Archive for اکتبر, 2013

در ستایش روان‌شناسی عامه پسند

الف- مردان مریخی زنان ونوسی؛ آیا تو آن نیمه گمشده‌ام هستی؟؛ رازهایی درباره مردان که هر زنی باید بداند؛ رازهایی درباره زنان که هر مردی باید بداند؛ زنانی که مرد‌ها آن‌ها را ترک می‌کنند، زنانی که مردان عاشق آن‌ها می‌شوند؛ معجزه صمیمیت؛ زندگی برازنده من؛ هنر شناختن مردم؛ سوپ جوجه برای تقویت روح همسران؛ معجزه گفت‌وگو؛ قورباغه ات را قورت بده و… این دست کتاب‌ها، چه خارجی و چه نمونه‌های وطنی آن‌ها بازار کتاب را به تسخیرخودشان درآورده‌اند و گرچه به لحاظ کیفیت و محتوا به هیچ وجه ارزش یکسانی ندارند، یک چیز بین همه آن‌ها مشترک است: ادعایی که  در عنوان کتاب مطرح می‌شود، معرّف  را سرافکنده می‌کند.

این عنوان به اصطلاح ضایع کننده که در بسیاری موارد، به محتوای کتاب تسری نکرده است- و خب در مواقعی کرده، معمولن دافعه زیادی برای آدم‌های به اصطلاح خاص و اهل فکر و نظر ایجاد می‌کند. طوری که زیاد پیش آمده وقتی به کسی پیشنهاد مطالعه این کتاب‌ها را می‌کنم چنان واکنش نشان می‌دهد تو گویی گفته باشم » کف دستت را نشان بده تا فالت را ببینم». آخرش هم گفته‌‍‌اند «هرچه هم بخوانید و هرچقدر هم بدانید، اول و آخر شما زن‌ها همین هستید». بار‌ها شده است که با تهدید و ارعاب دوستانی را که زورم به‌شان می‌رسیده وادار کرده‌ام برخی از این کتاب‌ها را بخوانند، ولو با پیچیدن روزنامه به جلد کتاب -برای جلوگیری از آبرو ریزی و جالب اینکه اغلب دوستان منتقد، مفتخرند که تابحال حتی یکی از این کتاب‌ها را، تورق هم نکرده‌اند.

من از رو نرفته‌ام البته، یکبار یکی از دوستانم رابعد از یک کنسرت باشکوه، با دامن بلند و کفش پاشنه ده سانتی، بردم خیابان انقلاب تا یکی از همین کتاب‌ها را بخرد. حتی آقای پلیس راهنمایی و رانندگی هم بهش متلک گفت ولی کتاب را خریدیم، می‌گویم اینقدر واجب است خواندن بعضی از این کتاب‌ها.

ب- شوپنهاور یکی از ملزومات دستیابی به سعادت در زندگی را پیدا کردن شناخت نسبی از شخصیت خود می‌داند او می‌گوید اساس این است که آدمی بداند کیست و در خود چه دارد زیرا شخصیت انسان، او را همواره و در همه جا دنبال می‌کند و هر چه بر او می‌گذرد رنگ آن را بر شخصیتش برجا می‌گذارد، بنابراین بهترین و بزرگ‌ترین منبعی که هرکس می‌تواند به آن دست یابد، خود اوست. با ارتباط گرفتن با این منبع و دخالت دادن ویژگیهای آن در انتخاب‌ها و تصمیم‌گیر‌ها، پیشاپیش می‌توان جلوگیری کرد از بسیار انتخاب غلط و شکست. همچنین با دانستن این اطلاعات به ظاهر مبتذل از زنان/ مردان/ کودکان/سالمندان/ همکاران/ آدمهای قبلی و بعدی زندگیمان‌ و…ای بسا قضاوت‌هایمان تعدیل شود و دست کم خودمان را عذاب ندهیم.

به هرحال بسیاری از این کتاب‌ها حاصل سال‌ها کار و تجربه روان‌شناسان مجرب در حوزه ازدواج، تربیت کودک و روابط اجتماعی است. ماحصل بررسی مشکلات هزاران انسان که حتمن با یکدیگر متفاوت بوده‌اند و به دلایل مشابهی به مشکل برخورده‌اند. بخش زیادی از کتاب‌های روان‌شناسی عامه پسند صرف به دست دادن کلیدهایی برای شناخت کلی شخصیت آدم‌ها به خود فرد و دیگری است. آدم‌ها به هر دلیلی با هم تفاوت و به هم شباهت‌هایی دارند و علم به این نکته فقط به درد مخاطبان مجله خانواده سبز و رادیو سلامت نمی‌خورد که دوستان اهل فضل و کمال و صاحب نظر هم بد نیست اطلاعاتی در این مورد داشته باشند… بیشتر اطلاعات داشته باشند.

از سوی دیگر این کتاب‌ها نه وحی منزل‌اند و نه ادعایشان، آنطور که در عناوین بازاریشان مطرح می‌شود، این است که آدم‌ها را بهتر از خودشان شناخته‌اند و نه می‌خواهند چیزی به‌شان تحمیل کنند یا خدای نکرده تحقیرشان کنند که شما‌ها هم قابل کشف و شناسایی و دسته بندی هستید‌ ای انسان‌ها، حتی اگر چنین ادعایی هم داشته باشند قرار نیست بپذیریم یا با آن هم‌داستان باشیم. هر کس بنا به میزان درکی که از خودش و دیگرانِ اطرافش دارد می‌تواند از این کتاب‌ها بیاموزد. آموختن هیچ وقت ننگ و عار نیست حتی اگر درباره اینجا و اکنون، آدمهای ملموس اطراف، دلخوری‌ها و مشکلات نزدیک، حساسیت‌ها، شکست‌های کوچک، اشک‌ها وعصبانیت‌ها باشد.

ج- یکی از مسائل مهمی که اکثر این کتاب‌ها درباره آن به ما هشدار می‌دهند، اشاره به کدهایی است که نشانه وجود اختلالات شخصیتی است. اجازه بدهید، من هم تاریخ جنون فوکو را خوانده‌ام و متوجه ایراداتی که به مرزبندی میان عاقل و مجنون هست، هستم. اما واقع بین باشیم، چند نفر از ما حاضریم با آدمی که دچار اختلالات روانی است کنار بیاییم. آیا تا به حال با چنین آدمی درگیر بوده‌اید؟

اغلب آدم‌ها، خاصه آنان که سرهای پر سودایی دارند، به دنبال آرامش و به حداقل رساندن تنش‌هایی هستند که وقت و انرژیشان را تلف می‌کند. حتی اگر خاص‌ترین آدم روی کره زمین هم باشید، در ‌‌نهایت مجبورید با ما آدم‌های معمولی سروکله بزنید. تا سطح زندگی را هموار نکنیم و سر و سامان ندهیم نمی‌توانیم روی بام برویم و خیال کنیم که از میانمایگی گریخته‌ایم  و تمام ولوله این پایین را به «جهل و حقارت آدمهای کوتوله» منتسب کنیم.

مطالب مرتبط

آنچه مادران باید بخوانند

نوازش‌های فیلسوف پیر برای نسرین صاد

Advertisements

Comments (3)