سوم: مارتا نوسبام و آینده فمینیسم برابری


دانش؛ تضمینی برای رفتار خوب نیست، اما نادانی تضمینی کافی برای رفتار بد است! 
مارتا نوسبام

مهرخانه: مارتا نوسبام، فیلسوف نام‌آشنای آمریکایی، متولد 6 می‌1947 در نیویورک است. او استاد حقوق و فلسفه اخلاق در دانشگاه شیکاگوست و درحوزه‌های مختلفی از جمله فلسفه یونان و روم، فلسفه سیاست، فمینیسم و فلسفه اخلاق که شامل حقوق حیوانات نیز می‌شود، صاحب‌نظر است.

مادر مارتا طراح دکوراسیون داخلی ساختمان و پدرش حقوق‌دان بود. او در دانشگاه نیویورک، تئاتر خواند و سپس برای فوق‌لیسانس و دکتری به فلسفه روی آورد و از دانشگاه‌ هاروارد فارغ‌التحصیل شد. مارتا ازدواج کرد و صاحب دختری شد که اکنون خودش در دانشگاه استاد تاریخ است. نوسبام از جمله برجسته‌ترین فلاسفه فمینیست است که در حوزه‌های مختلف فلسفه، آرا و نظرات قابل توجه و بحث‌برانگیزی ارائه داده است.

اما در حوزه فمینیسم، او گونه متمایزی از فمینیسم را بنیاد نهاد که ریشه در فمینیسم لیبرال دارد، ولی در عین حال یکسره موافق با لیبرالیسم نیست؛ بلکه معتقد است این رویکرد در فلسفه سیاسی مستلزم بازاندیشی‌های جدی در سنت لیبرال است.

نوسبام در مقاله «آینده فمینیسم برابری» با اشاره به بی‌رونقی نگاه لیبرال در نظریه‌پردازی فمینیستی می‌گوید که هم فمینیسم و هم لیبرالیسم باید برای نزدیک‌شدن به یکدیگر بکوشند. او با اشاره به اینکه فمینیسم موضوعات مهمی ‌را به میدان اندیشه اجتماعی و سیاسی وارد کرده که برای دهه‌های زیادی در اندیشه متفکران مغفول واقع شده، معتقد است پژوهش‌های نظام‌مند درباره عدالت در خانواده، خشونت خانگی و سوءاستفاده از کودکان، خشونت جنسی و برابری کامل در محیط کار؛ همگی در پرتو جریان فمینیسم مدرن و روشنگری‌های آن مورد توجه قرار گرفتند و نظریه‌پردازان لیبرال ناگزیر از وارد کردن دقایق برابری‌خواهانه در حوزه جنسیت و خانواده به نظریات خود شدند.

از سوی دیگر اما، با اشاره به این واقعیت که در سنت فکر غربی، فمینیسم و لیبرالیسم همیشه از یکدیگر فاصله نداشته‌اند، اذعان می‌کند که به‌طور کلی لیبرالیسم در محافل فمینیستی مورد توجه نیست و پیشگامان فمینیست، پتانسل‌های نظری لیبرالیسم را برای نشان دادن ریشه‌های فرودستی زنان و یا بیان اصولی برای عدالت جنسیتی جامعه ناکافی تشخیص داده‌اند. نوسبام اما در این مقاله و در دیگر آثارش به این نکته تأکید دارد که برخی از انتقادات فمینیست‌ها مبتنی بر «فهم نادرست آنها از عمیق‌ترین و جذاب‌ترین مفاهیم آزادی بوده است» و برخی دیگر، مناقشاتی قابل بررسی و حل هستند.

نوسبام معتقد است گرچه انتقادات جدی و صحیحی بر لیبرالیسم مطرح است که اتفاقاً بر فهمی ‌صحیح از مفهوم آزادی مبتنی است، ولی اگر ما به دنبال عدالت کامل برای زنان جهان هستیم، بهترین راه استفاده از اندیشه‌های غنی و دامنه‌دار لیبرالیسم و تصحیح و تقویت آنها به توجه به دستاوردهای فمینیستی است.

به عنوان مثال او به مسئله نیاز و وابستگی انسان‌ها نسبت به یکدیگر اشاره می‌کند که هیچ‌گاه مورد توجه اندیشمندان لیبرال نبوده است. نوسبام به ما یادآوری می‌کند که تمامی ‌نظریات مربوط به اخلاق و عدالت برمبنای انسانی تخیلی که یک «بزرگسالِ کاملِ سالم» است پی‌ریزی شده و آزادی، برابری و استقلال او را هدف خود قرار داده‌اند؛ در حالی‌که همان‌گونه که نوسبام و بسیاری از دیگر متفکران فمینیست به ما یادآوری کرده‌اند، «جریان زندگی واقعی» اینگونه نیست!

همه انسان‌ها زندگی خود را به صورت نوزادی کاملاً وابسته آغاز می‌کنند. آنها هم به لحاظ جسمی‌ و هم به لحاظ فکری تا 10 الی 12 سال ابتدایی زندگی به دیگران وابسته‌اند و از طرف دیگر، آن دسته از آدمیان که آنقدر خوش‌شانس هستند که به سنین پیری برسند، دوره دیگری از وابستگی شدید را در کهنسالی تجربه می‌کنند که گاهی تا بیست سال هم به طول می‌انجامد. در عین حال اغلب انسان‌ها در طول حیات خود بر اثر سوانح و انفاقات و بیماری‌های گوناگون ممکن است مدتی را در وابستگی به دیگران سرکنند. باز تعداد قابل توجهی از شهروندان در جوامع مختلف، بر اثر ابتلا به معلولیت‌های مختلف قادر نیستند که حتی یک روز از عمر خود را بدون وابستگی به دیگران طی کنند. در نهایت هم اغلب ما انسان‌ها در وجوهی از شخصیت خود به دیگران وابسته‌ایم. مثلاً برخی به لحاظ عاطفی نیرومندتر از دیگران‌اند و برخی به لحاظ منطقی. به‌طور خلاصه هر جامعه واقعی انسانی از عده‌ای مراقبت‌کننده و مراقبت‌شونده تشکیل شده است که به یکدیگر وابسته‌اند. این آدم‌های کم‌سن، کهنسال، ناتوان، وابسته، بیمار و… نسبت چندانی با آن «انسانِ بزرگسالِ کاملِ عاقلِ سالم» که مرجع نظریه‌پردازی لیبرالی است ندارند.

نوسبام در بررسی خود به سراغ کانت می‌رود و یادآوری می‌کند که برای کانت شرافت و قابلیت‌های اخلاقی آدمیان، از طبیعت حیوانی آنها جداست. او معتقد است این نگاه کانتی آسیب‌های فراوانی به همراه دارد؛ از آن جمله اینکه ما منکر می‌شویم که بخش طبیعی و حیوانی ما هم می‌تواند شرافت مخصوص به خود را داشته باشد. همین‌طور باعث می‌شود ما خود را موجوداتی موقتی ببینیم؛ چراکه فراموش می‌کنیم اغلب انسان‌ها در چرخه حیات خود گاهی کاملاً وابسته به دیگران زندگی می‌کنند. در واقع این جداسازی از یکسو باعث می‌شود تصور کنیم که عقلانیت ما چیزی جدا از بخش حیوانی آسیب‌پذیر ماست و از سوی دیگر سبب می‌گردد حیوانات – مگر آن دسته از آنها که حیوان ناطق می‌نامیم‌شان- را پست و بی‌اهمیت و حقیر بیانگاریم.

همچنین، نوسبام اشاره می‌کند که سایر نظریه‌پردازان عدالت، زمانی‌که به برابری انسان‌ها قائل می‌شوند همه آنها را یکسان می‌انگارند؛ توگویی همه انسان‌ها می‌توانند نقش‌های عادی در جامعه برعهده بگیرند و هیچ‌کدام از مشکلات غیرعادی رنج نمی‌برند یا نیازهای غیرعادی ندارند و این نقصی برای نظریات لیبرال محسوب می‌شود؛ چراکه به مراقبت از کودکان، کهنسالان، کم‌توانان ذهنی و جسمی‌ بی‌تفاوتند. این بی‌تفاوتی در حالی است که بخش زیادی از کاری را که در هر جامعه باید انجام شود را همین سنخ مراقبت‌ها تشکیل می‌دهند که در بسیاری از جوامع، بخش عمده این مراقبت‌ها بر عهده زنان است و یکی از منابع بزرگ بی‌عدالتی در جوامع انسانی را تشکیل می‌دهد.

او توجه ما را به این نکته جلب می‌کند که زنانی که تمام عمر را به این خدمات مشغول هستند از توسعه توانایی‌های خود در جنبه‌های مختلف معیشتی بازمانده و خود گونه دیگری از وابستگی شدید را تجربه می‌کنند که راه‌حلی برای آن اندیشیده نشده است. به باور مارتا هرگونه نظریه‌پردازی درباره عدالت، نیازمند پرداخت جدی این مسئله است.

نوسبام با بررسی نظریات کانت و یا نظریه قرارداد اجتماعی و همینطور نظریات جان راولز و ذکر کاستی‌های آنها در بی‌توجهی به موضوع وابستگی و نیاز انسان‌های وابسته، برای هریک از مشکلات و ایرادات وارد بر نظریات لیبرال درباره عدالت راه‌حل‌هایی ذکر می‌کند که مستلزم ایجاد تغییراتی در ساختار این نظریات است. او به عنوان یک نو-ارسطویی از ما دعوت می‌کند تا نگاهی نو به نظریه «توانایی‌های بشر»(1) ارسطو داشته باشیم، اما در نهایت می‌گوید که اگر ما همه این تغییرات را هم اعمال کنیم بازهم آنچه برایمان باقی می‌ماند، نوعی نگاه نظری در بنیاد لیبرال است.

به باور او نظریه لیبرال نیازمند تحقیق و به چالش کشیده شدن است. این نظریه باید از بابت بسیاری از سنگ‌بناهایش مورد نقد و بررسی قرار بگیرد؛ به عنوان مثال از بابت مفهوم «شخص» در نگره کانتی آن، اما همه این انتقادات و اعتراضات باعث بی‌اعتبار شدن لیبرالیسم نخواهد شد، بلکه نگاه لیبرالیستی جدیدی را پیش رو خواهد نهاد که نسبت به نیازها و وابستگی انسان‌ها حساس‌تر است و باور به آن، نیازمند بهبود و ارتقا قابلیت‌های انسانی است.

در حوزه خانواده، نوسبام به عنوان یک نظریه‌پرداز لیبرال فمینیست آرای خود را بسیار نزدیک به جان راولز، معرفی می‌کند؛ با این تفاوت که معتقد است جان راولز از بحث بی‌اعتبار بودن دوگانه موجود میان حوزه عمومی/ حوزه خصوصی راحت و بی‌تعمق می‌گذرد؛ در حالی‌که مارتا نوسبام با لحاظ اولویت و محوریت عشق و مراقبت در خانواده، این دوگانگی را که به زندگی زنان و دختران زیادی در طی قرون و اعصار آسیب زده است، رد می‌کند.

در واقع آنچه او دنبال می‌کند پیوند زدن میان عشق و عدالت زیر چتر نظریه لیبرال است. او بر این باور است که هنوز همه قابلیت‌های تفکر سیاسی لیبرال به خوبی شناخته نشده است. انتقادات فلاسفه فمینیست بر اندیشه‌های لیبرال می‌تواند در پرتو این اندیشه و اصول و ارزش‌هایش مورد بازخوانی قرار بگیرد. در این صورت آلترناتیو لیبرال خوبی فراهم می‌شود که او از آن با نام لیبرالیسم نو-ارسطویی نام‌ برده که بر مبنای ایده توانایی‌های بشر به عنوان اهداف محوری نظریه‌پردازی شکل می‌گیرد.

پی‌نوشت
1.    توانایی‌های بشری/ Human capabilities (آن‌چه یک فرد می‌تواند باشد و انجام دهد و آن‌چه از نظر هنجاری باید مشخصاً بتواند انجام دهد) که نوسبام از آن یاد می‌کند، برگرفته از نظریات ارسطو، مارکس،راولرز و آمارتا سن (فیلسوف هندی‌تبار) است که با نگاهی انتقادی توسط نوسبام بارور شده و تکامل یافته است. او به جای تکیه بر آزادی، بر کرامت انسانی تأکید دارد و سعی می‌کند انسانی چندبعدی دارای عقلانیت و در عین حال عواطف با تمام ویژگی‌های انسانی و غریزی را در نظریه‌پردازی‌های خود مدنظر قرار دهد.

منابع
1.    صفحه معرفی مارتا نوسبام در دانشنامه آزاد ویکی پدیا (انگلیسی): http://en.wikipedia.org/wiki/Martha_Nussbaum
2.    -Martha C. Nussbaum, «The Future of Feminist Liberalism”,Proceedings and Addresses of the American Philosophical Association, Vol. 74, No. 2(Nov., 2000), pp. 47-79.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s