ورود آقایان ممنوع


به برکت رفت و آمدهای مکرر اتوبوسی میان اصفهان و تهران، توفیق اجباری تماشای حجم قابل توجهی از فیلم‌های سینمایی طنز ایران را پیدا کرده ام. مجموعه ای از تصاویر متحرک نامفهوم، رویدادهای بی ربط، داستان های معلق، عشق های دو دقیقه ای و انبوه شوخی های کلامی جنسی . حضور زنان هنرمند قرمز پوش با آرایش های خیره کننده و دخترکان مانکن برنزه با بینی و گونه های عملی در نقش زن سرایدار، گلفروش کنار چهارراه یا خدمتکار خانه؛ در کنار هنرپیشه های مرد صاحب‌نامی که فقط اسمشان در فیلم‌های مختلف تفاوت می کند وگرنه نقش و اطوارها و تکیه کلامهایشان یکی ست.

الف- این می شود که به عنوان یک مخاطب عادی سینما به «ورود آقایان ممنوع» رضایت می دهیم. کافی است در یک نوبت شلوغ به تماشای این فیلم بروید تا متوجه شوید مردم چقدر به یک همچین چیزهایی احتیاج دارند. در تمام این سالها این همه بی نظمی و انفجار خنده در سالن سینما و راویان کوچک و بزرگی که از چپ و راست صحنه بعدی فیلم را لو می دادند ندیده بودم!

حقیقت این است که اگر شما از مخاطبان سینمای طنز ایران باشید این فیلم را یک محصول خیلی خوب می‌بینید در میان انبوه تولیدات این گونه سینمایی: هم قصه دارد، هم بازی های خوب، هم طنز قوی، هم شوخی های جنسی فراوان و هم جذابیت  زن‌ها اینجورن، مردا اون‌جور.

بدون شک «ورود آقایان ممنوع» در میان همگنانش سرآمد است، اما چیزی بیش از آن نیست. دلیل این همه توجه و تحسین و توصیه هم اگر چیزی بیش از این باشد از نظر من ناموجه است. سینمای طنز ما دست بالا فقط می تواند بخنداند و عناصر خندانش را هم از لودگی های خیابانی می‌گیرد: دختر ترشیده ای که سیبیل دارد، چون ازدواج نکرده همه حرفهایش از روی عقده است، اواخر فیلم پرده از رخ برمی اندازد و عقده هایش برطرف می شود. پسر ترشیده ای که با اینکه از دبیران ممتاز شیمی در تهران است ، درحد یک کودک چهارساله هالو و دست و پاچلفتی ست. مرد میانسال و جگر- بلایی که پزشک زنان است، همسرش را از دست داده و زنها برایش غش و ضعف می کنند و او هم متقابلن…، دختر مدرسه ای هایی که برنامه می ریزند و نقشه ها را پیش می برند و بهاره رهنما.

هیچ‌کدام از این تیپ ها عمق و بعد ندارند. کلیشه هایی بازسازی شده هستند از روی باور عوام راجع به این تیپ آدم‌ها، بدون حتی یک قدم به چپ و راست. آخر فیلم وروجک های ناقلا به خواسته هایشان می رسند، دختر ترشیده ی عقده ای ِ فمینیست که دست برقضا تنها معیارش در ازدواج قد ِ بلند آقا بوده است، به مرد خوش تیپ تنوع طلب هوسران دل می بازد و پسر ترشیده هم به بهاره رهنما.

ب- سینمای کمدی ما، به مراتب نازلتر از تلویزیونمان، تصویر بسیار سخیفی از زن ارائه می‌کند و یک صدم آن نقد نمی شود. حضور گل درشت و پررنگ زن در محتوا و عنوان این فیلم‌ها، نمونه روشن استفاده ابزاری و تحقیر زن و زنانگی است. زن هایی عروسک، احمق، معطل مانده ی شوهر، دست و پا چلفتی، متناقض و بسیط .  اگراوج عزت تلویزیون برای زنان، نمایش موجوداتی چادر به سر، مطیع و حاذق در مادری و ارائه خدمات خانگی است، سینمای کمدی  در قطب مخالف، آنها را لعبت‌هایی  سبک سر و فاقد شعور و هویت باز می نمایاند. آنها  در مواجهه با سهم خواهی/جاه طلبی های زنانه «مرگ تدریجی یک رویا » را می سازند، اینها «ورودآقایان ممنوع». همیشه از خودم پرسیده ام چقدر حق اعتراض و حساسیت به این وضعیت و بازتولید سودآور و مکرر این بلاهت  و توزیع وسیع آن -در تمامی سوپر مارکت ها  و اتوبوس های بین شهری-را داریم؟  تا چه حد باید بی تفاوت بود- نظر به محدودیت های اجتماعی و سترونی فکر طنزپردازان- تا برای پاسخ به نیاز مردم به خنده، از کیسه تقلیل، تمسخر و تحقیر زنان/اعتراضات آنها خرج شود؟ چرا جامعه هنری ما نسبت به ایده های غیراخلاقی- ولی بفروشی- که مربوط به زنانگی است اینقدر تسامح دارد؟ چقدر حق داریم زنان موثر در تولید این فیلم‌ها و هر فیلم و محصول فرهنگی ضد زنی را مسئول/مقصر آنچه ارائه می شود بدانیم؟ از هنرپیشه ها و مانکن ها بگذریم که شاید اقتضای هنرشان باشد؛ تهیه کنندگان، نویسندگان و کارگردانان زن چقدر مسئولند که سنت شکنی، مقاومت یا دست کم اعتراض کنند؟ به نظرمی رسد بازار هرگونه تعهدی را توجیه می کند و نهایتن فیلمسازانی مثل منیژه حکمت و تهمینه میلانی را هم تابع قواعد و استانداردهای خود کرده است.

مطالب مرتبط

فیلم های فمینیستی

سقط جنین

درباره الی که نماینده ایران شد

پدربزرگ ترمه

فیلم

ارزش نقد

Advertisements

8 دیدگاه »

  1. علیرضا said

    مرسی از این مطلب خوبتان.نکته جالب در مورد این فیلم عوامل آن هستند:
    منیژه حکمت که خود را مدافع حقوق زنان می داند و دو فیلم در این مورد ساخته:زندان زنان و سه زن.
    پگاه آهنگرانی که فعال اجتماعی است.
    مانی حقیقی نوه ابراهیم گلستان و تا جایی که می دانم تحصیل کرده فلسفه.
    وقتی نتیجه کار گروهی این ها چنین چیزی می شود از بقیه چه انتظاری می شود داشت و بدبختی این جا است که پیمان قاسم خانی فیلمنامه نویس این کار سال ها است سرگرم بازی با تحقیرآمیزترین کلیشه های جنسیتی از زنان است و از سوی منتقدان تقدیر هم می شود.تنها منتقد سینمایی که در مقابل این فیلم ایستاد,مجید اسلامی است و البته او هم مدتها است در مطبوعات نمی نویسد.

  2. متشکر از مطلب خوبت مریم عزیز؛ طنز قوی این فیلم متاسفانه می تواند مجال نقد را از سایر فیلمهای به اصطلاح کمدی هم کمتر کند. یادداشت خوب و به جایی بود. با اجازه به اشتراک می گذارمش.

  3. روشا said

    ببین من هم بعد از دیدن فیلم به همین چیزهایی که تو گفتی فکر کردم. فکر کردم درست که فیلم قواعد کمدی را تا حدودی رعایت کرده و در موقعیت مناسب توانسته مخاطب را بخنداند اما چرا باید زنی با آن ویژگی ها و ظاهر مسخره شعارهایی در دفاع ار حقوق زنان سر بدهد که موجب خنده ی مخاطب شود. بعد به این فکر کردم اصلا چقدر باید یک فیلم کمدی سینمایی را جدی گرفت؟ یا اصلا چقدر می توان برای یک کمدی نویس حد و مرز قائل شد که با چه موضوعاتی شوخی کند و با چه درون مایه هایی نه؟ فکر کردم اگر ما هم عصبانی شویم از شوخی ها, اگر اعتراض کنیم که با چنین مسائلی که برای بسیاری از انسان ها آنقدر جدی است که بخشی از زندگی شان شده شوخی نکنید پس دیگر چه انتظاری می شود داشت از آنان که مثل ما پرچم دموکراسی و آزادی بیان هم دستشان نیست؟ اما با این حال اعتراف می کنم تمام آن لحظاتی که مشغول تماشای فیلم بودم برایم بسیار عذاب آور بود آنقدر که قادر نبودم به بسیاری از شوخی های فیلم بخندم و فکر می کنم سازندگان این فیلم خصوصا نویسنده ی آن چقدر می تواند بی انصاف باشد که در چنین جامعه ای با این اوضاع و احوال که هر روز زنان در آن تحقیر می شوند و فعالان زنان در زندان به سر می برند این گونه وقیحانه با مسائل جدی آن ها شوخی کند آن هم در قالب شخصیتی که نه اعتقادات مشخصی دارد و نه هویتی که قابل درک باشد.

  4. navid said

    بسیار عالی بود.ولی متاسفانه مشکل فراتر از سطح ایرانه.و تعجب اینجاست که چرا خود خانمها در این راه تا این تلاش کرده و حداقل هیچ مقاومتی انجام نمیدن

  5. حسین said

    سلام
    نوشته‌ی خوبی بود؛ درباره‌ی آن چند نکته به نظرم می‌رسد:
    1. «ورود آقایان ممنوع»، چه در مقام نویسندگی و چه در مقام کارگردانی نکات مثبت قابل‌توجهی دارد. برای نمونه صحنه‌ای که ورود دبیر شیمی همزمان می‌شود با ورزش صبحگاهی دانش‌آموزان و دخترها همگی همراه هم ژست‌هایی می‌گیرند که در فرهنگ ما معنای مشخصی دارد یا صحنه‌ی بازی والیبال را به یاد بیاورید.
    2. فیلم در سطح ضدزن است و در کل هم می‌توان آن را با شدّت و حدّت کمتری، ضدزن دانست چون شخصیت اصلی آن یعنی خانم مدیر یک دختر ترشیده‌ی معطل شوهرِ بدعنق کمی احمق است؛ ولی به نظر من در این میان باید به این هم توجه داشت که 1. در این فیلم زن‌ها شغل دارند یعنی استقلال اقتصادی دارند، 2. زن‌ها در اغلب موارد کنشگر هستند و نه منفعل، 3. دیگر خبری از آن مردهای مسلّط و هژمون فیلم‌های دیگر نیست، 4. زن‌ها در نمابندی فیلم اغلب عنصر مسلّط هستند، 5. در صحنه‌ها voice دارند و … همه‌ی اینها یعنی فیلم در این زمینه (از لحاظ فرم سینمایی) اتّفاقاً همراه با زنان است، نه در برابر آن‌ها.
    3. و نکته‌ی آخر اینکه دست‌کم به زعم من، بعضی از فمنیست‌ها مستحق چنین هجوهایی هستند؛ چرا که تصوراتشان از حقوق زن، جایگاه زن و مسائل زنان اگر نه به این شدت، ولی کاریکاتورگونه و بی‌پایه است؛ کسانی که ضدیت با مرد و جنس مذکر را به جای حمایت از حقوق پایمال‌شده‌ی زنان نهاده‌اند و به نظر من از مخاطبان اصلی هجویه‌های فیلم هستند.

    • حسین آقای گرامی
      از توجه و اشارات ارزشمند و فنی شما سپاسگزارم. طبیعتن نظرات شما به عنوان یک متخصص درباره ارزش فیلمشناسانه اثر کاملن پذیرفته است و بنده هم منکر نقاط قوت آن -در مقایسه با تولیدات مشابه- نیسیتم.
      اما در مورد شدت و حدت ضدزن بودن فیلم چندان باشما موافق نیستم. شاید نیمه خالی لیوان را می‌بینم اما به نظرم تاکید بر احمق فرض کردن زن ها در موقعیت های جدید- که آسان هم به دست نیامده است و با دشواری در حال تثبیت است- امتیازی برای نگاه فیلم به زن محسوب نمی شود. درمورد کنشگر و مسلط بودن زنان در فیلم با شما موافقم اما خیال نمیکنم عایدی مثبتی برای زنان داشته باشد. در تولید ضد زن ترین فیلمها هم میتوان از تعداد زیادی زن کمک گرفت . بازنان همراه بودن به معنی با زنانه نگری همراه بودن- یا نسبت به آن بی موضع ماندن- نیست.در واقع فایده آن را بیشتر متوجه فروش فیلم می دانم، خاصه آنکه شخصیت اصلی با پذیرفتن معیارهای مذکر تبدیل به یک آدم«نرمال» و «دوست داشتنی» می شود.
      در به رسمیت شناختن حق فیلمساز به چنین هجوی-تا آنجا که من با جامعه فعالان زن آشنام- یکسره با شما مخالفم. تصور میکنم اختلافات مبنایی داشته باشیم که شرح آن حدود نود درصد محتویات این وبلاگ را تشکیل داده است.
      پاینده و پوینده باشید

  6. hamid said

    این روزها تقریبا تمام نقدهای فیلم را خوانده ام از خودم می پرسم واقعن منتقدان ما از بقال سر کوچه و مشاور املاک و کارمند بانک و پلیس و… چیزی کم ندارد! انگار باید هوای رفقا و دوستان را داشته باشد و حال بدهد! نمی دانم ارزش رفاقت در سینمای چند صدنره ما چقدر است اما همین را فهمیده ام که باید تا سال های سال آینده به چنین فیلمهایی راضی باشیم و خوشحال که بدتر از این ها را نمی بینیم…
    تکمله: وبلاگت را تازه دیده ام خوشم آمد، وبلاگ خودم چندساله بایر شده شاید دوباره دستی به سرش بکشم!

  7. سمیرا said

    بسایر عالی نقد و بررسی کردین و کلا خوشحالم که این پیچ رو پیدا کردم. خسته نباشید

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s