الگوهای از خود-گذشتگی


فلسفه آنقدر که فراموشی دیگری است، فراموشی هستی، آنچنان که هایدگر باور داشت، نیست.
لویناس

الف- یکی از هشدارهای جدی منتقدان اخلاق مراقبت، خاصه منتقدان فمینیست، این است که حذر کنید!  نگاه اخلاقی شما استعداد زیادی  برای تبدیل شدن به یک نظریۀ اخلاقی قربانگرانه (sacrificial ethic) دارد. تعهد به اخلاق مراقبت و روشی که برای حل تناقض‌های اخلاقی آدم پیشنهاد می‌کند، خیلی راحت می‌تواند افراد را به سوی قربانی شدن خودخواسته سوق دهد. این باور آنقدر قدرتمند است که خود من تا پیش از آشنایی جدی با این نظریه آن را اخلاق لَلِگی می‌نامیدم!… شاید هیچ گروهی به اندازه فعالان حقوق زنان نمی‌توانند نگران این ماجرا باشند؛ چرا که زن‌ها، همینطوری نزده، روبه سوی قربانگاه‌هایشان در رقصند!

شدت عواطف و هیجانات، نقش‌ها و کلیشه‌های جنسی و جنسیتی و دریافت تایید و تشویق از عزیزان و اطرافیان و در مقیاسی بزرگ‌تر از جامعه، آن‌ها را به شدت مستعد این باور کرده است که در میان دوراهی‌های اخلاقی بین خود و دیگری، از روی وظیفه دیگری را مقدم بشمارند و به نفع او کنار بروند.به هیچ وجه ادعا نمی‌شود که مرد‌ها ازخودگذشته نیستند یا از خودگذشتگی مختص زنان است که‌ای بسا از خودگذشتگی‌های مردان در بسیار موارد به لحاظ اخلاقی اصیل‌تر از ازخودگذشتگی‌های زنان باشد. از خودگذشتگی‌های زنان که به واسطه آن کسب توجه، قدرت، تایید، افتخار و… می‌کنند تا در مواقع لزوم با چماق آن بر سر والدین، همسر و به ویژه فرزندانشان بکوبند یا در جامعه قدر ببینند و ارج یابند و  مطمئن باشند که در آن دنیا بهشت زیر پایشان است. نمی‌توان انکار کرد که مردان زیادی وجود دارند که ساعتهای متمادی روز را صرف کار سنگین برای امرار معاش و تامین خانواده می‌کنند و در این حین سلامت جسم و روانشان را از دست می‌دهند و زیر بار فشارهای اقتصادی و تکالیف اجتماعیشان فرسوده می‌شوند.

ب- مسئله این است که الگوهای ازخودگذشتگی درمیان دوجنس متفاوت است. تصویر اولیه‌ای که جامعه از یک مرد خوب دارد، مردی است که به لحاظ حرفه‌ای آدم موفقی باشد در حالیکه تصور یک زن خوب در جامعه و فرهنگ، زنی است که دارای حداعلای ازخودگذشتگی و فداکاری برای دیگران باشد. این است که تصویر زنی که پس از ازدواج یا بچه‌دار شدن درس یا شغل خود را‌‌ رها کرده و به دادن خدمات خانگی مشغول می‌شود برای ما تصویر کاملن آشنا و موجهی است درحالیکه عکس آن صادق نیست. اجازه بدهید از موضع دیگری به ماجرا نگاه کنیم. مرد بعد از تاهل و ازدواج احتمالن بیشتر کار می‌کند، از چیزی استعفا نمی‌دهد و خودش را به این معنی قربانی نمی‌کند. مسیر تجربه و پیشرفت خود را مسدود نمی‌کند و دریچه‌های شعورش را نسبت به جهان خارج نمی‌بندد.

ج- شوپنهاور می‌گوید سعادت افراد (که هدف غایی اخلاق باشد) از سه منبع ریشه می‌گیرد: آنچه فرد هست، آنچه که دارد و آنچه در چشم دیگران جلوه می‌کند. گرچه این سه منبع در پیوند مستقیم با یکدیگر هستند ولی طبعن از نگاه آدمی مانند شوپنهاور و بسیاری دیگر از حکمای جهان، «آنچه در چشم دیگران جلوه می‌کنیم» بی‌ارزش‌ترین و ناپایدار‌ترین منبع سعادت است. حال این بی‌ارزش‌ترین الگوی ازخودگذشتگی، سعادت زنان را کاملن به تصرف خود درآورده است و آن‌ها را از دو مورد دیگر یعنی آنچه هستند و آنچه دارند، کاملن غافل کرده است. چنانکه پیش‌تر گفته شد، الگوی ازخودگذشتگی مردان بیشتر تابع «آنچه دارند» است. گرچه شوپنهاور هشدار می‌دهد که اغلب آنچه ما داریم شروع می‌کند به داشتن ما، ولی آنچه ما داریم بسیار ارزشمند‌تر و قابل اتکا‌تر از آن چیزی است که در چشم دیگران می‌نماییم و نسبت مطمئن تری هم با آنچه هستیم دارد و به نسبت زیادی اغلب، اثرانگشت علایق و سلایق و رشد فردی ما را با خود دارد. گرچه آنچه فرد هست، تا حد زیادی تحت تاثیر اجباراتی است که خود او دخالتی در آن‌ها نداشته است، به‌‌ همان میزان هم (به باور بسیاری خیلی بیشتر) تابع اراده فرد برای غنا بخشیدن به زوایای مختلف درونی‌اش است که از «مسیر» اشتغال، تحصیل، تنوع تجربه زیسته، تنوع ارتباطات، تنوع آموخته‌ها و… می‌گذرد. آنقدر که طی شدن این مسیر مهم است، به نظر من نتیجه مهم نیست و طبعن، اخلاق مراقبت، آنگونه که در بادی النظر فهمیده می‌شود، با قوت بخشیدن به کلیشه‌های جنسیتی از الگوی از خودگذشتگی زنان، با تشویق به از-خود-صرف نظر کردن به نفع دیگری، با هدف اصلی فمینیسم که تقویت فردیت و جایگاه اجتماعی-سیاسی-اقتصادی زنان، و رهایی از شر الگوی دوگانه فرشته فداکار/عروسک خنگ است، منافات دارد.

د- این ارزیابی شایع از اخلاق مراقبت، به عنوان نظریه‌ای که مروج اخلاق قربانگرانه است تا زمانی معتبر است که آن را نگاهی فردگرایانه بدانیم. چنانکه برخی سنتگرایانه خود ما از شنیدن این آرا خرسند می‌شوند و به توسعه و ترویج آن روی خوش نشان می‌دهند که حتی این آمریکایی‌ها هم بعد از دو قرن مبارزه رسیده‌اند به نقطه اولی که ما می‌گفتیم. در حالیکه کل همت و تلاش فمینیست‌ها متوجه این نکته است که مراقبت و توجه به دیگری را به واسطه آموزش دوجنس، محور بافتار اجتماعی حیات آدمیان کنند. مراقبتی که مسئولیت آن به طور یکسان متوجه همه و منافع آن هم شامل همگان گردد و به هیچ وجه از آن نمی‌شود نتایجی به نفع  از خود-گذشتگی سنتن زنانه به دست آورد.

مطالب مرتبط

آرشیو مطالب مراقبت

آرشیو مطالب آموزش

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s