اوضاع تاریخی محدود نمی‌شود، ولی خواننده باید دلالت بیانات قرآنی را در محدوده زمانی که در آن بیان شده بفهمد تا معنای آن را دریابد. تاکید می‌کند که هر بافت اجتماعی باید اصول مبنایی و تغییر ناپذیر متن را بفهمد و سپس آن‌ها را در موقعیت منحصر به فرد خود به مرحله عمل درآورد. پس «هیچ تفسیری از قرآن را هرگز نمی‌توان تفسیر نهایی دانست».

به نظر ودود قرآن به سبب ادعایش مبنی بر اینکه برای تمامی کسانی که ایمان آورده‌اند سودمند است باید به اندازه کافی انعطاف پذیر باشد تا بتواند با اوضاع و احوال مختلف فرهنگی سازگاری پیدا کند و دقیقن همینگونه هم هست. دردسر آنجا آغاز می‌شود که تمایل داشته باشیم تفاسیر را به جای اینکه به نویسندگانی که به آن‌ها معتقد بودند نسبت دهیم، به خود قرآن نسبت دهیم. او به پیروی از استادش فضل الرحمان، فرآیند تفسیر را «شامل حرکت از موقعیت فعلی به زمان نزول و رجوع دوباره به زمان حاضر» می‌داند.

د- ودود با باور به اینکه واژه‌ها یک معنای اصلی دارند که می‌توان از آن واژه به تنهایی فهمید- و یک معنای نسبی- که معنای ضمنی است و از بافتی که واژه در آن به کار رفته است گرفته می‌شود دست به تفسیر قرآن و مسئله جنسیت در قرآن می‌زند، و با این اعتقاد که هر واژه باید در چارچوب بافتاری خود فهمیده شود، به بررسی دقیق چالش برانگیز‌ترین مباحث جنسیتی در قرآن می‌پردازد. در کتاب قرآن و زن او موضوعاتی نظیر آفرینش حوا و آدم، مسئله حجاب و تبرج، آخرت و پاداش اخروی، بهشت و مصاحبان بهشتی (یا‌‌ همان حورالعین)، نقش‌های متنوع زنان در داستانهای قرآن و کلیشه‌های جنسیتی، ازدواج و اطاعت از شوهر، طلاق و حق طلاق، نشوز، الرجال قوامون علی النسا، ارث، تعدد زوجات، شهادت، نگهداری کودکان و… را مورد بررسی موشکافانه قرار داده است. او با‌‌ همان روشی که در ابتدا اشاره شد، آیات مربوط به این موضوعات را در زمینه و زمانه خود و در مقایسه با ساختار کلی قرآن مورد مطالعه قرار می‌دهد و با احاطه‌ای که به زبان عربی و تفاسیر مختلف قرآن دارد، ثابت می‌کند باورهای رایج درباره این مسائل تا چه اندازه اشتباه و‌گاه خلاف پیام انسانی، برابریخواه و مساوات طلب خود قرآن است.

 ه- «متن برای ساکنان دنیا نازل شده، در زمانی که ساکن دنیا بوده‌اند، و ما همگی زمانی متن را می‌خوانیم و بررسی می‌کنیم که در دنیا هستیم. به این ترتیب حیات زمینی ما برداشت‌های ما از متن را تغییر می‌دهد، و متقابلاً متن قابلیت تغییر دادن آن را دارد».

مطالب مرتبط

فاطمه مرنیسی

لیلا احمد

نیاکان ما

فمینیسم اسلامی

Advertisements

Comments (2)

خواهر اوشین؛ حکایت زنی که داشت می‌مرد

سریال «سالهای دور از خانه» را به یاد دارید؟ برای من خاطرات محوی باقی مانده مثل عکس اوشین روی جورابی که کلاس اول دبستان پوشیدم. تکرار سریال را ندیده ام اما یک صحنه از آن را به یاد دارم. آنجا که خواهر اوشین داشت می‌مرد، صحنه بسیار تاثر برانگیزی بود که حتی پدر اوشین را هم منقلب کرد. اشتباه نکنم بعد از تولد نوزادش بود. پرسید»دختر است یا پسر؟» گفتند :»پسر». خوشحال شد و گفت که خوشحال است که بچه پسر است چون مثل خودش نمی‌شود که نصیبی جز بدبختی و رنج نداشت.

الف- من هربار مادری را می‌بینم که از اینکه فرزندش پسر است ابراز خوشحالی می‌کند، یا خانم متاهلی که دلش پسر می‌خواهد یا از اینکه دختر ندارد ابراز شعف می‌کند یا خانم‌های مجردی که وقتی درباره زندگی آینده شان حرف می‌زنند می‌گویند هرگز نمی‌خواهند دختری داشته باشند(اگر نگویند مادام که در این کشور زندگی میکنند حاضر به بچه دار شدن نیستند) به یاد خواهر اوشین می افتم. آنها هم از استدلال او استفاده می‌کنند: «دختر بشود که مثل خودم بدبختی بکشد»…»دختر بشود که همه اش تو سری بخورد»؛ «دختر بشود که از اول تا آخر یک آقا بالاسر بهش بگوید چه بخور و چه بپوش و کجا برو و…»/ «دختر بشود که به اسم اعتبار و ناموس و حیثیت، محدود شود و حسرت چیزهایی را بکشد که حق طبیعی اش است»/ «دختر بشود که من بمانم و حوضم! ندارنم چه بکنم، با جامعه چه کنم؟ با تنها ماندن در تربیتش…»

ب- فرقی نمی‌کند تحصیلاتشان زیاد یا کم یا متوسط باشد و باز فرقی نمی‌کند شرایط مالی شان چطور باشد یا وضعیت مذهبی، در بهترین حالت، ورای احساسات و زاری و ندبه برای زن و زنانگی، اینطور به نظر می رسد که مادرهای معترض، احساس می‌کنند دربرابر همه دنیا تنها هستند، در برابر پدرها، در برابر جامعه و ابتلائاتش، دربرابر احکام ناعادلانه به اسم دین، در برابر حاکمیت و جامعه مطلوب و سالمش، دربرابر خلقت و اقسام دردهایش، دربرابر اسباب بازیهای صورتی، دربرابر ماهواره، دربرابر مد و زیبایی… مردها بیشتر دوست دارند که دختر داشته باشند. لابد چون درکی از این همه درد ندارند و این یکی را هم به جهت خودخواهی دل خودشان میخواهند…

ج- نهایت این که حکایت خواهر اوشین حکایت زنی است که داشت می‌مرد! من زنده‌ام و اتفاقن خیلی معترضم اما به اندازه بچه خودم هم نمیخواهم برای تغییر تلاش کنم!

 

مطالب مرتبط

آنچه سخت است استوار است

 

 

نوشتن دیدگاه