کار عشق


باید ترتیبی داده شود تا از مردان دلاور بیشترین تعداد فرزند به وجود آید و فرزندان افراد پست و نوزادان ناقص‌الخلقه از میان بروند.

 افلاطون، جمهوری، کتاب پنجم

الف- ساشا زنی است در آغاز دهه چهارم زندگی‌اش، او جذاب و مهربان و عاشق موسیقی و لباسهای زیباست او از محبت و توجه دیگران به خودش لذت می‌برد، هماهنگ با موسیقی تکان می‌خورد و پدر و مادرش را در آغوش می‌گیرد اما، ساشا هرگز راه نرفته است، هرگز حرف نزده و هیچگاه نتوانسته است چیزی بخواند. ساشا از بدو تولد مبتلا به نوعی فلج مغزی و عقب ماندگی ذهنی شدید بوده  که او را در تمام عمر شدیدن وابسته به دیگران نگاه داشته است. او برای شستشو، غذاخوردن، لباس پوشیدن و بیرون رفتن به کمک دیگران وابسته است و در کنار این نیاز‌های اولیه به همراهی و محبت نیاز دارد، به اینکه برای شوق و مهری که از خودش بروز می‌دهد پاسخ قابل درکی دریافت کند و به اینکه با دیگران در ارتباط باشد.

ایوا فدر کیتی یکی از فلاسفه اخلاق فمینیست، مادر ساشا است که در تمام این سال‌ها در کنار پدر و پرستار او وظیفه مراقبت از ساشا را به عهده داشته‌اند. کیتی سالهاست که در حوزه‌های فلسفه اخلاق، فلسفه سیاست و فلسفه زبان به تالیف و تدریس مشغول است. مشهور‌ترین اثر کیتی، کارعشق: مقالاتی درباره زنان، برابری و وابستگی* از جمله متون فلسفه فمینیستی است که به نقد ایده برابری در تفکر لیبرال می‌پردازد. او در این کتاب از چشم اندازهای مختلف نظری، اجتماعی/سیاسی و شخصی به پاسخ این پرسش می‌پردازد که وابستگی/ناتوانی به چه معناست و نیازمند چه چیزهایی است.

ب- در فلسفه و دیگر بررسی‌های نظری، درباره کار مراقبت از ناتوانان معمولن سکوت شده و یا تا حد مسئله‌ای شخصی و احساسی که منحصر به بدن و محدود در خانه است تقلیل داده شده است. کیتی در کتاب کار عشق از دو جنبه به بازاندیشی درباره این مسئله می‌پردازد:

 نخست با تامل نقادانه بر آنچه او آن را «برابری مبتنی بر ارتباط» می‌نامد و ریشه در روابط آدم‌ها با یکدیگر دارد.

  دوم با نگاه نقادانه به نظریه سیاسی جان راولز.

 کیتی معتقد است که به رسمیت شناختن ناتوانان و آنهایی که نیازهای این افراد را برطرف می‌کنند، معیار مناسبی برای سنجش اعتبار نظریاتی است که از عدالت سخن می‌گویند. به نظر او اینجاست که مفاهیمی چون عدالت و برابری با مفاهیمی مانند مسئولیت اجتماعی برای مراقبت، تلاقی می‌کنند. یک نظریه سیاسی/اخلاقی بسنده و شایسته نظریه‌ای است که احتیاج، نیازمندی و وابستگی را به عنوان جنبه اجتناب ناپذیر حیات بشری به رسمیت بشناسد و آن را به وجه حیوانی انسان فرونکاهد، بلکه آن را به عنوان بخشی از ماهیت بشری او مدنظر قرار دهد.

 ج- ما به عنوان انسانهای دارای عقل، احساس و بدن به یکدیگر وابسته‌ایم.

وابستگی علامت مشخصه شرایط انسانی است. در دنیای واقعی هیچ کس مستقل نیست. همه ما در طول دوران حیات خود به یکدیگر وابسته‌ایم. گرچه وابستگی‌های ما در دوران‌ مختلف حیات‌مان کم و زیاد می‌شود و تغییر می‌کند اما هرگز کاملن مستقل نخواهیم بود؛ از وابستگی شدید ما در دوران نوزادی و یا کهنسالی تا وابستگی‌های نسبی ما در ایام بیماری و نا‌توانی تا زمانی که دیگرانی همچون کودکانمان، والدین پیرما و یا همسر/دوست/معشوق بیمارمان به ما نیازمند و وابسته‌اند.

کاری که کیتی می‌خواهد در کتابش انجام دهد برجسته کردن تفاوتهای نیازمندی‌ها، مسئولیت‌ها و شایستگی‌های انسانهاست. این آنچیزی است که در اندیشه‌های برابریخواهانه معمولن نادیده گرفته می‌شود. همچنبن او در پی شرایطی است که در آن از کسانیکه وظیفه مراقبت از نیازمندان را به عهده دارند مراقبت شود. «مادری که به کودک غذا می‌دهد خودش هم باید غذا بخورد».مراقبان هم نیازمند داشتن حق استراحت، استعفا دادن از کار، تعطیلات، بیمه درمانی و سایر مزایای همه کارگران هستند. این مسائل باید به دغدغه‌های عدالت افزوده شوند نه اینکه به عنوان مسائلی غریزی و احساسی/خانوادگی مورد بی‌توجهی قرار گیرند یا حقیر شمرده شوند.

د- اهمیت دادن به/ مراقبت از کسانیکه از نیازمندان/ناتوانان مراقبت می‌کنند، از‌‌ همان «برابری مبتنی بر ارتباط» اخذ شده که از درک ما از انسان، به مثابه موجودی ذاتن در ارتباط با دیگران، برآمده است.  مراقبت در مقام یک عمل اخلاقی در مواجه با نیاز، احتیاج و ناتوانی ظهور می‌کند. در نهایت باید توجه داشت که مراقبت از یک نوزاد یا یک انسان کهنسال یک فعل اخلاقی است اما مراقبت از یک انسان سالم بالغ، چنانکه در اغلب فرهنگهای جهان به عنوان وظیفه زنان شناخته شده است، نه تنها عملی اخلاقی نیست که در راستای احیای سنتهای زن ستیزانه با آنچه جنبشهای فمینیستی در پی‌اش هستند در تضاد است.

برای مطالعه بیشتر نک:

Love’s Labor: Essays on Women, Equality, and Dependency, Routledge (Thinking Gender Series) 1999.*

مطالب مرتبط

آنچه هستی باش

بودن با

مادر نخور غم، نگیر ماتم

تن-ها

Advertisements

۱ دیدگاه »

  1. انسانی که در قید حیات است چنانچه نتواند از خود مراقبت کند، باید جامعه وظیفه نگهداری او را عهده دارشود
    کسانی که از این افراد مواظبت به عمل می آورن چه در خانه خود و یا در مراکز مخصوص باید شامل حقوق و
    مزایای کامل درخور آن حرفه گردند

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s