نیاکان ما


«این روز‌ها یک اسطوره فراگیر قصد دارد با تکرار و تکرار دوباره در کلام، شنیدن و یادآوری، خود را به عنوان حقیقت جا بزند… این اسطوره خطرناک است و بابد با آن به مبارزه برخاست… اسطوره‌ای که به آن اشاره می‌کنم این است که مبارزات زنان برای حقوقشان در جوامع اسلامی، با این جوامع نسبتی ندارد و زنانی که در این جوامع حقوق خود را مطالبه می‌کنند، افکار  «مسئله ساز» و «منفی» را از جوامع و فرهنگ‌های بیگانه وام گرفته‌اند…»

farida-shaheed

فریده شهید، متفکر پاکستانی، مقدمه کتاب نیاکان ما را با این جملات آغاز می‌کند. او در مقدمه تیزبینانه‌ای که بر کتابش نوشته می‌گوید هرگز زیر بار این دعوی نخواهد رفت که زنان مسلمان نسبت به احقاق حقوق خود منفعل بوده‌اند. او معتقد است اسطوره پردازان با «بیگانه» خواندن افراد و آرمان جنبش‌های برابری جنسیتی، در پی آن هستند که فعالان این جنبش‌ها، تحلیل‌ها و مطالبات آن‌ها را یکبار برای همیشه بی‌اعتبار کنند و در عین حال خود را به عنوان مرجعِ تعریفِ  چه بودی اجتماع، ارزش‌های اجتماعی و جهانبینی‌ها اعتبار بخشند. هدف آن‌ها ایجاد شکاف میان فعالان حقوق زنان از یکسو و سایر زنهاست. شهید می‌گوید «تقبیح دائمی و پرهیاهوی فعالان حقوق زنان با عنوان «غربزده» تلاشی عامدانه از سوی نیروهای محافظه کار و ارتجاعی برای حفظ وضع موجود و ایجاد شکاف است… به باور او برچسب غربی، بیگانه و غیر زدن به همه گفتارهای حقوقی و کنشهای مرتبط با آن‌ها روشی موذیانه برای سرکوب تقاضای حق و عدالت زنان است.

شهید در عین حال با انتقاد از سخن گفتن از «زنان مسلمان» همچون توده‌ای همگون و بدون توجه به تفاوتهای فرهنگی، جغرافیایی و نژادیِ دست کم نیم میلیارد زن متفاوتف برگزاری سمینار‌ها و مطالعات خاص درباره مشکلات و مسائل «زن مسلمان» را آزاردهنده و دور از ژرف اندیشی می‌داند و البته اشاره می‌کند بخش اعظم مفهوم مسلمان بودن از دورنِ خود جوامع اسلامی و با ارجاع به دشمن خارجی ایجاد می‌شود و قدرت می‌گیرد.

در واقع زن برابریخواه در کشورهای مسلمان هم با «کلیشه زن مسلمان» به عنوان یک سوژه منفرد یکپارچه طرف است و هم با هیاهوی بنیادگرایانی که وی را غربزده و بی‌اصالت و نامسلمان می‌دانند. کسانیکه به نظر او محافظانِ خودگماشته اسلام هستند که هرکه را به باورهای آن‌ها تن ندهد متهم به خیانت به جامعه و مذهب و دین می‌کنند.

فریده شهید، مانند بسیاری از فمنیستهای مسلمان، برای مقابله با این اسطوره‌ها دست به یک مطالعه تاریخی می‌زند تا نشان دهد الگوی امروزی از زن مسلمان، که یا با پرده نشینی و انفعال رضایتمندانه از سلطه‌ای که بر او اعمال می‌شود و یا با دختری که با آویزان کردن روسریهای رنگی با جنسهای مختلف از سروبدنش پیوند خورده، تا چه حد با شجره‌نامه تاریخی حیات و مبارزات زنان در جوامع اسلامی بی تناسب است.

او با تایید این سخن فاطمه مرنیسی که «زنان مسلمان عمومن نمی‌توانند روی کسی، چه دانشمند و چه غیر دانشمند، چه هوادار و چه خنثی حساب باز کنند تا تاریخشان را برای آن‌ها بازگوید…» معتقد است ما باید برای بازپس گرفتن تاریخمان دست به مطالعه مجدد آن بزنیم. بنابراین نیاکان ما کتابی می‌شود پر از سرگذشتهای زنان مسلمان در جوامع مختلف اسلامی، از گذشته تا کنون.

 چنانکه نویسنده می‌گوید، بر اساس روایتهای تاریخی  زنان مسلمان از‌‌ همان آغاز در سه مورد آشکارا حق خود را مطالبه کرده‌اند. نخست؛ حق کنترل بر زندگی شخصی از جمله بدن، روابط جنسی و حقوق مترتب بر وضعیت زناشویی (مثلن مسائلی چون مخالفت با تعدد زوجات که سابقه آن به اهل بیت پیامبر می‌رسد، کنارگذاشتن پرده نشینی و خودداری از ازدواج). دوم، اقدامات زنان در ایجاد همبستگی با زنان دیگر و حمایت از آن‌ها و سوم تلاش برای اصلاح جامعه.

کتاب روایتهای خود را از زنان مبارز در قرون هفت و هشت میلادی آغاز می‌کند و تا قرن بیستم ادامه می‌دهد و در خلال این روایت‌ها به فراز و فرودهایی که زنان در جوامع اسلامی با آن مواجه بوده‌اند و کسانیکه با شجاعت در زندگی خود و اطرافیانشان تغییر ایجاد کرده‌اند اشاره کرده و  حکایت زندگی نیاکان ما را واکاوی می‌کند.

برای مطالعه بیشتر نک:

فریده شهید و عایشه ال.اف.شهید، نیاکان ما: زنانی که در جوامع اسلامی حقوق خود را مطالبه کرده‌اند، ترجمه فاطمه صادقی، نگاه معاصر، 1392.

مطالب مرتبط:

فاطمه مرنیسی

لیلا احمد

Advertisements

2 دیدگاه »

  1. parstorch said

    مگر می شود یک فمینیست مسلمان باشد؟
    در اسلام که زن نیمه مرد است و اسلام برای زن ارزش چندانی
    قائل نیست.
    نمی شود که مسلمان بود و بخشی از اسلام را پذیرفت و بخشی اش را نپذیرفت
    این مانند آن است که بخشی از دموکراسی را بپذیریم و بخش دیگرش را نپذیریم.
    فمینست مسلمان !!!!!!!!!!!!!!!!

    • پیشنهادم این است که نظرات فمینیستهای مسلمان را مطالعه کنید. اینها خودشان را مسلمان میدانند ولی قرائت متفاوتی از قرائت فقهی از اسلام دارند همانطور که عرفا داشته اند مثلن…به نظرم به جای تکرار برخی حرفها که سکه رایج فضای مجازی هستند خواندن نوشته های خود این آدمها آگاهی بخش تر باشد. شاید به نظرتان رسید بشود فمینیستها هم مسلمان باشند یا مسلمانها هم عقاید برابریخواهانه داشته باشند و خواستار تغییر قواعد فقهی بشوند بدون اینکه به دینشان خدشه وارد شود.

      کتاب «جنسیت و اسلام» خانم لیلا احمد که با ترجمه خوب روی اینترنت است را هم پیشنهاد میکنم برای مطالعه 🙂

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s