ازدواج سفید؛ تله‌ای برای دختران تحصیل کرده!


مدتی است از اینطرف و آن طرف اسم «ازدواج سفید» را زیاد‌تر می‌شنویم. ازدواجی که بر اساس آن هر اتفاقی که میان دونفر افتاده باشد شناسنامه‌هایشان سفید باقی مانده است. رسانه‌های رسمی از آن با عنوان فاجعه و رسانه‌های غیر رسمی به عنوان یک فرصت یاد می‌کنند. این شماره مجله زنان امروز هم پرونده‌ای در بررسی این پدیده منتشر کرده است.

الف– چند نکته مشترک درباره ازدواج سفید وجود دارد، یکی اینکه هیچ کس اطلاع دقیق که نه، حتی تقریبی هم درباره تعداد افرادی که به این شیوه زندگی می‌کنند ندارد. اغلب ما چیزهایی شنیده‌ایم یا ندرتن دیده‌ایم. دوم اینکه نوعی هیجان زدگی در مواجهه با آن دیده می‌شود. چه موافقان و چه مخالفان، بدون اینکه اطلاع دقیقی از کم و کیف این سبک زندگی داشته باشند  با حرارت زیاد درباره آن اظهار نظر می‌کنند. سوم اینکه آنچنان که من دیده‌ام در اغلب نوشته‌ها چنین القا می‌شود که در این سبک زندگی استقلال و عزت نفس زنان بیشتر است. مثلن در یکی از این مصاحبه‌ها در سایتی، دخترک دانشجویی با اشاره به اینکه کرایه خانه و عمده مخارج به عهده اوست بالیده بود که اگر نخواهمش او را از خانه بیرون می‌کنم و کس دیگری را جایگزین می‌کنم چون اختیارم دست خودم است! این باور به برابری را حتی در نوع تصاویری که «زنان امروز» برای گزارش خود انتخاب کرده هم می‌توان دید.

ب– عمر شیوع این پدیده-اگر فرض را بر این بگذاریم که اساسن شیوعی دارد- کوتاه است و اتکا به اظهار نظرهای افرادی که با آن درگیر هستند نمی‌تواند مناط اعتبار موفقیت یا عدم موفقیت آن باشد، خاصه که تا آنجا که من دیده‌ام این نوع ازدواج بیشتر در میان نو-جوانان کم بضاعت در آرزوی ازدواج یا زنان/مردان مطلقهٔ خسته از دوندگی در دادگاه و بازخواست از جانب خانواده‌ها و دوستان و آشنایان رایج است.

 آن‌ها که درگیر چنین رابطه‌ای هستند احتمالن از آن بد نمی‌گویند ولی آن‌ها که چنین تجربه‌ای را از سر گذرانده‌اند یا کسانی را می‌شناسند که چنین تجربیاتی دارند چه؟ جالب اینجاست که جامعه‌شناسان و متخصصان هم این بار در کنار دلواپسان اجتماعی این پدیده را مثبت ارزیابی نمی‌کنند، خاصه برای زنان.

ج– ظاهرن هیچ کس جز گزارشگران هیجان زده مجلات و خبرگزاریهای مجازی دید خوبی به این پدیده ندارند و نه تنها آن را عاملی برای بهبود وضعیت زنان و دختران و عدم وابستگی آن‌ها نمی‌دانند که اتفاقن به قول دکتر معیدفر با ذهنیت موجود ورود به این نوع ارتباط یک ریسک بزرگ برای افراد است و «در شرایط فعلی ما، دختران تاوان خیلی خیلی سنگینی خواهند پرداخت» او اشاره می‌کند «رفتن به سمت این ازدواج‌ها تبعیض را کاهش نمی‌دهد بلکه تبعیض به شکل دیگری ادامه می‌یابد… می‌دانیم که به‌‌ همان اندازه که نگرشهای زنان تغییر کرده نگرشهای مردان تغییر نکرده است. دلیلش هم این است که مرد‌ها تا به حال جنس بر‌تر بوده‌اند و دلیلی هم ندارد بخواهند این امتیاز را از دست بدهند…»

د– اغلب مصاحبه شونده ها- آنقدر که من دیده‌ام زن هستند، شاید به این دلیل که به قول یکی‌شان «من هیچ وقت باور نمی‌کنم که مردها عاشقانه این زندگی را انتخاب کنند»، اما زنان امروز دو گفتگو با زنانی که این دست تجربه را از سرگذرانده‌اند انجام داده، هر دو با تلخی فراوان از آن یاد می‌کنند: «… چطور به ما که رسید آسمان تپید و ازدواج شد یک چیز از مدافتاده؟ مردهایی که از این حرف‌ها می‌زنند وجودش را ندارند که مسئولیت قبول کنند! ضعیف هستند! و جالب این است که همین ضعف را با ژستهای روشنفکری تبدیل کرده‌اند به چماق و توی سر ما می‌زنند! دخترهای تحصیلکرده ما هم این حرف‌ها را قبول می‌کنند! تحصیلات دارین، در جامعه داریم کار می‌کنیم، موقعیت اجتماعی خوب داریم، مستقلیم و باز مرد‌ها دارند از ما سواستفاده می‌کنند، نمونه‌اش خود من! همین آدم‌ها که برای ما پز روشنفکری و مدرن بودن می‌دهند اگر پای خواهر خودشان وسط باشد غوغا به پا می‌کنند… ما‌ها باید بیاییم تجربه‌هایمان را بگوییم که دختر‌ها گوشی دستشان باشد. مخصوصاً دخترهای جوان‌تر که دارند رقابت می‌کنند سر اینکه امروزی‌تر به نظر بیایند…» شاید بگویید همانطور که حرفهای آدمهای درگیر چندان معتبر نیست شکست خورده ها هم نمیتوانند ملاک داوری قرار گیرند اما من هم به عنوان کسی که مختصر آشنایی با فضاهای روشنفکری ایران دارم امیدوارم «دخترهای جوان‌تر که دارند رقابت می‌کنند سر اینکه امروزی‌تر به نظر بیایند» گوشی دستشان باشد که هیچ گربه‌ای برای رضای خدا موش نمی‌گیرد و نباید از چاله به چاه افتاد حتی اگر تهش سفید باشد. هر اتفاقی که بیفتد نه قانونی وجود دارد که از آنها حمایت کند و نه خانواده‌ای که به آن پناه ببرند.

ه-شاید واپسگرایانه به نظر برسد ولی شخصن اصلن دید خوبی به ترویج این سبک زندگی آنهم ذیل دروغی به نام استقلال طرف مونث ماجرا ندارم. اغلب هم نسلان ما به تجربه دریافته‌ایم که در پس عمده تحقیرهای روشنفکرانه‌ای که دختران را برای درخواست ارتباط در چارچوب ازدواج مسخره می‌کنند و با انواع آسمان ریسمان بافتنهای به ظاهر ترقی خواه آنان را به ارتباط آزاد از قواعد اجتماعی دعوت می‌کنند ( که استدلهای فاسدشان از دو سه سرفصل تجاوز نمی‌کند) نوعی اغوا، راحت طلبی، فرار از مسئولیت، ترس از درگیر شدن با زندگی واقعی و واقعیات زندگی نهفته است که به قول دوستی «حتی جرج کلونی هم با دختری که دوستش داشت ازدواج کرد!»

برای مطالعه بیشتر

زنان امروز، سال اول، شماره ۵، مهر ۱۳۹۳

یادداشت مرتضی مردی‌ها در حاشیه بحث ازدواج سفید

مطالب بیشتر

اخلاق ارتباط جنسی

گور‌های خری

درباره عشق اروتیک

نیکبختی VI:بودن با

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s