عطر زعفران و گلاب و دارچین و حلوا و طعم آش و حلیم و خرما


چندی پیش-قبل از بالا گرفتن درگیری‌ها- جک با یک کاروان دانشجویی راهی سفر به عراق شد. از آن سفرهایی که زائران را پیاده از نجف به کربلا می‌برند. همه چیز خوب بوده مگر مدیریت و برنامه ریزی مسئولان! همین جک ما که خیال می‌کرد خیلی پهلوان است آنجا مریض شده بود و به جهت کمبود امکانات پزشکی تیم، وقتی برگشت  دو هفته‌ای دستش بند دوا و دکتر بود.  دردسرتان ندهم که پدر این بچه‌ها را درآورده بودند و با اینکه پول خوبی ازشان گرفته بودند گرما زده با پاهای پر از تاول در حسینیه‌های شلوغ نگاه‌شان داشته بودند و جعلیات و خرافات به خوردشان داده بودند و … در ‌‌نهایت هم برخی از خانم و آقایان مدیر و مسئول و روحانیون کاروان، بشان گفته بودند اگر شرح مصائبی که در این سفر بر شما رفته را جایی بازگو کنید، امامتان را ناراحت کرده‌اید و هیچ نصیب و ثوابی از زیارتی که با این سختی انجام داده‌اید برای شما نخواهد ماند. گفته بودند هرچه خوبی بود بازگو کنید و سختی‌ها را همین‌جا خاک کنید مبادا اجرتان زایل شود و دل امام را به‌درد آورید…

الف- یکی از آشنا‌ترین تصاویر ماه رمضان سفره‌های سحری و افطاری است با عطر زعفران و گلاب و دارچین و حلوا و طعم آش و حلیم و خرما. حتی خیلی از آن‌ها که روزه نمی‌گیرند هم با این عطر و طعم‌ها خاطره دارند و از تکرار آن استقبال می‌کنند. خانواده‌های مذهبی اغلب در ماه رمضان برای ضیافت افطار مهمان هستند و مهمانی می‌دهند که علاوه بر ثوابش حس خوبی هم برایشان زنده می‌کند. سفره‌ای با ترکیب رنگها و شکلهای دلپذیر: سبزی، زولیبیا بامیه، حلوا، خرما، نان، چای، آبجوش زعفرانی با گلاب و نبات، آش، حلیم، گردو، پنیر و… بعد هم شام. که اگر مهمانی باشد احتمالن از یکی دو رقم غذای خوشمزه ترکیب شده است.  تصورش هم اشتهای بعضی را تحریک می‌کند چه برسد خودش!

 ب- با اطمینان بالایی می‌توانم بگویم این تحریک اشتها پیوند وثیقی با جنسیت شما دارد! همانطور که می‌دانید مهمانی در وعده افطار در واقع جمع دو وعده در یک وعده است و باز ساده‌تر بودن وعده  افطار ربطی به آسان‌تر بودن تدارکش ندارد. تهیه هر یک از اقلام این سفره هفت رنگ کلی زحمت دارد. از یک رنگینک یا حلوای ساده بگیر تا سیزی خوردن ساده تا نان و پنیر و گردوی ساده تا ابجوش+گلاب+زعفران ساده تا… ساده

خانم خانه تا قبل از آمدن مهمان‌ها باید همه این چیزهای ساده را مهیا کند به علاوه شام که معمولن چندان هم ساده نیست. بعد همه مهمان‌ها تشریف می‌آورند و با لذت گرد سفره خوش رنگ و بو می‌نشینند و افطار می‌کنند و شام می‌خورند و… هر یک به طرفی می‌خزند به اختلاط تا چای و شیرینی و میوه و بعد هم » قبول باشه. خداحافظ.» در دایره آدمهایی که من اطرافم می‌بینم، اغلبِ خانم‌های مهمان برای کمک به صاحبخانه به آشپزخانه ملحق می‌شوند و تا شسته شدن و خشک شدن ظروف و توزیع چای و شیرینی و میوه بعد از شام به همکاریشان با خانم خانه ادامه می‌دهند ولی در مورد مرد‌ها، پسران جوان و حتی پسربچه‌ها اصلن اینطور نیست. آن‌ها که حتی اگر پسر صاحبخانه هم باشند برخود فرض نمی‌دانند در تدارکات پیش از مهمانی به والدینشان کمک کنند، پس از آن هم کنار مهمان‌ها می‌نشینند تا ازشان پذیرایی بشود.(طبیعی است که دخترخانه اینطور نیست.) صحنه خیلی آشنای این گونه مهمانی‌ها برای من، زنان چای به دستی است که در حالیکه آستین‌های خیسشان را پایین می‌کشند به سالن پذیرایی بازمی‌گردند تا زود‌تر چای‌شان را بخورند، چادرشان را عوض کنند و مهیای رفتن به خانه شوند.

همین می‌شود که اگر برای مردان ده شب مهمانی افطاری به معنای ده شب غذای خوش بو و خوش عطر و چرب و شیرن به همراه بحثهای سیاسی، اقتصادی و ورزشی باشد؛ برای خانم‌ها مساوی ده شب خستگی مفرط، مشارکت در مهمان‌داری، پذیرایی و شستن ظرفهای مهمانی بیست- سی نفره (که دست کم پنج برابر ظرف غیر مهمانی است) بجای یک افطاری مختصر دو سه نفره است.

ج- تا به حال ندیده‌ام زن‌ها به این شرایط اعتراض کنند.(از قدیم پاسخ اعتراض من این بود که تو برو بشین! اگر مهمان بودم یک عزیزم هم چاشنی‌اش می‌شد) حتی آنها که به جهت شاغل بودن، کهولت سن، کوچک بودن مکان زندگی و مانند آن به  سختی می‌افتند اعتقاد راسخ داشتند که افطاری دادن به روزه دار آنقدر اجر و ثواب دارد که به همه زحماتش می‌ارزد. خیلی‌هایشان اعتقاد راسخ دارند که غر زدن  اجر و ثواب افطاری دادن را زایل می‌کند یا مخالفت کردن برکت را از زندگیشان می‌برد و عبادت به‌جز خدمت خلق روزه‌دار نیست!

و از بچگی تا امروز این سوال برای من باقی مانده که چرا مرد‌ها هیچ وقت دلشان نمی‌خواهد ثواب کنند؟ چرا دست کم مسئولیت پذیرایی از خودشان را خودشان به عهده نمی‌گیرند؟ اگر نمی‌خواهند به آشپزخانه و توی دست و پای زن‌ها بیایند چرا پسربچه‌هاشان را موظف به کمک نمی‌کنند؟ چرا هیچ الزام/تعهد اخلاقی/ثوابی حس نمی‌کنند برای کمک به زنهایی که آن‌ها هم روزه‌دار بوده‌اند. چرا عمده بار افطاری و به طور کلی هرگونه مهمانی و دورهمی که به نیت ثواب، خوش گذرانی یا خوش و بش برگذار می‌شود بر دوش زن/زنان جمع است؟

مطالب مرتبط

آشپزخانه‌ای از آنِ خود

روز مضاعف

منبر و مسجد

Advertisements

۱ دیدگاه »

  1. framin said

    سلام بر شما و تشکر از مطالب مفیدتان؛
    این سوال اخر را که فرمودید همیشه یکی از دغدغه های ذهنی من هم بوده، بخصوص اکنون که ساکن تهرانم
    البته در روستایی که من زندگی کردم اینگونه نبود، مثلا در همین مهمانی های بزرگ یا نذری ها بیشتر مردها هستند که این کارها را انجام می دهند.
    و یک فرهنگ دیگری که حاکم است اینکه؛ برخلاف بسیاری دیگر از مناطق کشور(شاید تمام مناطق کشور) تامین جهیزیه در ازدواج بر عهده مرد است.
    در جامعه ای مثل ایران که زنان به ندرت از لحاظ اقتصادی مستقل اند، این فرهنگ را بسیار نیکو می بینم.

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s