Archive for سپتامبر, 2014

حکمت عملی: درس‌هایی که از خریدکردن آموختم!

خرید کردن از نظر من یکی از دشوار‌ترین کارهای دنیاست. هند که بودم، یکسال طول کشید تا نحوه خرید کردن را یاد بگیرم و باور کنم چقدر راحت می‌شود جنس چهارصد روپیه‌ای را به مبلع صدوپنجاه روپیه خرید یا حتی با پذیرفتن ریسک بیشتر تا صدروپیه آن را کاهش داد و بعد هم متوجه شد که همان‌قدر هم نمی‌ارزیده است!

چند هفته به طور مداوم درگیر خرید جهیزیه بودیم و متاسفانه اینبار یکسال فرصت نداشتم تا راه و رسم خرید کردن در مملکت خودم را بیاموزم. همراه با همراه همیشگی، یعنی جک قهرمان، گاهی با پدر و مادر  و یکی از برادرهام و گاه به راهنمایی یکی از دخترخاله‌ها برای خرید به این سو و آنسوی شهر می‌رفتیم… چند هفته همچون چند سال گذشت! شاید بخشی‌اش به این بازگردد که خرید برای من مثل تفریح نیست ولی یک بخش دیگرش به جهت حس سردرگمی و گاه فریب‌خوردگی هم بوده که بعدن دچارش شدم…

اما درس‌های ساده‌ای  یادگرفتم که با خودم عهد کرده بودم در اولین فرصت، برای آدمهای مثل خودم، بنویسمشان!

–              درس اول : عدم اعتماد! همه چیز ساخت چین است… جنس افتضاح را می‌گویند چینی، جنس چینی بی‌کیفیت را می‌گویند ایرانی! جنس چینی متوسط را می‌گویند ترک! جنس چینی با کیفیت را به ژاپن یا اروپا مریوط می‌کنند… از روکش مبل و پارچه پرده گرفته تا انواع مارکهای تلویزیون از مارکهای نا‌شناخته تا سامسونگ و سونی و فیلیپس.

–              اغلب فروشنده‌ها مشاوران صادقی نیستند، شرط عقل است که به آن‌ها اعتماد نکنید، اصلن از هرچه بیشتر تعریف کردند بیشتر به آن شک کنید و هرچه توصیه کردند عکسش عمل کنید! به خصوص اگر بگویند: «برای خونه خودم بردم و چندساله چقدر راضی‌ان… «

–              حتمن از سفارش‌هایتان عکس بگیرید، از میز و مبل و رنگ پارچه‌هایی که سفارش داده‌اید. مدل صندلی‌ها و رنگ پرده‌ها… به فروشنده این حس را بدهید که آدم بسیار دقیق و سختگیر و تا حدی واردی هستید. مثل این خانم‌های بد‌تر از من نباشید که می‌روند توی فروشگاه و از روی آلبوم چیزی را انتخاب می‌کنند و سر قیمت چانه نمی‌زنند و خود را دست و پا چلفتی‌تر از آنچه هستند نشان می‌دهند تا کلاس داشته باشد… باور کنید دیده‌ام فروشنده‌ها چطور مسخره‌شان می‌کنند و قند توی دلشان آب می‌شود از یافتن چنین مشتریهایی. حتمن، حتمن، حتمن، روی تاریخ تحویل جنسها، هزینه تحویل و کارگرها به توافق برسید. من آنقدر بدقولی دیده‌ام که اگر خدای ناکرده یکبار دیگر سرو کارم به بازار افتاد، حتمن شرط میکنم اگر سرتاریخ تحویل ندهند جنس را مرجوع کنم!

–              همچنان به برندهای معروف اعتماد کنید و دنبال جنس خوشنام و با کیفیت باشید. برای انتخاب بین آن‌ها نه با فروشنده که با مصرف کنندگانشان مشورت کنید. به اینترنت اکتفا نکنید، از خاله‌ای، عمه‌ای، خواهری، زن برادری (هر زنی جز همسر آقای فروشنده)، کسی که از آن مارک جاروبرقی، یخچال، اجاق گار، ماشین لباسشویی، غذاساز و… استفاده کرده باشد و از کارش راضی/ ناراضی است، بپرسید.

–              درس دوم: مادر‌هایتان را به جهت اینکه از بچگی، برخی اجناس خوب و با کیفیت را برای امروز شما خریده‌اند یا می‌خرند و در زیرزمینی، انباری، جایی، جمع می‌کنند، مسخره نکنید… با اینکه دنیا درحال پیشرفت است و تکنولوژی جهان را ترکانیده، بهترین جنسهای بازار به پای دستچین شده‌های مادرها که با دقت و وسواس، بنا به تجربه خوب خودشان یا توصیه دیگران، جمع و نگهداری شده‌اند، نمی‌رسد. قدر بدانید.

–              درس سوم: در شهر تهران جاهایی هست که معروفند به اینکه مثلن مرکز فروش فلان چیزند. بازار ظرف، بازار پرده، بازار مبل، بازار لوستر و چراغ… خیلی به این بازار‌ها اعتماد نکنید! اگر فرصت و فراغت داشته باشید برای دیدن تنوع اجناس به آنها سر بزنید ولی اکتفا نکنید. مورد داشته‌ایم سرویس ظرفی در بازارشوش، سیصدهزارتومان گران‌تر از‌‌ همان سرویس ظرف در فروشگاه شهروند بوده است. یا مثلن سرویس چایخوری در بازار سی چهل تومان گران‌تر از نمایندگی فروش‌‌ همان ظروف در میرداماد فروخته می‌شده است. یا مثلن بیخود از ولیعصر نکوبید بروید مولوی به هوای اینکه پرده‌ها ارزان‌تر و متنوع‌تر هستند. به تجربه من، جاهایی که مشهور شده‌اند به اینکه بورس فروش نوع خاصی از محصول هستند (و از هر کس سراغ بگیرید آنجا را به شما آدرس می‌دهد) مثلن برای ظرف یا پرده یا مبل، تبدیل به بازارهای بزرگ کلاه‌برداری شده‌اند! گران‌تر اگر نباشند، الزامن ارزان‌تر از بقیه جا‌ها نیستند! (به نظرم حتی اخلاقن موظفیم به روی فروشنده‌ها بیاوریم که اسم و وجه بازار و بازاری لکه دار شده است! خدا را چه دیدید، شاید تکانی خوردند)

–              درس چهارم: به قول عزیزی، «اطلاعات! اطلاعات! اطلاعات!» از پرسیدن نترسید. سعی کنید با پرس و جو قیمت واقعی اجناس، یا حدود آن را به دست آورید. موقع فاکتور کردن هزینه‌ها، خاصه درمورد چیزهایی مثل پرده و مبل، روی هزینه‌ها دقت کنید و چانه بزنید و خودتان دوباره حساب کنید. خجالت نکشید، نترسید، گرچه بازار جای ترسناکی است.

–              درس آخر: دقت و احتیاط کنید خنزپنزر اضافی نخرید! هم که خانه‌ها تنگ است و هم عمر کوتاه!

موفق باشید.

 مطالب مرتبط

درباره اعتماد!

Advertisements

Comments (2)

نیاکان ما

«این روز‌ها یک اسطوره فراگیر قصد دارد با تکرار و تکرار دوباره در کلام، شنیدن و یادآوری، خود را به عنوان حقیقت جا بزند… این اسطوره خطرناک است و بابد با آن به مبارزه برخاست… اسطوره‌ای که به آن اشاره می‌کنم این است که مبارزات زنان برای حقوقشان در جوامع اسلامی، با این جوامع نسبتی ندارد و زنانی که در این جوامع حقوق خود را مطالبه می‌کنند، افکار  «مسئله ساز» و «منفی» را از جوامع و فرهنگ‌های بیگانه وام گرفته‌اند…»

farida-shaheed

فریده شهید، متفکر پاکستانی، مقدمه کتاب نیاکان ما را با این جملات آغاز می‌کند. او در مقدمه تیزبینانه‌ای که بر کتابش نوشته می‌گوید هرگز زیر بار این دعوی نخواهد رفت که زنان مسلمان نسبت به احقاق حقوق خود منفعل بوده‌اند. او معتقد است اسطوره پردازان با «بیگانه» خواندن افراد و آرمان جنبش‌های برابری جنسیتی، در پی آن هستند که فعالان این جنبش‌ها، تحلیل‌ها و مطالبات آن‌ها را یکبار برای همیشه بی‌اعتبار کنند و در عین حال خود را به عنوان مرجعِ تعریفِ  چه بودی اجتماع، ارزش‌های اجتماعی و جهانبینی‌ها اعتبار بخشند. هدف آن‌ها ایجاد شکاف میان فعالان حقوق زنان از یکسو و سایر زنهاست. شهید می‌گوید «تقبیح دائمی و پرهیاهوی فعالان حقوق زنان با عنوان «غربزده» تلاشی عامدانه از سوی نیروهای محافظه کار و ارتجاعی برای حفظ وضع موجود و ایجاد شکاف است… به باور او برچسب غربی، بیگانه و غیر زدن به همه گفتارهای حقوقی و کنشهای مرتبط با آن‌ها روشی موذیانه برای سرکوب تقاضای حق و عدالت زنان است.

شهید در عین حال با انتقاد از سخن گفتن از «زنان مسلمان» همچون توده‌ای همگون و بدون توجه به تفاوتهای فرهنگی، جغرافیایی و نژادیِ دست کم نیم میلیارد زن متفاوتف برگزاری سمینار‌ها و مطالعات خاص درباره مشکلات و مسائل «زن مسلمان» را آزاردهنده و دور از ژرف اندیشی می‌داند و البته اشاره می‌کند بخش اعظم مفهوم مسلمان بودن از دورنِ خود جوامع اسلامی و با ارجاع به دشمن خارجی ایجاد می‌شود و قدرت می‌گیرد.

در واقع زن برابریخواه در کشورهای مسلمان هم با «کلیشه زن مسلمان» به عنوان یک سوژه منفرد یکپارچه طرف است و هم با هیاهوی بنیادگرایانی که وی را غربزده و بی‌اصالت و نامسلمان می‌دانند. کسانیکه به نظر او محافظانِ خودگماشته اسلام هستند که هرکه را به باورهای آن‌ها تن ندهد متهم به خیانت به جامعه و مذهب و دین می‌کنند.

فریده شهید، مانند بسیاری از فمنیستهای مسلمان، برای مقابله با این اسطوره‌ها دست به یک مطالعه تاریخی می‌زند تا نشان دهد الگوی امروزی از زن مسلمان، که یا با پرده نشینی و انفعال رضایتمندانه از سلطه‌ای که بر او اعمال می‌شود و یا با دختری که با آویزان کردن روسریهای رنگی با جنسهای مختلف از سروبدنش پیوند خورده، تا چه حد با شجره‌نامه تاریخی حیات و مبارزات زنان در جوامع اسلامی بی تناسب است.

او با تایید این سخن فاطمه مرنیسی که «زنان مسلمان عمومن نمی‌توانند روی کسی، چه دانشمند و چه غیر دانشمند، چه هوادار و چه خنثی حساب باز کنند تا تاریخشان را برای آن‌ها بازگوید…» معتقد است ما باید برای بازپس گرفتن تاریخمان دست به مطالعه مجدد آن بزنیم. بنابراین نیاکان ما کتابی می‌شود پر از سرگذشتهای زنان مسلمان در جوامع مختلف اسلامی، از گذشته تا کنون.

 چنانکه نویسنده می‌گوید، بر اساس روایتهای تاریخی  زنان مسلمان از‌‌ همان آغاز در سه مورد آشکارا حق خود را مطالبه کرده‌اند. نخست؛ حق کنترل بر زندگی شخصی از جمله بدن، روابط جنسی و حقوق مترتب بر وضعیت زناشویی (مثلن مسائلی چون مخالفت با تعدد زوجات که سابقه آن به اهل بیت پیامبر می‌رسد، کنارگذاشتن پرده نشینی و خودداری از ازدواج). دوم، اقدامات زنان در ایجاد همبستگی با زنان دیگر و حمایت از آن‌ها و سوم تلاش برای اصلاح جامعه.

کتاب روایتهای خود را از زنان مبارز در قرون هفت و هشت میلادی آغاز می‌کند و تا قرن بیستم ادامه می‌دهد و در خلال این روایت‌ها به فراز و فرودهایی که زنان در جوامع اسلامی با آن مواجه بوده‌اند و کسانیکه با شجاعت در زندگی خود و اطرافیانشان تغییر ایجاد کرده‌اند اشاره کرده و  حکایت زندگی نیاکان ما را واکاوی می‌کند.

برای مطالعه بیشتر نک:

فریده شهید و عایشه ال.اف.شهید، نیاکان ما: زنانی که در جوامع اسلامی حقوق خود را مطالبه کرده‌اند، ترجمه فاطمه صادقی، نگاه معاصر، 1392.

مطالب مرتبط:

فاطمه مرنیسی

لیلا احمد

Comments (2)