کلاس درس تعلیمات دینی


الف- منهای خاطرات شیرین، تلخ، نفرت انگیز یا دوست داشتنی که ممکن است از کلاس و معلم‌های تعلیمات دینی و یا پرورشی داشته باشیم، آیا تدریس هیچ درسی دشوارتر از تعلیمات دینی هست؟ شاید برای خیلی‌ها که از نزدیک خروجی‌های مدارس دینی/اسلامی‌ را دیده‌اند؛ در شرایط آموزشی ایده‌آل، تعلیمات دینی از جمله آن درس‌هایی باشد که باید از لیست درس‌های مدرسه‌ها حذف شوند.

شناسنامه‌های خودمان و آبا و اجدادمان می‌‌گوید محال است و بازمحال است بتوانیم فهم درستی از تاریخ، فرهنگ یا سیاست جامعه خودمان، که همه جوامع امروزی داشته باشیم، بدون اینکه به نقش بنیادین ادیان در پا گرفتن آن توجه کرده باشیم. یه همین جهت است ما باید بتوانیم در مدارسمان شهروندانی با سواد و بینش مذهبی تربیت کنیم.

از سوی دیگر نگاهی به تاریخ نزاع های بشر به‌روشنی نشان می‌‌دهد که از گذشته تا کنون، از نبرد میان خیر و شر و نور و ظلمت، تا جنگ‌های صلیبی، تا درگیری‌های مردمان هندو و مسلمان در هند و القاعده در افغانستان و حادثه یازده سپتامبر و و و، اغلب تحت لوای تفکرات دینی انجام شده اند. در واقع تعصبات دینی یکی از اصلی‌ترین عوامل آسیب بشر به همنوع خودش بوده است. آیا می‌‌توان با بی تفاوتی یا حذف تعلیمات دینی از دروس مدارس به تاثیر دین بر زندگی بشر پایان داد و به صلح نسبی رسید در حالیکه اکثر مردم جهان همچنان دیندار هستند؟*

ب- از زاویه دیگر دین یکی از قوی ترین منابع ترویج خیرخواهی و شفقت در میان انسان‌هاست. تقریبن تمام ادیان در چارچوب مشترکی ارزش‌های اخلاقی مشابهی را ترویج می‌کنند: کمک به ناتوانان و فقرا، بخشش، صداقت، امانت، وفای به عهد، عدالت، پرهیز از خشونت، رواداری، تعالی اخلاقی، اصلاح اجتماعی و…

تفکرات معنوی برگرفته از ادیان، انسان‌ها را به عنوان خواهران و برادرانی در نظر می‌گیرند که در سفر برای جستجوی معنا در کنار هم هستند و تجربه مشترکی را از سر می‌گذرانند. هیچ  مسیری خارج از شرایط بشری و بالا و پایین‌ها و رنج  و ناامیدی‌های همیشگی‌اش وجود ندارد و در همین وضعیت موجود است که باید به دنبال کشف معنا باشیم.

منهای دارایی و موقعیت اجتماعی‌مان همه ما آسیب می‌بینیم و گریه می‌کنیم. در مواجهه با بحران‌های شخصی در تاریکی و ترس دست و پا می‌زنیم و اغلب ترسی از آینده، از پایان، از فقدان عزیزان، از فقر، از پیری، از تنهایی و… بین همه ما مشترک است. همه ما در جستجوی تسلی هستیم حتی اگر رنج های‌مان نه از جنس آب و نان که از جنس ترس‌هایی شرح ناشدنی در عمق تنهایی باشد. معنویت، به تنهایی و یا تحت لوای ادیان، تنفس زندگی است که می‌تواند عشق و معنا را به جهان بازگرداند و انسانیت را توسعه دهد.

ج- تدریس درباره ادیان مستلزم نگاهی دقیق و هوشمندانه، با حفظ احترام نسبت به همه ادیان است. نگاهی که با صداقت کامل و بدون تعصب خوبی‌ها و بدی‌هایی که تحت لوای دین بر ابنای بشر رفته است را باز-بنمایاند. دانش آموزان باید متوجه شوند که دین و معنویت یک کیف شلوغ پلوغ است که به یک میزان می‌تواند سرمنشا خیر و شر باشد. زمانی بنیادگرایی مذهبی با سیاست مخلوط می‌شود و فاجعه‌های بشری را رقم می‌زند و زمانی در اوج استیصال منشا تسلی و توسعه اخلاق و صلح واقع می‌شود.

پرفسور روبرت نش، از متخصصان فلسفه تعلیم و تربیت است که بسیاری از آثارش را به بررسی چگونگی تعلیم موضوعات چالشی برای دانش آموزان و دانشجویان اختصاص داده است. او در یکی از مقالاتش** با بررسی این نقش دوگانه دین و معنویت، تعلیمات دینی را با تاکید بر نقش دوگانه مذهب و تلاش برای ایجاد گفتگو میان مذاهب، از جمله دروس ضروری برای نوجوانان می‌داند.

او از تجربیات خودش بعد از چند دهه تدریس کمک گرفته و می‌گوید بحث های کلاسی می‌توانند حول یکی از مواردی که در اغلب مذاهب تابو فرض شده‌اند آغاز شوند. باید در مورد یکی از این موضوعات نظرخواهی کرده و سپس به تک تک دانش آموزان اجازه داده شود درباره آن حرف بزنند. او بنا به تجربه خودش نقل می‌کند که در اغلب موارد دانش‌آموزان بدون اینکه از منشا افکار خود آگاه باشند، در مقابل موضوع واکنش نشان می‌دهند. در واقع آنها سواد مذهبی ندارند و نمی‌دانند که خاستگاه اغلب باورهای آنها دین است. دانش‌آموزان، بدون اینکه خود آگاه باشند، تحت تاثیر باورهای دینی یا تبلیغات رسانه‌ای و سیاسی، مواضع قابل حدسی درباره دین خودشان و سایر ادیان دارند. نش به عنوان یک آمریکایی به بیسوادی دانش آموزان آمریکایی درباره اسلام و مسلمانان اشاره می‌کند و اینکه چگونه در کلاس‌هایش، با معرفی متون جدیدی که متفکران مسلمان درباره اسلام نوشته‌اند، از آنها می‌خواهد در درک خود از سایر ادیان باز اندیشی کنند. همچنین با معرفی قطعاتی از کتاب مقدس ادیان مختلف(از کتاب کمتر شناخته شده برای نوجوانان، یعنی ریگ ودا مثال می‌زند)، آنها را با متون محوری ادیان مختلف آشنا میکند تا بی‌واسطه با کلام آن آشنا شوند. او به این روش ضمن بالا بردن سواد و درک دینی دانش‌آموزان به تقویت قوه نقادی آنها هم کمک میکند. در واقع او دیالوگ‌های  کلاس‌هایش را بدون داوری و تنها با نشان دادن تعصب های ناخودآگاه نوجوانان به خود آنها و دوستانشان، رهبری می‌کند. معلم اینجا تنها بحث‌ها را سرپرستی می‌کند تا ضمن اینکه باورهای بی دلیل آنان را برجسته کند، کنجکاویشان را تحریک کند، رعایت ادب و احترام، بردباری در شنیدن سخنان دیگران و شیوه صحیح نقد را هم به آنان بیاموزد و خطاهای روشی شان در گفتگو را نشانشان بدهد.

نش به نقل از جفرسون اشاره می‌کند که در کشوری با حاکمیت دموکراسی، «تا زمانیکه همسایه بغلی مان جیب ما را نزده یا از ما دزدی نکرده است، به ما ارتباطی ندارد که او به یک خدا معتقد است، یا سی خدا و یا اینکه بی خداست»… اما از سوی دیگر با اشاره به تجربیات تلخ بشر، به عنوان یک معلم، تاکید می‌کند که ما باید در برابر تفکرات تزلزل ناپذیری که خود را خیر مطلق و پیروانشان را برگزیدگان خاص معرفی می‌کنند هشیار باشیم و با افزایش سواد دانش آموزان درمورد ادیان و خوانش‌های متفاوتی که از آنها .ج.د دارد، تلاش کنیم نگاهی نقاد و تکثرگرایانه به آنها بدهیم.

برای اطلاعات بیشتر

*اگر مردم جهان یک دهکده هزار نفری را بسازند. 329 نفر مسیحی، 174 نفر مسلمان، 131 نفر هندو، 61 نفر بودیست، 52 نفر آنیمی‌ست، 3 نفر یهودی، 216 نفر از پیروان سایر ادیان و 121 نفر بدون دین هستند.(دانشنامه بریتانیکا).

** Robert J. Nash, “A Letter to Secondary Teachers: Teaching About Religious Pluralism in the Public Schoolsy”, 2005.

مطالب مرتبط

کلاس درس تاریخ

بایگانی آموزش

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s