خودسوزي


بار اول شنیدنش برای من هم سنگین بود. گفتند یکی از اقوام به آن یکی گفته: «می‌خای دخترت مثل مریم بشه!». خیال می‌کردم آدم از فامیل خودش توقع ندارد.«اي بابا! مگه من چی‌ام است؟!» بعدن فهمیدم آدم باید توقع خیلی بیش از این‌ها از خیلی بِه از آن‌ها داشته باشد. حالا او هم بار اولش بود. توقع نداشت کارمندش در پاسخ به تذکر مبنی بر کوتاه کردن مکالمات تلفنی، جلوی سایرکارمندان، به او تندی کند: «من می‌دونم مشکل تو اینه که شوهرم به من زنگ می‌زنه… به شوهرم می‌گم دیگه زنگ نزنه ببینم مشکل تو حل می‌شه…». آنقدر پریشان بود که محل قرارمان را گم کرده بود. از یک طرف جریحه دار شده، اختیار بر اخراج کارمند مذكور را داشت و از طرف دیگر این را منافی اخلاقیاتی که به آن معتقد بود می‌دید. فکر می‌کرد این عصبانیت ممکن است موجبات ظلم به دیگری بشود و باز معتقد بود اگر بخواهد به این رویه ادامه بدهد، اغماض برای التزام به اخلاق، نهایتن از او چهره مدیری ناتوان و بی‌کفایت خواهد ساخت. باید بار تحقیر و توهین و جهل جماعتی را به دوش بکشد که بی‌توجه به منش اخلاقی‌اش، از تواضع و سعه صدر او سو استفاده خواهند کرد و این را به پای زرنگی خودشان و ضعف او خواهند گذاشت.

الف- اغلب ما تجربه‌های مشابهی در زندگی و تحصیل هم داشته‌ایم. زنان /مادران/دختراني كه با محبت و گذشت بی‌جا، توقع و تکلیف  برای خود ایجاد می‌کنند و خلاف انتظارشان قدر نمی‌بینند که انجام وظیفه کرده‌اند… گاهی خوش اخلاق آمدن به چشم دیگران را مساوی اخلاقی بودن می‌گیریم. گاه بوی برخي تعالیم کهنه مادربزرگی به مشام می‌رسد زیر عنوان احترام برانگیز اخلاق… کم نیستند زنانیکه جان و هم جسمشان آسیب دیده زیر بار این ملاحظات.

اخلاق هنر زندگی است نه خود-کشی، اما اخلاقی بودن و پرهیز از وارد کردن رنج غیر لازم به دیگران، خاصه در محیط کار، آن‌هم در شرایطی که تو هم جوان باشی و هم زن، از آن نابخشودنی‌تر مجرد، حقیقتن کار شاقی است. در جامعه پدرسالار ما، ملایمت‌ها و ملاحظات، برای کسی با این معایب، بیش از آنکه به چشم روی‌کرد اخلاقی فرد دیده شود، حمل بر جوانی و خامی/ زن بودن و ناتوانی/مجرد بودن و عقده خواهد شد و همین رنج‌های اخلاقی مضاعفی را برای یک مدیرِ زنِ جوانِ مجرد به همراه خواهد داشت. اگرچه متوجه این نکته هم هستم که جدیت، قاطعیت و گاهی تندی تفاسیر متفاوت و در عین حال مشابهی از جوانی و زنانگی و تجرد مدیر مذکور را نقل مجالس کارمندی خواهد کرد؛ ولی هم از بابت مدیریت نیروی کار در جامعه ایرانی بهتر جواب خواهد داد و هم از بابت به دوش نکشیدن رنج ایثاری غیرضرور.

ب- به قول آقای ملکیان: «… اخلاق هم این را اقتضا نمی‌کند که من جوری زندگی بکنم که همه از من راضی باشند. چون مبنای اخلاق باید در واقعیت‌ها باشد. اخلاق نمی‌تواند من را به چیزی امر بکند که شدنی نیست. اخلاق ‌‌نهایت چیزی که به شما می‌گوید و به نظر من بدایت چیزی هم که به شما می‌گوید همین است که درد و رنج غیر لازم به دیگران وارد نکن. اما نه اینکه به طور کلی درد و رنج وارد نکن. الی ماشاء الله مردم از زندگی‌ای که شما می‌کنید درد و رنج می‌برند و البته این درد ورنج آن‌ها به خاطر خودشیفتگی خودشان، تعصب خودشان، جزم و جمود خودشان، پیشداوری‌های خودشان، خرافه پرستی خودشان، بی‌مدارایی خودشان و استدلال ناگرایی خودشان است…»*

ج-  اخلاقیون زنانه‌نگر، که مدافع نظریه اخلاق مراقبت هستند و در نظریات آن‌ها رابطه و توجه، همدلی و گوش‌دادن به «دیگری» اولویت حادی پیدا می‌کند هم بر نقش پررنگ تربیت اخلاقی دیگری تاکید دارند. آن‌ها به هیچ وجه معتقد به یک مراقبت کور و بی‌جهت، در فضایی فانتزی و غیر واقعی، که مساوی با فنا شدن در دیگری است (چنانکه شاید متناسب با ذهنیت ما از اخلاقی مادرانه است) نیستند. مراقبت ضمن اینکه نقش پرورش دهندگی دارد، نقش آموزشی هم دارد. کودک یا بزرگسالی که توجه و مراقبت دریافت می‌کند باید این توجه کردن را بیاموزد. آنکه مراقبت می‌کند باید این پروای دیگری داشتن را در مراقبت شونده رشد دهد. مراقبت و مراعات رابطه‌ای یکسویه و خودآزارانه نیست. آنکه از او مراقبت می‌شود نسبت به آنچه دریافت می‌کند مسئول است و در غیر این صورت شایستگی دریافت توجه و مراقبت را نخواهد داشت. اتفاقن تادیب صحیح و دلسوزانه از جمله وظایفی است که آن‌ها برای مراقبت کننده در نظر گرفته‌اند تا مراقبت شونده را نسبت به آنچه دریافت می‌کند هشیار کنند، چراکه آرمان نهایی این نظریه نه خودسوزی برای گرم کردن دیگران که رشد و پرورش انسان‌ها و در ‌‌نهایت جامعه‌ایی مراقب و اهل پرواست.

*              برگرفته از گفتگوی محمودمقدسی با مصطفی ملکیان.

مطالب مرتبط

اخلاق مراقبت

ریتا و بافتارباوری اخلاقی

Advertisements

3 دیدگاه »

  1. سورمه said

    من می خواستم از یه سمت دیگه به این قضیه نگاه کنم. اونم اینکه گاهی مراقبت شکل کنترل به خودش می گیره. آدمی که ازش مراقبت میشه گاهی حس نمی کنه داره ازش مراقبت می شه بلکه حس می کنه داره کنترل می شه. دلیلش هم فکر می کنم این باشه که وقتی آدما از یه سنی یا جایگاهی عبور می کنن به هرکسی اجازه نمی دن ازشون مراقبت کنه و حتی مراقبت رو دخالت حساب می کنن. ولی اون کسی که داره مراقبت می کنه فکر می کنه داره لطف می کنه و مراقبت شونده باید ازش متشکر باشه و خیلی وقتا چون خودش رو آگاه تر به نیاز های مراقبت شونده می دونه حتی راه گفتگو هم بسته می شه.

  2. سورمه said

    سلام
    یه کمکی می خواشتم ازتون بگیرم. نسبت به آدم های متاهل انگار این دید وجود داره که وقتی اشتباهی اتفاق میفته یا تصمیمی گرفته می شه که به نظر دیگران اشتباهه اون دیگران این اشتباه رو به زن خانواده مربوط می دونن. مثلن اگه زوجی به نظر دیگران خسیس هستن یا به تازگی رابطه شون رو با آدمای اطرا فشون کم کردن یا به هر ترتیب تصمیمی رو اعلام کردن که به مذاق اطرافیان خوش نیومد اغلب اطافیان اون تصمیم رو در پشت پرده متعلق به زن خونه می دونن. من می خوام ببینم تحقیقی در این مورد شده؟ کتابی براش هست؟ اصلن به چه عنوانی باید چنین چیزی رو سرچ کنم؟دنبال مطلب در این مورد هستم.

    • سورمه جان
      الان ذهنیت دقیقی راجع به این موضوع ندارم ولی کما بیش بهش اشاره شده که کاستی های زندگی خانوادگی و به ویِه مشکلات تربیتی بچه ها عمومن به پای زن نوشته میشه و او مورد نکوهش و بازخواست قرار میگیره-چون سنتن زن مسئول این امورات هست. باز توهم موذی و آب زیرکاه بودن زنها هم هست که سابقه طولانی در فرهنگ و ادب ما (و خیلی جاهای دیگه) داره…قلم هم که همیشه دست «دیگری» بوده و هرجور تونسته خودش را تبرئه کرده 🙂

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s