حیوان نیمه-اجتماعی


مهمانی-از مجموعه وبلاگ http://runykey.blogfa.com

افراد بشرتندخو، شهوت ران، لجوج و تا حدی دیوانه هستند، به علت دیوانگی‌هایشان بر خود و دیگران مصیبتهایی وارد می‌کنند که ممکن است منتج به بدبختی‌های هولناکی شود. اما با اینکه زندگی توام با احساسات خطرناک است ولی اگر بخواهیم زندگی بشر لطف خود را از دست ندهد، احساسات هم باید حفظ شوند. میان دو قطب احساسات و کنترل آن تضادی وجود دارد و از همین تضاد درونی طبیعت بشراست که احتیاج به اخلاق احساس می‌شود.

سائق‌ها و انگیزه‌های درونی بشر از سایر حیوانات پیچیده‌تر است و مشکلات وی از پیچیدگی همین نیروهای درونی سرچشمه می‌گیرند. انسان‌ها، نه به طور کامل مانند مورچه‌ها و زنبور‌ها اجتماعی هستند و نه مانند شیر‌ها و ببر‌ها در انزوای کامل به سر می‌برند. بشر حیوانی نیمه اجتماعی است. پاره‌ای از عواطف و احساسات او اجتماعی و بعضی دیگر از کشش‌های در وی  او را به انزوا سوق می‌دهند. طبیعت اجتماعی او از این حقیقت آشکار می‌شود که اگر بر طبیعت انزوا طلب او بیش از حد تاکید کنند، این محدودیت به شکل تنبیه جلوه می‌کند. طبیعت گوشه گیر او در عشق به تنهایی و بی‌میلی صحبت با دیگران ظاهر می‌شود… افرادی که در نقاط پرجمعیت زندگی می‌کنند شروع به توسعه یک مکانیسم دفاعی می‌کنند تا بتوانند خود را در مقابل تماس‌های روز افزون و نامطلوب جامعه حفظ کنند. افرادی که در کنار یکدیگر در اتوبوس یا قطاری نشسته‌اند معمولاً بایکدیگر صحبت نمی‌کنند اما اگر خبر ناگهانی مانند خطر حمله هوایی و یا حتی مه غلیظ به آن‌ها داده شود، این بیگانگان ناگهان احساس دوستی می‌کنند و بی‌اختیار به گفتگو می‌پردازند. این نوع امیال مبیّن نوساناتی فی مابین روحیه انزواطلب و طبیعت اجتماعی بشر است و آن به این علت است که ما کاملاً اجتماعی نیستیم و از این جهت برای تحقق بخشیدن به هدف‌هایمان محتاج اخلاقیات و قوانین اخلاقی هستیم تا ما را کنترل کند. به نظر می‌رسد مورچه‌ها چنین نیازی ندارند زیرا همواره بر اساس منافع اجتماع کار می‌کنند.

اما بشر حتی اگر می‌توانست خودش را مانند مورچگان مطیع منافع عمومی کند احساس رضایت کامل نمی‌کرد و به این نکته آگاه بود که قسمتی از وجود با امیالش که به نظر او مهم است ارضا نشده است. نمی‌توان گفت که طبع انزواطلب بشر از روح اجتماعی او کم اهمیت‌تر است. در عبارات کتاب مقدس این دو حالت تحت دو فرمان مبتنی بر عشق به خدا و عشق به همسایه جداگانه بیان شده است. برای افرادی که به خدا آن طور که الهیون قدیم ایمان داشتند اعتقاد ندارند باید عبارات دیگری یافت… هنرمندان، کاشفین و مخترعین آثار خود را در تنهایی مطلق به وجود می‌آورند. آنچه آن‌ها انجام می‌دهند می‌تواند برای سایر ابنا بشر مفید باشد و این سودمندی می‌تواند مشوق آن‌ها در ادامه راه باشد. افراد مذکور در لحظات حیاتی و حساسی که اثر خود را به وجود می‌آورند به معنای واقعی کلمه زنده هستند، در این لحظات حساس آن‌ها به سایر افراد بشر نمی‌اندیشند بلکه در دنیای رویایی خود به سر می‌برند.

بنابراین ما باید دو عنصر متمایز را در اشرف مخلوقات بپذیریم: یکی حالتی است اجتماعی و دیگر انزوایی. اخلاقی که صرفاً به یکی از این دو عنصر توجه داشته باشد ناقص و غیر کافی است.

برگرفته از

برتراند راسل، اخلاق و سیاست در جامعه، ترجمه محمود حیدریان.

Advertisements

2 دیدگاه »

  1. rosy said

    ببخشید ربط مطلب به آیین بهاییت (عکس) در کجاست؟

    • من متوجه این نشده بودم که تصویر متعلق به مهمانی در خانواده بهایی است. استفاده از آن از بابت مهمانی خانوادگی بودن بود که خیال میکنم بیشتر پدیده ای فرهنگی است و اختصاص به دین و طریقت خاصی ندارد.

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s