آگاهی و گشادگی


الف- تردید دردانسته‌ها ومفروضات و دعوت به  آگاهی و گشادگی از جمله دعوت‌هایی است که همه اندیشمندان، حکما و مصلحان ِ صادق جهان، در سراسر تاریخ اندیشه برآن اتفاق نظر داشته‌اند. ازحکمای یونان تا عرفای ادیان مختلف تا خدای قرآن تا بی‌خدایان دانه درشتِ تاریخ اندیشه، همه دعوت به کسب آگاهی کرده‌اند که پیشرفت و خیر وصلاح و صلح در افزایش آگاهی است. شرقی و غربی و اسلامی و غیر اسلامی هم ندارد. ذهن خالی همه چیز را بسیط می‌فهمد. هرچه معرفت  فراخ دامن ترباشد انسان متعالی‌تر است و درک بهتر/ مقرون به حقیقت‌تر/ صحیح تری از خود، جهان اطراف وحتی دعوت صاحبان فکر و دین و مکاتب و مذاهب  مختلف خواهد داشت. آگاهی دریایی کرانه ناپدید و ورطه ای  خطرناک، دردناک، هولناک، غمناک و تنهایی فزاست، با این حال هرچه وزن آگاهی بیشتر باشد آدمی سبک‌بال‌تر،متحول‌تر( در حال شدن) و عظیم‌تر است.

ب- آگاهی مساوی با افزایش اطلاعات نیست، گرچه افزایش اطلاعات و تجربیات در رشد آن موثر است. افزایش اطلاعات و تجربیات امکانی است که این روز‌ها به لطف فضاهای مجازی آسان‌تر و گسترده تراز گذشته  برایمان میسر است. میدان دید چشمان ما تا خیابانهای شهری در آنسوی اقیانوس‌ها گسترده شده است. دامنه عمل و تاثیرمان حد و مرز نمی‌شناسد. احساساتمان ازکیلومترها آنسوتر متاثر می شود. ما پشت کامپیو‌تر نشین‌ها و موبایل به دست‌های عینک به چشم و پروتز در تن، مصداق روشنی از آنچه هاراوی موجود ترکیبی اندامه-ماشین می‌نامد هستیم… باری، این دریای اطلاعات که در آن غوطه وریم و هرگز نمی‌توانیم هیچ لحظه‌ای از آن را دوبار تجربه کنیم، قشر نازکی از آگاهی فرّار– بنا به علاقه ما- برایمان به ارمغان می‌آورد که معمولن وزن خاصی در زندگیمان ندارد. دست بالا از ما موجودات پر سر و صدایی می‌سازد که به قول معروف «علمش(اطلاعاتش) از ظرفیتش بیشتر است!». غرض اینکه آگاهی انسان-اگربناست به کاری بیاید- باید از آگاهی‌های در عرض هم به یک آگاهی طولی تبدیل شود که البته سقف ندارد. به قول علما درک کلیات و به قول رفقا درک انتزاعی و سواد نظری…

ج- تا اینجای کار معمولن اختلاف نظری میان دعوت کنندگان به آگاهی وجود ندارد. دوستی می‌گفت: «آدمی که به مرحله درک و دغدغه انتزاعی نرسیده باشد به نظر من به لحاظ انسانی فاقد ارزش است» و اما بعد چه؟ این افزایش آگاهی طولی و ارتفاع گرفتن دردناک و انزوا آور از ما چه موجوداتی می‌سازد؟ موجوداتی جنت مکان که همه دیگران را-اعم از انسان‌ها و طبیعت- به دیده تحقیر می‌نگرد. شاید یکی از دلایل خصلتِ مشترک ِآگاهان و عالمان هم‌وطن ما، که در مصاحبه‌ها و نوشته‌ها و سخنرانی‌ها و یا در بهترین حالت در مجالس خصوصیشان با مریدان خاص شکل می‌گیرد، همکاران و همگنان و هم-تخصص‌ها و هم-رده‌هایشان را با الفاظ رکیک و نه با نقد علمی مکتوب و موجه و علنی لجن مال ونه نقد می‌کنند، همین تاکید بر تعالی انتزاعی و جلوس تک نفره در خلوت جنت است.

د- به نظر من پای تعالی انتزاعی که با آگاهی انضمامی پیوند نخوره باشد لنگ است. اگاهی که حوزه عمل را تحقیر می‌کند و دغدغه‌های اجتماعی را خوار می‌شمرد معیوب است. کرسی استادی که سکوت و تحمل شنیدن حرفهای پیش پا افتاده دانشجویان مشتاق یا مشکوک را همراه نداشته باشد، پایه شکسته است. نام متفکر یا روشنفکر برای کسی که در قلم وبیانش حرمت اصحاب فکر و قلم را نگاه نمی‌دارد گزافه است. تحصیلات دانشگاهی که احترام به طبیعت همراه نیاورد ناقص است. دانش گسترده‌ای که در آن، جایی برای تحمل کاستی و حرمت به تفاوت وجود نداشته باشد محدود است. عشقی که در آن نقص مَجاز به رسمیت شناخته نشود خودخواهی است. خیال می‌کنم کسی که از نردبان آگاهی بالا می‌رود، اگر از ماورای ابرهای تعالی‌اش روزنی به پایین نگشاید به خود ِآگاهی خیانت کرده است.

مطالب مرتبط

جیغ می‌کشم پس هستم

پس این چه احساس شگفت‌انگیزی است که روانمان را از خوابی که لازمه زندگی است محروم می کند؟

پدیده محسن نامجو

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s