متانت و مسلمانی


من فیلم را تازه دیده‌ام. فیلم با به تصویر کشیدن چند جوان مسلمان خشمگین شروع می‌کند. جوانان چماق به دستی که به مطب یک پزشک حمله می‌کنند. دختر مسیحی زیبایی را می‌کشند. مطب را غارت می‌کنند و به فرمان شیخ‌شان آن را به آتش می‌کشند…  بعد در نقد و ریشه شناسی این رفتار‌ها به گذشته برمی‌گردد، به زمان پیامبر و تلاش می‌کند ریشه این خشونت را در سیره پیامبر اسلام بیابد و…

اگر در کنار به رسمیت شناختن «حق اهانت به مقدسات»؛ اجازه بدهید حق «اعتراض» به اهانت به مقدسات را هم به رسمیت بشناسیم. به نظرم مسلمانان کاملن حق دارند به یک چنین فیلمی اعتراض کنند. و خب اعتراض گسترده‌ای هم شکل گرفته. اعتراضی که تصاویرش به سراسر دنیا مخابره می‌شود:

 تصاویر قرابت عجیبی با نماهای ابتدای فیلم دارند. مردانی خشمگین و خروشان که خشم‌شان را با نعره و فریاد، آتش زدن و لگدکوب کردن پرچم و یا حمله و تخریب نشان می‌دهند

کسانی ممکن است مدافع این رای باشند که تحمل نکردن توهین به مقدسات جز خطوط قرمز هر مسلمانی است. آنجا که همه ملاحظات به کنار می‌روند. آنجا که اگر نعره نزنی و جامه ندری مسلمان نیستی ولی آیا واقعن تحمل نکردنِ توهین مساوی با نعره زنی و جامه دری است؟ آیا معنای نعره زنی و جامه دری در دنیای امروز همان است که ما میخواهیم فهم شود؟ آیا این رفتار‌ها در ‌‌نهایت منجر به تقویت‌‌ همان نگاهی که به آن معترض هستیم نمی‌شود؟

متاسفانه تندروی و خشونت طلبی، عدم مدارا و تن زدن از گفتگو، به شناسنامه اسلام الصاق شده و ما هم، در تصویری که هر بار از خود باز-می‌نمایانیم، هیچ قصدی برای تصحیح/تلطیف این باور و یا نشان دادن وجوه دیگری از اسلام نشان نمی‌دهیم. برخی اتفاقات پس از آنچه بهار عربی نامیده شد، این ادعا را تقویت می‌کند.

یکی از انتقادات مشترک متفکران فمینیست مسلمان، به قرائت رایج از اسلام، که آن را برساخته سیطره پدر سالاری در کشورهای اسلامی می‌دانند، همین بی‌توجهی به ابعاد گسترده اسلام و تاکید و تکیه برقرائتی است که فقه-محور، خشک و خشونتبار در کنش و واکنش است. قرائتی که بر ویژگی‌های سنتن مردانه نظیر ستیزه‌جویی و انتقام تاکید دارد و بنا به ادعای لیلا احمد در زمان خلافت عباسیان پروبال گرفت و جاپا محکم کرد که حاکمان در جوامع مستبد و مردسالار با چنین قرائتی است که قرار می‌یابند و دوام. حال آنکه جنبه اخلاقی اسلام، که پیامبر بعثت خود را متوجه آن می‌دانست، روز به روز کم رنگ‌تر شده است و این پریده رنگی از رخ آنچه محمد در پی‌اش بود تا همین امروز ادامه دارد. شخصیت گشاده رو، متین، مهربان و امینی چون محمد به عنوان پیامبر امتی شناخته می‌شود که بیش از هر چیز در دنیا با تنگ نظری، بی‌تحملی، انتقامجویی و خشونت شناخته می‌شوند. امتی که علاقه‌ای به تغییر این وجهه ندارد. که حاکمانش اینگونه برای خود هویت سازی میکنند، امتی که نمی‌خواهد ارادت و آزردگی خودش را، نه با سکوت، که با متانت نشان دهد. امتی که با دم دستی ترین و بی‌مایه ترین ابزارها میتوان او را به خروش واداشت و بطور تضمینی علیه خودش از او استفاده تبلیغاتی کرد.

 آیا نمی‌شود از بازی قدرت بیرون آمد. فریاد نکشید؟ آتش نزد؟ تخریب نکرد و باز معترض بود؟ نمی‌شود در سکوت تجمع کرد؟ از دیوار بالا نرفت و سنگ نپراند؟ نمی‌شود از راه‌های مدرن‌تر و مدنی‌تری برای رساندن پیام اعتراض استفاده کرده؟ (که عوض تایید مدعای مخالفان باعث تخفیفشان نزد اذهان عمومی شود) از آن مهم‌تر/دشوار‌تر نمی‌شود در عمل و نظر با تقویت جنبه‌های مغفول مانده اسلام، خلاف واقع بودن این ادعا‌ها را نشان داد؟

مطالب مرتبط

لیلا احمد

نفرت از خود(پدرسالاری جدید نوشته هشام شرابی)

فاطمه مرنیسی

در ستایش پیتزای قرمه سبزی

دیکتاتوری اقلیت

Advertisements

5 دیدگاه »

  1. […] لینک وبلاگ […]

  2. سورمه said

    شاید این ادعا ها خلاف واقع نیستن…

    • سورمه جان اگر منظورت ادعای فیلم هست که خب پیشنهاد می‌کنم تاریخ بخونی…وجود واقعی و تاریخی شخصی به نام محمد -خلاف سایر پیامبران- اثبات شده و میشه درمورد خودش، خانوادش، خلق و خوش و حیات شخصی/اجتماعی/ سیاسی اش مطالعه کرد، هم میتونی به منابع تاریخی موثقی که از نظر زمان نگارش به حیات محمد نزدیک بودند کمک بگیری و هم میتونی تفسیرهای مفسران موافق و مخالفش-تا همین سالهای اخیر-را ببینی.
      پاینده و پوینده باشی

    • سورمه جان، چند سال پیش کتاب دقیقی درباره پیامبر اسلام میخواندم که در مقدمه شرح مفیدی از منابع تاریخ اسلام به دست داده بود، بدون کم و کاست مطلب را اینجا می آورم:

      «منابع تاریخ اسلام، از نظر شیوه تدوین، به چهار دسته قابل تقسیم است: سیره نویسی، فتح نامه نویسی، تبارنامه نویسی و تاریخ نویسی. تاریخ اسلام در ابتدا به قصد سیره نویسی تنظیم شده است. نویسندگان در نوشتن سیره و روش زندگی پیامبر(ص) قصد تاریخ نویسی و تحلیل تاریخ و درس آموزی از تاریخ نداشته و غالباً به گزارش نویسی اکتفا کرده‌اند.
      از آنجا که این متون، بنابر گرایش‌های نویسنده آن تنظیم شده است، بسیار گزینشی است و در آن اختلاف نظرِ فراوان وجود دارد. حساسیت‌های سیاسی و عاطفی، این مورخین را در بسیاری از موارد از بی‌طرفی در بیان حوادث، برکنار داشته است.
      اولین گروه سیره نویسان عبارت‌اند از: عروه بن زبیر (متوفای ۹۲ ه‍. ق)، ابان بن عثمان بن عفان (متوفاى ۱۰۵ ه‍. ق) و وهب بن منبه (متوفاى ۱۱۰ ه‍. ق). آن‌ها معمولاً حوادث را بلاواسطه از کسانی که در متن حادثه بوده‌اند، نقل کرده‌اند. به عنوان مثال عروه بن زبیر از فقهای هفتگانه مدینه بود و معمولاً از پدرش زبیر و خاله‌اش عایشه اخبار را نقل می‌کرد.
      دومین گروه سیره نویسان عبارت‌ بودند از: عاصم بن عمر قتاده (متوفاى ۱۲۰ ه‍. ق)، محمد بن مسلم بن عبیدالله بن شهاب زهری (متوفاى ۱۲۴ ه‍. ق) و عبدالله بن ابوبکر (متوفاى ۱۳۰یا ۱۳۵ ه‍. ق) که حوادث را غالباً از گروه اول روایت ‌کرده‌اند.
      سومین گروه سیره نویسان عبارت‌اند از: موسی بن عقبه (متوفاى ۱۴۱ ه‍. ق)، ابن اسحاق (متوفاى ۱۵۲ ه‍. ق)، معمر بن راشد (متوفاى ۱۵۰ ه‍. ق) و ابو معشر (متوفاى ۱۷۰ ه‍. ق) که از گروه دوم روایت می‌کردند. متأسفانه از آثار سه گروه یاد شده فوق، سند مکتوبی در دست نیست، اما آنچه موجود است غالباً از آن‌ها نقل شده است.
      امروزه تقریباً کلیه منابع خبری تاریخ صدر اسلام اخباری است که از افراد یاد شده نقل شده‌است. مهم‌ترین اسناد مکتوب آنان که در حال حاضر موجود است، به ترتیب و قدمت تاریخی عبارت‌اند از:
      – السیره النبویه از عبدالله ابن هشام (متوفاى ۲۱۸ ه‍. ق)؛ سبک این کتاب سیره نویسی است؛ این کتاب از یک جهت قدیمى‌ترین کتاب مربوط به ‏سیره پیامبر(ص) است؛ چون تلخیص و تهذیب کتاب سیره ابن اسحاق (۱۵۰ه‍. ق) است که در حال ‏حاضر متن کامل آن در دست نیست. ابن هشام در این کتاب، تمام حوادث مربوط به زندگى پیامبر(ص)، از قبل از تولد تا وفات ‏ایشان را به رشته تحریر درآورده است.
      – المغازی از محمد بن عمر‌ واقدی (متوفاى ۲۰۷ه‍. ق)؛ این کتاب قدیمی‌ترین فتح نامه یا به عبارت بهتر مفصل‌‌ترین متن تاریخی به‌جا مانده از حیات‌ مدنی‌ زندگی‌ پیامبر(ص) است‌.
      – الطبقات الکبرى از محمد ابن سعد (متوفاى ۲۳۰ ه‍. ق)؛ شیوه این کتاب تبارنامه نویسی است. نویسنده اخبار مربوط به زندگی رسول خدا(ص)، اصحاب و تابعین ایشان را در این کتاب ذکر کرده است. او نسبت به گزینش اخبار دقت کافی به خرج نداده است.
      – اَنساب الاشراف نوشته احمد بن یحیی بلاذری (متوفاى ۲۷۹ه‍. ق)؛ سبک نویسنده در این نوشته تبارنامه نویسی است. نویسنده در این کتاب به زندگی پیامبر(ص) خاندان ایشان، اصحاب خاص و تابعین پرداخته است.
      – فتوح البُلدان از احمد بن یحیی بلاذری (متوفاى ۲۷۹ه‍. ق)؛ سبک نوشته چنانچه از نام آن پیداست، فتح نامه نویسی است و نویسنده در این کتاب به تاریخ فتوحات اسلامی ‌از زمان پیامبر(ص) تا زمان خلفا پرداخته است.
      تاریخ نویسی به مرور در بین مسلمانان رسمیت یافت و به گونه‌های مختلفِ عمومی، تحلیلی و یا گزارشی به جامعه مسلمانان عرضه شد. این کتب که با سبک تاریخی نوشته شده است عبارتند از:
      – اخبار الطِوال از ابو حنیفه احمد بن داود دینِوَرى (متوفاى ۲۸۳ه‍. ق)؛ سبک کتاب تاریخ نویسی عمومی ‌است. اینگونه کتاب‌ها به حوادث کلی تاریخ اشاره می‌کنند و طبعاً سعی در مختصر نویسی دارند. نویسنده این کتاب در مورد زندگی رسول خدا(ص) مطالب زیادی ندارد و بیشتر به حوادث قبل و بعد از تاریخ پیامبر(ص) پرداخته است.
      – تاریخ یعقوبى از احمد بن یعقوب (متوفاى ۲۹۲ ه‍. ق)، این کتاب نیز تاریخ عمومی ‌است. این کتاب، تاریخ زندگی انبیا از حضرت آدم تا خاتم(ص) و برخی پادشاهان و حوادث تاریخ اسلام تا زمان حیات نویسنده‌ را، به صورت‏ خلاصه در بر دارد. نویسنده این کتاب در نقل حوادث دقت قابل تقدیری از خود نشان داده است. تاریخ یعقوبی تا حدودی تحلیلی است.
      – تاریخ الاُمَم و الملوک معروف به تاریخ طبری از محمد بن جَریر طبرى (متوفاى ۳۲۲ه‍. ق)؛ این کتاب مفصل‏‌ترین کتاب ‏تاریخ اسلام است. نویسنده در این کتاب به تاریخ حضرت آدم تا حضرت خاتم(ص) و هچنین تاریخ ایران و منطقه خاورمیانه پرداخته است. در بخش تاریخ اسلام، روش نویسنده سالنامه نویسی و گزارش‌نامه نویسی است.
      – مُروج الذَهب و التنبیه و الاشراف از مسعودى (متوفاى ۳۴۵ ه‍. ق)؛ این دو کتاب تاریخ عمومی ‌است و تاریخ آفرینش انسان، حکومت ایرانیان، یونانیان، اوضاع عرب قبل از اسلام تا حوادث سال ۳۳۶ ه‍. ق را به صورت بسیار مختصر و تحلیلی پوشش داده ‌است. مسعودی از نظر نقل تاریخی نسبتاً دقیق بوده است.»

  3. این نگاه متفاوت به کل ماجرا فقط از یک فلسفه خوانده برمیاد. بخاطر این نگاه بهتون تبریک میگم 🙂

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s