کلاس درس تاریخ


هفته دفاع مقدس بود و تلویزیون روز و شبمان را با فیلم‌های جنگی بمباران کرده بود. رفته بودیم پارک. دو پسربچه چهار پنج ساله با فریادی جیغ مانند از پشت سرمان: «عراقیا… عراقیا…» بچه‌ها پشت چادر مادرشان پنهان شدند. به اطراف نگاه کردیم. چند سرباز با لباس پلنگی می‌گذشتند…

الف-  قبلن هم اشاره کرده‌ام که فمینیست‌ها معتقدند کلاس‌های درس باید به شیوه‌ای مشارکتی اداره شوند و در کنار تقویت ذهن نقاد دانش آموزان، از آن‌ها اشخاصی مراقب و مسئول بسازند. * باز هم پیش از این اشاره کرده‌ام که فمینیست‌ها غالبن جنگ و نزاع‌ها را ناشی از تقویت روحیه رقابتجویانه مذکر می‌دانند و معقتدند با پرورش روی‌کردهای مبتنی بر اندیشه‌های زنانه در روابط بین الملل- به طور خاص، اندیشیدن مادرانه– می‌توان به زمینی سرشار از صلح و آشتی دست یافت. **چنین ادعاهایی که‌ گاه  زیادی رویایی، آرزو اندیشانه و غیر عملی به نظر می‌رسند باید جای پایی در واقعیت بیابند، تا مشمول انتقاداتی که فمینیست‌ها به ایده‌های کلی و انتزاعی فلاسفه گذشته وارد می‌کنند قرار نگیرند، اما چگونه؟

ب- نادینگز در یکی از مقالاتش اشاره‌ای به کلاس‌های درس تاریخ و به تبع آن، یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخی، یعنی جنگ، دارد. کلاس‌های تاریخ آنچنان که ما هم بیاد می‌اوریم کلاس‌هایی خسته کننده، با کتابهایی پرحجم، مملو از اسم و تاریخ است که شب امتحان با زحمت جدول و نمودار و رمزگذاری و شب زنده داری به حافظه سپرده  و شب بعد از امتحان هم فراموش می‌شوند… پس از اتمام دوره ابتدایی، درس تاریخ در میان درس‌های عمومی نوجوانان گنجانده شده است و به نظر نادینگز این زمان خوبی است تا نوجوان با مفاهیمی همچون جنگ، وطن پرستی، تبلیغات جنگی و روان‌شناسی جنگ آشنا شود… اینکه چگونه در خلال جنگ احساس شفقت یا انسان‌دوستی ما نسبت به دشمنان کمرنگ یا حتی نابود می‌شود. چگونه اخلاقیات محو می‌شوند و خشونت و کینه نسبت به آدمیانی که تا دیروز هیچ‌شناختی از آن‌ها نداشته‌ایم در ما ایجاد می‌شود.

ج- وطن پرستی چیست؟ آیا وطن پرستی یعنی احساس غرور از برافراشته شدن پرچم کشور و از برخواندن سرود ملی یا احساس غرور از اینکه ایرانی هستیم؟ قرار نیست از معلمین بخواهیم این مفاهیم را تقلیل دهند یا آن‌ها را بی‌ارزش کنند، آنچه نادینگز پیشنهاد می‌دهد صحبت از اقسام گوناگون وطن پرستی است. اینکه دانش آموزان را از قالب‌های مختلفی که این مفهوم به خود می‌گیرد آگاه کنیم و در مورد این تفاوت در قرائت و تفسیر به آن‌ها هشدار دهیم. نادینگز به عنوان یک آمریکایی، نظر بوش در جنگ با عراق را مثال می‌زند: «با ما یا بر ما» او یادآوری می‌کند که بسیار از آمریکایی‌هایی که اتفاقن به وطن خود عشق می‌ورزیدند با این نگاه بوش مخالف بودند و با جدیت علیه این جنگ حرف زدند و نوشتند.  به طور کلی از نظر او رویدادهای زمان حاضر بهترین موضوعات برای بحث در کلاس‌های تاریخ هستند به ویژه اگر از رویدادهای عصر حاضر به گذشته نقب زده شود و از گذشته به امروز.

د- از موارد دیگری که به عنوان یک نیاز عمومی شهروندان، باید در کلاس‌های تاریخ پاسخ خود را بیابد، صحبت از تبلیغات و تاثیر آن بر جهت‌گیری اذهان عمومی است. صحبت از تبلیغات برای نوجوانان را، به عنوان مثال می‌توان از مسائلی مانند لباس‌های مارک‌دار آغاز کرد. پرداختن اینهمه هزینه برای پوشیدن لباسی با نامی مشهور، در حالیکه با قیمت بسیار پایین‌تر هم می‌توان به‌‌ همان خوبی لباس پوشید… چرا؟

از چنین مسیرهایی می‌توان راه باز کرد به بحث از تبلیغات جنگ، به شعرهای حماسی، سرودهای شورانگیز، تولیدات انبوه تلویزیونی و سینمایی، انگونه که از دشمن حرف می‌زنند و او را نمایش می‌دهند. تبلیغات از دو مسیر به هدف خود می‌رسند، نخست با تبدیل دشمن به هیولا و دوم با تبدیل سربازان خودی به قهرمان. تعلیم و تعلم انتقادی می‌تواند با باز-خوانی محصولات تبلیغی ذهن دانش آموزان را با پدیده جنگ و تبلیغات جنگی، که از عوامل مهم کاهش حس ترحم انسان‌ها به یکدیگر است، آشنا کند و درکی انتقادی از مفاهیمی چون «شهدای ما» و «کشتگان آن‌ها» به دانش آموز بدهد. دانش آموزان باید امکان شنیدن روایت جنگاوران دو جبهه را داشته باشند و با عوامل تحریک و تهییج کننده آشنا شوند.

ه- نکته بعدی در مطالعه تاریخ جنگ‌ها، آشنا کردن دانش آموزان با روان‌شناسی جنگ است. آیا واقعن همه از جنگ بیزارند؟ اینکه مدام گفته می‌شود «هیچ کس دنبال جنگ نیست» واقعی ست؟ اینکه اکثر دولتمردان از تحمیل جنگ بر دولت‌هایشان سخن می‌گویند حقیقت دارد؟

نه اینکه هیچ دولتی از جنگ گریزان نباشد اما واقعیت روانشناختی بشر حاکی از این است که دولت‌ها/انسان‌های طماع و قدرت طلب خیلی هم مشتاقانه از جنگ استقبال می‌کنند، چرا که جنگ هم پول و هم قدرت به ارمغان می‌اورد. از سوی دیگر کسانی هم هستند که تشنه هیجان و شورمندی جنگند و شخصیتهای ماجراجویی دارند یا حضور جنگ به آنها هویت تازه و شخصیت مورد توجهی  می‌بخشد. آن‌ها نیز از جنگ استقبال می‌کنند. این دولت‌ها/آدمها به مدد رسانه‌ها سویه‌های کثیف و دردآلود جنگ را می‌پوشانند، به کینه و نفرت دامن می‌زنند و اخلاقیات را تحت تاثیر مفاهیمی چون دلاوری و قهرمانی قرار می‌دهند.

 از ایلیاد هومر و شاهنامه فردوسی تا جنگهای سرد و گرم و سخت و نرم امروز… همگی می‌توانند موضوع اینگونه مطالعه قرار گیرند.

برای اطلاعات بیشتر نک

روانشناسی جنگ

 مطالب مرتبط

* مجموعه نوشته‌های دسته آموزش

** مادر نخور غم، نگیر ماتم

هاجر

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s