نیک‌بختیIII: خانه


نوجوان بودم، پدرم کتاب فرار از فلسفه* را، که از یکی از دوستانش امانت گرفته بود، به من داد تا بخوانم. لحن مطایبه آمیز و قلم گیرای جناب خرمشاهی من را چنان میخکوب کرده بود که کتاب از دستم به زمین نمی‌افتاد تا رسیدم به قسمتی  درباره زنان . خرمشاهی گرچه از زنان فرهیخته و تاثیرگذار در زندگی‌اش با احترام و حق‌شناسی تمام یاد کرده بود، در ‌‌نهایت خانه داری و بچه داری را مهم‌ترین و شایسته‌ترین وظیفه زنان دانسته و با‌‌ همان لحن مطایبه آمیز و قلم گیرا زن‌هایی را که می‌خواهند از ذات زنانه خود فاصله بگیرند و به عنوان مثال درباره سیاست اظهارنظر کنند مسخره کرده بود… طبعن عصبانی شدم و گریه کنان پیش پدرم رفتم. کتاب را به گوشه‌ای پرت کردم  و عصبانی و اشک الود ناروا و ناسزا گفتم به کتاب و نویسنده. پدرم با عصبانیت تذکر داد کتاب امانت است و گفت: «هر وقت یادگرفتی گریه نکنی و حرف بزنی بیا ببینم چی می‌گی». مشخص است که نادم نشدم و گفتم: «یک همچه کتابی از یک چنین پیرمرد … فقط به درد سوزاندن می‌خورد». بعد هم یک شب تا صبح نشستم و چهار صفحه دو رو (از آن برگه‌های امتحانی) نامه نوشتم خطاب به آقای خرمشاهی و تلاش کردم خیلی مطایبه آمیز و از موضع یک ناصح دلسوز نشانش بدهم چقدر اشتباه فکر می‌کند! * نامه را هنوز هم دارم!‌.

  تصمیم قطعی گرفتم از لج آقای خرمشاهی در دانشگاه علوم سیاسی بخوانم تا ببیند یک من ماست چقدر کره می‌دهد…

الف- روی دیوار باشگاهی که من در آن ورزش می‌کنم با حروف بزگ نوشته‌اند: «یا سخت تلاش کن یا به خانه برو…». خانه و خانه داری همیشه اسباب تحقیر بوده و خانه به عنوان امری غیرجدی در زمره مسائل زنانه و پیش پاافتاده کمتر توجه کسی را جلب کرده است. این پیش پاافتاده تلقی کردن خانه چنان پذیرفته شده و جاافتاده است که به قول نادینگز، زمانیکه زنان با آرمانهای برابری خواهانه وارد عرصه اجتماعی شدند، تردیدی به خود راه ندادند که باید از خانه بیرون بیایند و تمام توش و توان خود را صرف پرداختن به امور جدی نظیر سیاست، دانش تجربی و مشاغل پردرآمد در فضای عمومی کنند. کسی به این نکته عنایت نکرد که شاید لازم باشد توجه مردان و آموزش‌های عمومی که عمیقن تحت تاثیر ساختار ارزشگذاری مردانه هستند هم به فضای خصوصی جلب شود. داشتن یک خانه از محوری‌ترین نیازهای انسانی است و زندگی در خانه برای اغلب آدم‌ها یکی از عمده‌ترین منابع تامین خوشبختی است. (همینجا اشاره کنم که وقتی از خانه حرف می‌زنیم الزامن به خانواده کاری نداریم بلکه غرض اشاره به وضعیت مکانی خانه است.)
ب- در خانه ما میان خود و دنیای بیرون مرز مشخصی ایجاد می‌کنیم و باز سعی می‌کنیم گوشه‌ای اختصاصن برای خود در آن بسازیم. خانه آنجایی است که بعد از یک روز سخت کاری/تحصیلی به آن می‌رویم و یا روز خود را از آن مکان معین آغاز می‌کنیم. خانه‌ای با نشانی مشخص که احساس ثبات و امنیت در ما ایجاد می‌کند. خانه محل نگاهداری تمایلات، وسایل و دوست داشتنی‌ها و‌گاه محل اختفای انهاست. خانه جایی است که از دست عقل معاش  و نظم خشک بیرون به آن پناه می‌بریم. در جوامعی با محدودیت‌های اجتماعی بیشتر، خانه قابلیت های بیشتری پیدا می‌کند، جایی است که آدم‌ها می‌توانند به خود ایده آلشان نزدیک شوند و اختیار آنچه می‌خورند و می‌پوشند، می‌خوانند یا درباره آن حرف می‌زنند را به دست بگیرند. فضایی برای نفس کشیدن برای خودشان ایجاد کنند ولو اینکه این نفس کشیدن در الکل، سیگار، بی‌نظمی و شلختگی مطلق، درست کردن کلکسیونی از اشیا بی‌ارزش یا پرورش گل و گیاه باشد. از نیازهای ابتدایی آدمی نظیر نیاز به محیطی آرام با دما و نور مناسبِ طبع و حال تا نیازهای پیچیده‌تر نظیر به رسمیت شناخته شدن، آزادی بیان خود-آنگونه که هست، پروراندن تجربه‌های شخصی بی‌ترس محتسب و… در خانه میسر می‌شود.
خانه جایی است که معمولن تنها دیگری یا دیگران نزدیک، به آن آمد و شد دارند. حتی در خود خانه‌ها هم، ولو به اندازه یک پرده مرز هست میان اتاق پذیرایی و اتاق خواب. در خانه، هم خود اجازه بروز و ظهور دارد و هم دیگری نزدیک و دوست داشتنی. شاید یکی از معدود مکان‌هایی که بتوان براحتی از پرورش روابط مبتنی بر مراقبت و مراعات در آن سخن گفت و با کمترین انتقاد مواجه شد، همان خانه است. پرداختن به خود و دیگری در بازاندیشی درباره خانه و توجه به مراودات میان من و او از جمله مهم‌ترین ابعاد موثر و نیانیشده رها شده  درمورد خوشبختی است.
ج- بنا به ادعای نادینگز* از جمله گام‌های موثر برای ایجاد و حفظ احساس خوشی و خوشبختی در زندگی روزمره، در کنار تعلیم مهارت‌های والد بودن به دانش آموزان (که در جای خود بحث مفصلی است) آموزش مهارتهای مربوط به خانه و خانه داری در نظام آموزش عمومی است . مثلن در کلاسهای ادبیات به جای حفظ کردن تاریخ ادبیات ایران و جهان باید قطعاتی از کتابهای شاخص در ادبیات مورد مطالعه و بحث قرار بگیرد، چنانکه دانش آموزان بتوانند تجربیات شخصی خودشان را در موراد مشابه با قهرمان رمان بیان کنند و نسبت به خواست‌ها، علایق و سلایق خود در زندگی روزمره آگاهی پیدا کنند. در کتابهای علوم اجتماعی باید در سرفصل‌هایی درباره چگونگی به وجود آوردن و نگهداری خانه‌ حرف بزنند. در علوم طبیعی باید از مراحل رشد جسمی و بلوغ عاطفی انسان بحث شود؛ در کلاس‌های ریاضی از اقتصاد اجتماعی و مهارتهای اقتصادی مورد نیاز یک شهروند سخن گفته شود و در تدریس هنر زوایای زیبا‌شناسانه و طراحی داخلی خانه‌ مورد توجه قرار گیرد و…

توضیحات

* ف‍رار از ف‍ل‍س‍ف‍ه‌: زن‍دگ‍ی‍ن‍ام‍ه‌ خ‍ودن‍وش‍ت‌ ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌، ن‍وش‍ت‍ه‌ ب‍ه‍اءالدی‍ن‌ خ‍رم‍ش‍اه‍ی‌، نشر جامی، 1377

 * خانم جمیله کدیور نقد خوبی بر نوشته‌های آقای خرمشاهی درباره زنان نوشته‌اند.
*   نادینگز قریب به دو دهه به عنوان مدیر و معلم ریاضی در مدارس ابتدایی و دبیرستان‌ها مشغول به کار بوده است، به همین دلیل تجربیات فراوانی ایده‌های وی درباره آموزش و پرورش را پربار کرده است.

مطالب مرتبط

باسوادان
نیکبختی
جبهه ما را لایق خود کرده بود

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s