مراقبت طبیعی


الف- هنگامی که فرزند ابراهیم در تلاش به پای او رسید، ابراهیم گفت: فرزندم، در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم پس بنگر نظرت چیست؟ گفت: پدرم، آنچه را مأمور بر آن هستی انجام ده. به خواست خدا مرا از شکیبایان خواهی یافت. پس وقتی هر دو به این کار تسلیم شدند، ابراهیم پیشانی فرزند را بر خاک نهاد. از جانب خداوند ندا آمد:‌ای ابراهیم، رویای خود را حقیقت بخشیدی. این مسلماً آزمایشی آشکار بود و خداوند او را در اِزای قربانیِ بزرگی بازخرید (صافات/۱۰۲-۱۰۷ )

کیرکگارد این عمل ابراهیم را متعلق به ساحتی فرا‌تر از اخلاق می‌داند. ابراهیم، پدر ایمان، به فرمان خدا گردن می‌نهد با اینکه آن را نمی‌فهمد: پارادوکس ایمان.*

ب- او همسر و فرزند خود، اسماعیل را در منطقه‌ای بی‌آب و علف، ساکن کرد. آنگاه دعا کرد: پروردگارا، برخی از فرزندانم را در درّه‌ای بی‌آب و علف نزد خانه محترم تو سکونت دادم تا نماز به پا دارند. پس دل‌های عدّه‌ای از مردم را به آنان متمایل گردان و آنان را از محصولات روزی ده. به امید این‌که سپاس‌گزار باشند (ابراهیم/۳۷).

هاجر در قرآن سخن نمی‌گوید اما آنچنانکه در روایات آمده «ابراهیم هاجر و کودک او را در آن سرزمین بى‏آب و علف فرود آورد و سپس آن‌ها را ترک گفت و بازگشت. هاجر در پى او راه افتاد و بدو گفت: به کجا مى‏روى؟ چرا ما را در این بیابان وحشتزاى بى‏آب و علف‌‌ رها مى‏سازى؟ وى چند بار این مطلب را تکرار کرد تا شاید ابراهیم برگردد، ولى او به راه خود ادامه داد. در این هنگام بود که هاجر از او پرسید: آیا خدا به تو چنین فرمان داده؟ ابراهیم گفت: آرى. هاجر اظهار داشت: حالا که این گونه است خداوند به ما توجه و عنایت خواهد داشت و سپس به مکانى که ابراهیم، او و کودکش را در آن‏جا قرار داده بود، بازگشت.

ابراهیم‌، همسر و فرزند را آنجا در امان‌ پروردگار بگذاشت‌ و راه‌ بازگشت‌ سوی‌ شام‌ پیش‌ گرفت‌. در ادامة داستان‌ آمده‌ است‌ که‌ چون‌ آذوقه آن‌ دو تمام‌ شد، تشنگى‌ بر کودک‌ چیرگى‌ یافت‌ و هاجر در پى‌ یافتن‌ آبى‌ که‌ عطش‌ فرزند را فرو نشاند، به‌ هر سو دوان‌ گشت‌ و هفت بار، مسیر صفا تا مروه‌ را پیمود و هیچ‌ نیافت‌. بار آخر از پیرامون‌ اسماعیل‌ صدایى‌ شنید و از ترس‌ آنکه‌ حیوانى‌ درنده‌ کودک‌ را بدرد، سوی‌ او شتافت‌، اما با نهایت‌ شادمانى‌ متوجه‌ شد که‌ در زیر پای‌ کودک‌ آبى‌ جاری‌ است‌؛ چشمه‌ای‌ که‌ بعد‌ها با نام‌ زمزم‌ شناخته‌ شد.» (از اینجا)

ابتدایی‌ترین و غریزی‌ترین نوع مراقبت، مراقبت والدین از فرزندان است. مراقبتی که بالقوه می‌تواند پایه یک روی‌کرد کلان اخلاقی قرار بگیرد و  به نظر من  داستان اسماعیل یکی از بهترین نمونه‌هایی است که به خوبی ما را در تحلیل مراقبت طبیعیِ و نمادشناسی دوگانه  چشم انداز  پدرانه /مادرانه به اخلاق یاری می‌کند.

ج- مراقبت طبیعی مادران از فرزندان، بیش از هرچیز متاثر از عشقی طبیعی است. نظریه پردازان اخلاق مراقبت از این عشق به عنوان یک امکان اخلاقی برای پروراندن رویکردی خاص در فلسفه اخلاق سخن می‌گویند. نگاهی که نمی‌تواند با ابراهیم همدلی داشته باشد. ابراهیم از فرزندش بخاطر فرمان خدا می‌گذرد. نادینگز، از نظریه پردازان اخلاق مراقبت، معتقد است «هیچ زنی نمی‌تواند کتابی مانند ترس و لرز بنویسد. مسئولیت ما در قبال کسی که مراقبت از وی را به عهده داریم چنین اجازه‌ای به ما نمی‌دهد.» این مسئولیت، بالا‌تر از هر فرمانی، ما را مکلف به تلاش برای حفظ و نگهداری کسی می‌کند که مسئولیتش را برعهده گرفته‌ایم. هاجر هم به فرمان خدا گردن می نهد و به او اعتماد میکند(هاجر از او پرسید: آیا خدا به تو چنین فرمان داده؟ ابراهیم گفت: آرى. هاجر اظهار داشت: حالا که این گونه است خداوند به ما توجه و عنایت خواهد داشت و سپس به مکانى که ابراهیم، او و کودکش را در آن‏جا قرار داده بود، بازگشت) اما اعتماد هاجر از جنس دیگری است(مادرانه/هاجرانه است) به قیمت از دست دادن جان خودش میان صفا و مروه هروله میکند تا برای کودکش اب بیابد.**

د – همچنین نادینگیز معتقد است تا آنجا که کیرکگارد فرد/جزئی را والا‌تر از جمع/کلی می‌نشاند، می‌توان با او موافقت کرد. اما باید توجه داشت که برای او، این والایی، از «تکلیف بی‌قید و شرط در مقابل خدا» ناشی می‌شود. برای او اخلاق همچنان مربوط به امور کلی است و اساسن با پذیرش این مقدمه است که پارادوکس ایمان شکل می‌گیرد.

نظریه پردازان اخلاق مراقبت وجود احکام کلی اخلاقی را نقد می‌کنند و معتقدند اخلاق همزمان با جزئیات و کلیات مرتبط است. آن‌ها منتقد تسلط بیطرفی، بیغرضی، عقلانیت و انتزاعی هستند که با جزمیتی انعطاف ناپذیر شکل دهنده اصول اخلاقی‌اند و باور دارند  به کارگیری این اصول کلی نیازمند توجه به ویژگی‌ها و شرایط خاص افراد متفاوت از نظر سن و جنس و فرهنگ است. نیازمند ادراکی تفصیلی که از صرف اصول کلی ناشی نمی‌شود بلکه مستلزم در نظر گرفتن شرایط عینی فرد، شناخت، شفقت، همدلی، گوش دادن و مراقبت است.

مطالب مرتبط

*برکت اضظراب،پریشانی و پارادوکس(کیرکگارد)

**هاجر

ریتا و بافتارباوری اخلاقی

Advertisements

3 دیدگاه »

  1. الهه said

    خیلی ممنون، اما مریم من نخ اتصال پاراگراف های قبلی را با پاراگراف آخر متوجه نمی شم، از یک طرف با ارجاع به داستان اسماعیل مراقبت مادرانه ، مراقبتی تکلیفی، طبیعی، غریزی و در یک معنا ذاتی برای مادران، در نظر گرفته می شه، طوری که نادینگز می گویدهیچ زنی نمی‌تواند کتابی مانند ترس و لرز بنویسد. از طرف دیگر در پاراگراف آخر این ذاتی بودن حد می خورد و با توجه به جنس و طبقه و فرهنگ متفاوت می شود، در واقع پاراگراف آخر توضیخ دهنده وجود نظریات گوناگون در این باره است؟

    • خواهش میکنم، قابل شما را نداشت عزیز دل ما!
      اما بعد اینکه ما یک «مراقبت طبیعی» داریم و یک «مراقبت به مثابه نظریه ای در فلسفه اخلاق» که دومی از اولی الگو میگیرد اما ضروریات نظریه بودن را هم به خودش میپذیرد. یعنی احساسات را با عقلانیت پیوند میدهد. پاراگرافهای قبلی اشاره به آن نوع از مراقبت داشت که طبیعی و غریزی است…اما وقتی از مراقبت به عنوان یک نظریه اخلاقی حرف میزنیم توجه می دهیم که بر اساس الگوی یاد شده، که «امکان» خلق این نظر را به ما داده، باید به به ویژگیهای فردی «فرد مراقبت شونده» در کنار اصول کلی اخلاقی، توجه شود.
      در واقع اگر بخواهیم نظری بحث کنیم باید از دومی شروع کنیم…این نوشته از مراقبت طبیعی حرف می زند با دو مثال، خود نادینگز در ادبیات انگلیسی مثلن بررسی کرده، برای نمونه واکنش یک پدر و یک مادر را به مرگ فرزندشان. اینکه مادر چقدر عینی غزا می گیرد و پدر چقدر ذهنی…چون جنس ارتباطشان با کودک متفاوت است…می گوید رابطه مراقبت شونده و مراقبت کننده باید مثل اولی باشد نه دومی…

  2. عماد said

    با سلام و تشکر فراوان از مطالب خوبتان
    اگر لطف کنید منابع این نوشته ها ذکر شود خیلی خیلی ممنون میشم.

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s