وقتی هند آدم می‌شود!


الف- در سالهای اخیر، هر بار با جماعت گردشگر به هند آمده‌ام، واکنششان به فرودگاه دهلی توجهم را جلب کرده است. اغلب گردشگران به محض ورود به فرودگاه شروع می‌کنند به بدوبیراه گفتن به مملکت خودمان و جمهوری اسلامی و اینکه «ببین تو رو خدا هند هم برای ما آدم شده» و «اوف بر آخوند‌های…» و… دهلی فرودگاهی زیبا و مجهز، متناسب با ذوق و سلیقه و فرهنگ هند دارد و در بدو ورود تفاوت آن با حالت ترمینال مانند فرودگاه امام و جو نظامی – امنیتی آن، در کنار ماموران معمولن گستاخی که دارد، خیلی توی چشم می‌زند. هند کشوری است به معنای واقعی کلمه در حال توسعه و یپشرفت. اگر کسی سالی یکبار به دهلی بیاید این رشد و توسعه را، در همه زمینه‌ها، به روشنی مشاهده خواهد کرد.

 دفعه آخر که با جماعت عصبانی و غرغرو تا نزدیک در خروجی می‌رفتم و دیدم که چطور بطری‌های آب را توی اسبابشان می‌کشند با تعجب پرسیدم «یعنی فکر می‌کردید در هند آب معدنی نیست؟!» جواب دادند نه اینکه فکر کنند آب نیست، آب آورده‌اند که در این وضعیت دلار نخواهند پول خارجی برای آب بدهند…

ب- در کنار رشد و توسعه اقتصادی در امور اجتماعی و فرهنگی هم برنامه ریزی‌های بلند مدتی صورت گرفته است، مثلن اختصاص سهمیه و بورس‌های مختلف تحصیلی برای دانش آموزان و دانشجویان مستعدی که متعلق به کاست‌های پایین جامعه هستند. این اقدام برای از بین بردن نظام طبقاتی و ایجاد و رشدِ چیزی شبیه طبقه متوسط در هند است، هندی که تا مدتی پیش به دو بخش نابرابرِ کثیرِ فقیرا و قلیل اغنیا تقسیم شده بود…

 اقدامات خلاقانه و متناسب با سنن و باورهای مردم هم برای اصلاح فرهنگ عامه و عادات زشت هندی‌ها انجام شده، عاداتی مثل ادرار کنار خیابان، تف کردن به در و دیوار یا بوق بوق کردن‌های گوشخراش هنگام رانندگی و…

ج- تجربه شخصی من نشان داده است که اصلاح امور از پایین کاری به غایت دشوار، دیربازده و ناپایدار است. حتی توسعه اخلاقیات و کمک به رشد فرهنگی و بلوغ عقلانی آدم‌ها هم با پشتوانه قانون و ضمانت اجرایی در جامعه میسر خواهد شد. به عنوان مثال در مورد مسئله زنان در یک جامعه شدیدن سنتی و مردسالار مثل هند، قوانین برابری‌خواه و حمایتگر زیادی تصویب شده است.

 یکی از تجربیات موفقی که من در دانشگاه خودمان دیدم، وجود یک نهاد قدرتمند دانشجویی است که دانشگاه هم تمام قد از آن حمایت می‌کند. این نهاد دانشجویی به پرونده‌های شکایت از «آزار جنسی دختران» در دانشگاه رسیدگی می‌کند و در صورتیکه جرم دانشجو و یا استاد محرز شود، دانشجو محروم از تحصیل و استاد محروم از تدریس خواهد بود. باز اگر چندین مورد آزار جنسی از طرف افراد مختلف درباره یک فرد گزارش شود بدون هیچ گذشتی مجازات مشابهی در پی خواهد داشت. وجود همین یک نهاد دانشجویی به طرز باورنکردنی فضای کمپ یک دانشگاه دولتی را، که همانطور که گفتم پر از دانشجویان به اصطلاح شهرستانی از کاستهای پایین است،  به محیط امنی برای دختران تبدیل کرده است در حالیکه دانشگاههای اسلامی خصوصی شهر دهلی، که سختگیریی‌های تحقیرآمیزی مشابه دانشگاههای ایران بر دختران اعمال می‌کنند نه تنها موفقیتی نداشته‌اند که مبتلابه‌‌ همان مشکلاتی شده‌اند که دانشجویان دختر در دانشگاههای ما هستند.

د- دفعات اولی که سوار اتوبوسهای دهلی می‌شدم، گاهی صحنه عجیبی می‌دیدم. زنی سوار اتوبوس می‌شد، به شانه مردی که روی صندلی نشسته بود می‌زد، مرد بلافاصله بلند می‌شد و جای خودش را به او می‌داد! فکر می‌کردم چطور یک چنین چیزی در جامعه مردستای این‌ها ممکن است! بعد‌ها متوجه شدم در همه اتوبوس‌ها یک ردیف کامل متعلق به زنان و شش یا هشت صندلی هم متعلق به بیماران، سالخوردگان، معلولان، زنهای باردار یا والدین بچه به بغل است. بقیه صندلی‌ها هم متعلق به هرکسی که بیاید روی آن بنشیند. در واگنهای مترو هم علاوه بر اینکه واگنهایی اختصاصن برای زن‌ها در نظر گرفته شده، در هر واگن تعداد مشخصی صندلی هست که متعلق به خانمهاست و تعداد مشخصی هم برای سالخوردگان و معلولان و زنهای باردار و والدین بچه به بغل… اگر صندلی خالی باشد هرکسی می‌تواند روی آن بنشیند ولی فقط تا زمانیکه افرادیکه این صندلی‌ها برای آن‌ها در نظر گرفته شده نشسته باشند… به نظرم اجرای سفت و سخت چنین روشهایی در مجموع  و به مرور زمان به تربیت اخلاقی و اجتماعی شهروندان کلان شهر بی‌دروپیکری مثل دهلی و به طور خاص به-رسمیت-شناختن – زنان منجر خواهد.

حرفم این است که مردم نیازمند آموزش و بازآموزی و یادآوردی هستند و این آموزش بدون پشتوانه دولتی محقق شدنی به نظر نمی‌رسد. دولتمردانی که عزت زن را در تحقیر و تقلیل او برای به رسمیت نشناختن وجود و حضور بالغ و مستقلش می‌دانند و می‌خواهند مدلشان را به جهان صادر کنند خودشان به غایت بی‌فرهنگ و بی‌تربیت هستند و متاسفانه به جهت قدرت اجرایی و برد رسانه‌ای که دارند رفته رفته آنرا به جامعه‌شان هم تسری خواهند داد. منکر آفاتی که وجود تبعیض‌های مثبت به نفع زنان، به همراه دارد نیستم ولی نفعش را بسیار بیشتر از ضررهای بزرگنمایی شده‌اش می‌دانم. آنچه امروز در سطح مدیریتی و اجرایی جامعه می‌بینیم، حتی در ماجراهای مربوط به انتخابات و تبلیغات برخی نامزدها، یکجور زن هراسی بیمارگونه به نظر می‌رسد که چندین گام عقب‌تر از عامه مردم ایستاده و خیلی آرام و زیرپوستی دارد ساعت را به عقب می‌کشد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s