آنچه سخت است استوار است


الف- فحش و گریه و اندوه را سه بار، صبح و ظهر و عصر بالاآرودن/فروبردن چیزی را تغییر نخواهد داد. نه سرزنش دیگران که این روز‌ها حتی خودزنی هم سبک نمی‌کند آدم‌ها را، چه از غم بنویسی چه از غمِ غمنویسی، افاغه نمی‌کند… یک چیزی آن وسط باقی مانده که نه بالا می‌آید و نه پایین می‌رود… «اکنون» چه باید کرد؟ «اکنون» تبدیل به سوالی شده است که هر پاسخ احتمالی را پس می‌زند که «جایی که منجلاب گه است حرف زدن از اصلاح بی‌معناست…» یا «ما آزمودیم در این شهر بخت خویش / بیرون کشید باید از این ورطه، رخت خویش». ناامیدان و امیدواران افراطی را اگر به حال خود بگذاریم کسانی همچنان اصرار دارند این پرسش مهم است اما بی‌پاسخ نیست. «اینجا» شرح درخشانی از وضع موجود را به قلم سارا شریعتی می‌توانید بخوانید.

ب- در مقاله یاد شده راه‌حل‌ها درخشش شرح مسئله را ندارند، اما دیگرانی هم هستند که از چشم انداز عملگرایانه تری به این وضع می‌نگرند و به این سوال پاسخ می‌دهند. دوستی چندی پیش از قول یک آموزگار نقل می‌کرد که چاره هست اما سخت است، که چاره در سختی است: «هر کسی باید به این پرسش «از کجا آغاز کنیم؟» خوب بیندیشد و پاسخ بگوید. من می‌گویم باید از سختی آغاز کنیم! یعنی به نظرم کاری درست و ثمربخش است که سخت باشد؛ کاری که انسان را خسته می‌کند و پیگیری‌اش زمان بر باشد- اما هر کار سختی نیز لزومن درست نیست… ما باید از جایی آغاز کنیم که بر جهان اندیشه و کنش، چیزی بیافزاید و یا بخت این را دارد که در آینده چنین کند. نمی‌خواهم بگویم همه باید مانند یکدیگر عمل و رفتار کنیم – که کاری نشدنی هم هست- اما به عنوان یک آموزگار، هنگامی که ایستایی اندیشهٔ آموزشی ایران کنونی را می‌بینم، به نزد خودم چنین می‌نماید که پویایی هرچه بیشتر آن می‌تواند کار بجا و سودمندی باشد. از این رو، به نظرم، برگردان جستارهای آموزشی به زبان فارسی می‌تواند کار ارزنده‌ای باشد، یعنی یکی از نقطه‌های آغاز، ترجمه است… بهتر است از «سختی» آغاز کنیم، از اندیشیدن، از ترجمه، از پژوهش، از کار گروهی در جهان واقعی و مجازی- که شما خوب می‌دانید که تا چه اندازه سخت است – از نوشتن اثرگذار دربارهٔ آموزش و آسیب‌شناسی آن و…»

ج- فهم و نقد و تحلیل آموزش، دانش-جویی و تحصیل! فلاسفه فمینیسم تاکید و توجه خاصی به این مسئله، خواه در خانواده و خواه در نهاد‌ها و نظام‌های آموزشی دارند، اینجا اما قصد طرح این مسئله را ندارم. خیال می‌کنم بیش و پیش از آن نیازمند اصلاح خود و آموزش‌مان هستیم که دست برقضا سخت‌تر از اصلاح نظام آموزشی است. سخت است پذیرفتن اینکه خود ما ستونی معوجی از این سیستم آموزشی هستیم و باید اول خودمان را ویران کنیم و از نو بسازیم، که از ماست که برماست و این، واقعیت هر ملت/مجموعه/گروه بیمار است. خواه این ملت ایران باشد، خواه این مجموعه، نظام آموزشی/اداری و خواه این گروه، زنان.

 آدرین ریچ، شاعر و نظریه‌پرداز فمینست در سخنرانی در میان جمعی از فارغ التحصیلان دانشگاه داگلاس اشارهای مصداقی خوبی به این سختی دادن به خود می‌کند. او به دختران دانشجو می‌گوید: «شما تجربیات اساسی تری را بخودتان بدهکارید، از یکسو کلاس‌های درسی… می‌توانند بسیار سرشارکننده باشند، ولی از طرفی نهایتا این بستگی به خود شما دارد، و تمام مناسباتی که با خود و با جهان دارید. این تجربۀ مسوولیت گرفتن دربرابر خودتان است…. مسؤلیت داشتن نسبت بخود یعنی نپذیرفتن اینکه دیگران برای شما فکر کنند، حرف بزنند و برای شما نام گذاری کنند: معنی‌اش این است که یاد بگیرید که به مغز و غریزه خود احترام بگذارید، و به تعبیری دست و پنجه نرم کردن با کاری دشوار. معنی‌اش اینست که با بدن خود مثل یک کالا رفتار نکنید که با آن محبت مصنوعی یا امنیت اقتصادی خریداری شود. برای اینکه در این زندگی فکر و جسم ما جدائی ناپذیرند، و وقتی ما اجازه می‌دهیم که با بدنمان مانند یک کالا رفتار شود، فکر ما در خطرنابودی قرار می‌گیرد. یعنی پافشاری کردن بر اینکه عشق و دوستی خود را به کسانی ارائه بدهید که قادرند به فکر شما احترام بگذارند.

مسئوولیت داشتن به خود یعنی شما به راه حل‌های پوشالی و آسان بسنده نمی‌کنید- کتاب‌ها و افکار از پیش هضم شده، آشنائی‌های آخر هفته که تضمین می‌کنند تا زندگی شما را تغییر دهند، انتخاب کلاس‌ها از روی «غریزه» به‌جا ی انتخاب کلاس‌هایی که می‌دانید شما را عوض خواهد کرد، خالی‌بندی در مدرسه و زندگی بجای کار یک پارچه و استوار، زود ازدواج کردن برای رهائی از تصمیم گیری‌های واقعی، و حامله شدن برای رهائی از مشکلات به‌وجود آمده. معنی‌اش اینست که شما حاضر نمی‌شوید آرمان‌ها واستعداد‌هایتان را ارزان بفروشید، فقط برای اینکه از اختلاف نظر و مقابله کردن پرهیز کرده باشید. و این، درمقابل، به معنی مقابله کردن با نیروهایی در اجتماع است که می‌گوید زنان باید خوش برخورد باشند، محافظه کار و در حرفه کم توقع باشند، در عشق غرقه شوند و کار را فراموش کنند، از طریق دیگران زندگی کنند و در موقعیت‌هائی ایستا شوند که برای آنها مقرر شده است، معنی‌اش این است که ما برای زندگی با کاری پر معنا و مفهوم پا فشاری کنیم، پافشاری کنیم که کار همانقدر که عشق و دوستی در زندگی پر معناست، پر معنا باشد. بنابراین، معنی آن این است که در زندگی جرأت داشته باشیم  «متفاوت» باشیم: نه اینکه دائما در خدمت دیگران باشیم، زمانی که احتیاج داریم وقتمان راصرف خود و کار خود کنیم، قادر باشیم از دیگران توقع داشته باشیم – پدر و مادر، دوستان، هم اتاقی‌ها، آموزگاران، عشاق، شوهران، فرزندان — تا به حس هدفمند بودن ما و به صداقت وجودی ما به عنوان یک شخص احترام بگذارند. زنان در همه جا، بیشتر و بیشتر، شهامت این کار را پیدا کرده‌اند… تفاوت بین زندگی که فعالانه زندگی شده است و زندگی منفعل همراه با پراکندگی نیرو‌ها، تفاوت عظیمی است. وقتی احساس تعهد به زندگی خود و مسؤلیت به خود را آغاز می‌کنیم، دیگر هرگز نمی‌توانیم به روش منفعل گذشته‌ها رضایت بدهیم… در جستجوی انتقاد باشید، و دریابید که بیشترین تأییدی که کسی می‌تواند به‌شما بدهد این است که از شما بخواهد که برای پیشرفت خود تلاش کنید، و طیف کارهائی را به شما نشان بدهد که توان انجامش را دارید. معنی‌اش نپذیرفتن طرز تفکرهائی [مثل] «آسان- بگیر،» «چرا- انقدر – جدی – باشیم،» «نگران –چه – هستی، بهر حال –احتمالا- ازدواج – خواهی – کرد» است. معنی‌اش این است که عهده‌دار سهم مسؤلیت خود نسبت به آنچه در کلاس درس اتفاق می‌افتد باشید، چرا که این کییفیت زندگی روزمره شما را تحت تآثیر قرار می‌دهد…»*

د- این را دوستی معرفی کرده بود، با خودم فکر کردم کاش بشود بنشینیم و فهرستی از بیست/ سی تا کارسخت که باعث می‌شود در سال نود و یک احساس بهتری نسبت به خودمان/ شرایط اطرافمان داشته باشیم باید درست کنیم.

برای مطالعه بیشتر

* ادرین ریچ؛ مطالبه تحصیل

مطالب مرتبط

پدر! مادر!

جیغ میکشم پس هستم

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s