درباره رقص


الف- من هیچ رقص نمی‌دانم. درکودکی تلاش‌های پراکنده اطرافیان- بنا به عادت مألوف- برای آرایش موی و روی و لاک ناخن و آموزش رقص به من(نی نای نای) با مقاومت والدینم مواجه بود و در نوجوانی تماشای رقص زنان در مجالس زنانه احساس بدی در من ایجاد می‌کرد که باعث شد هیچ وقت سراغ یادگرفتنش نروم. چیزهایی مبنی بر حرمت شرعی رقص هم شنیده بودم، به استثنای رقص زنی برای مردش (و نه با مردش) که این احساس منفی را تشدید می‌کرد. زندگی خوابگاهی نخستین تغییر نگاه بنیادی را نسبت به رقص در من ایجاد کرد. تماشای رقص محلی دختران، فردی یا جمعی، با لباس محلی یا بدون آن، نوعی آرامش و نوازش بصری به همراه داشت و از آن جالب‌تر، اینکه می‌دیدم چگونه رقص به مثابه نوعی اِبراز ِ ذوق زدگی ِ روشمند مورد استفاده قرار می‌گیرد.

پس از گذشت سالیان دراز، فهم بهتر از هنر، زندگی درمیان مردمان خوش-رقص هند، دیدن رقص‌های گوناگون کلاسیک و نو، فردی و جمعی و آیینی و دینی، صرف تماشا بدون آنکه مهارتی در این زمینه داشته باشم، آن نگاه منفی حاصل از مواجهه ما- نوجوانان مرکز نشین ِمذهبی ِغیرسنتی – را از میان برد و کم کم جای خالی حضور عمومی و خصوصی آن و اجازه رشد وپیشرفت پیچیدگی‌اش را جدی‌تر نشانم داد.

ب- رقص را یکی از اقسام هنر، که عمومن بر حرکات بدن مبتنی است و معمولن با ریتم و موسیقی اجرا می‌شود تعریف کرده‌اند. گرچه فراتر از این تعریف، رقص نه صرفن در میان انسان‌ها که در میان جانوران و حتی در محیط طبیعی، تنها با حضور نسیم ملایم یا سقوط جسمی نرم و سبک از ارتفاعی بلند قابل تشخیص است. در میان آدمیان رقص صورتی از بیان است «بدون کلام» که می‌تواند به عنوان ابزاری برای بیان احساس- از احساسی عاشقانه میان دو نفر تا خلسه عرفانی یا احساسات معنوی و مذهبی افراد و گروه‌ها نسبت به خدا/خدایان- به کار آید.

ج- سابقه رقص در جوامع بشری بسیار بسیار کهن‌تر از آن است که افراد یا افکاری بتوانند، با ممنوعیت یا محدودیت، آن را از میان ببرند. با به سر رسیدن دوران شکار و جنگ با سلاح سرد و کم شدن اهمیت کشت و زرع، به حاشیه راندن قومیت‌ها، قدرت یافتن نگاه‌های تن/زن-ستیز یا محکوم شدن دیدگاه‌های متفاوت در رابطه با ارتباط میان خالق و مخلوق، چیزی از اهمیت رقص کاسته نمی‌شود. رقص‌های آیینی، به ویژه از نوع شرقی آن، همچنان تجلی شادی افزا و آرامش بخشی از عشق، دوستی، احترام، سپاس‌گزاری، پرستش و… است که نامیرایی اش در گذر قرن‌ها خود شاهدی بر جدایی ناپذیری آن از حیات بشر، به ویژه از نوع شرقی اش، است.

رقص به مثابه یک امکان برای ابراز احساس، حضور غیر قابل اغماض و مطلوبی در مناسبات و روابط پیچیده انسانی- بدون نیاز به زبان مشترک- دارد. در جامعه و فرهنگ حضور رقص می‌تواند زبانی سرشار از نشانه های همه فهم و بین المللی برای بیان باور‌ها (اعم از منطقه‌ای یا مشترک میان همه انسان‌ها) و راهی برای ارتباط و پیوند آدم‌ها در شادی و اندوه باشد.

د- در مناسبات فردی (احتمالن نگاه غربی‌تر) رقص می‌تواند نگاه ما به تن خود/دیگری را اصلاح کند. ارزش تن و احترام به تن ِ خود/دیگری، می‌تواند رفتار محترمانه و انسانی میان دو جنس را نمایندگی کند. آموزش اینکه تاکید بر جنس افراد الزامن مترادف با تاکید بر ابتذال/ سواستفاده/خشونت/سلطه و… نیست. رقص می‌تواند تجلی سلامتی، نشاط، عشق، دوستی، احترام، ملایمت، آرامش و…  برای خود فرد یا میان دوجنس باشد.

 اما این بیان بی‌کلام، دربازتولید‌های نو و روزآمدش، رنگ اندیشه/احساس/ دغدغه زمانه و زمینه خود را می‌پذیرد که در واردات صرف این محصول فرهنگی از دیگر کشور‌ها ناپیداست. آنچه گاهی در میان ما نابهنجار، خشن، مضحک و حتی شرم آور ارزیابی می‌شود ریشه در تاریخ، فرهنگ و اندیشه‌ای متفاوت دارد که شاید تفسیر معانی و نشانه‌هایش را در فرهنگ ما دشوار یا نامتجانس کند و البته حضور قدرتمند و غریبش تا حدود زیادی ناشی از ضعف و نفی فرهنگ رسمی ماست.

پ.ن: بعد از انتشار این یادداشت، دوستانی به بیان های گوناگون به ابتذال نهفته در برخی رقص‌ها اشاره کردند و از مرز ابتذال و هنر، که شاید در رقص تشخیص‌اش دشوار است سخن گفتند. ابتدا اینکه باید اشاره کنم اگرچه رقص بر حرکت بدن استوار است، هر جنبش تنی رقص نیست. همانطور که هر آوایی موسیقی نیست. هنر رقص، هنری است فاخر با دانش ونظریات خاص خودش که اصول و مبانی و معنایابی آن در رقص‌شناسی فرهنگ‌ها و جغرافیاهای گوناگون قابل مطالعه و بررسی است و البته  بیرون از دانش نویسنده است. دیگر اینکه هنر فاخر طبیعتن هنری است همراه با خلاقیت و نوآوری که به بهترین و حرفه ای ترین وجه قادر به بیان احساس باشد، با این حال، الزامن نه هر نوآوری هنر فاخر است و نه هر سنتی ابتذال، و مسلمن تشخیص این مرزها بر عهده متخصصان و پیش‌کسوتان هر هنر است.

مطالب مرتبط

خوابگاه دختران

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s