فلسفه‌های فمینیستی (۲)


فلسفه فمینیستی بحث از دغدغه‌های فلسفی است که از یکی دانستن تجربه بشری با تجربه مردانه اجتناب می‌کند. فلاسفه فمینیست، با نوشتن از چشم اندازهای گوناگون، حوزه‌هایی از فلسفه‌های سنتی را متهم کرده‌اند: (۱) به جدی نگرفتن مسائل، هویت‌ها و علایق زنان و (۲)  به رسمیت نشناختن ارزش شیوه‌های بودن، اندیشیدن و عملکردن زنان به اندازه مردان.

–          فلاسفه فمینیست مابعدالطبیعه سنتی را برای جدا کردن خود از دیگری و ذهن از بدن مقصر می‌دانند و پرسشهایی  درباره اینکه آیا «اذهان دیگران» وجود دارد و آیا هویت شخص بیشتر به خاطرات وابسته است یا مشخصه‌های فیزیکی مطرح می کنند. چراکه فلاسفه فمینیست همه اقسام دوگانگی‌های هستی‌شناختی را رد می‌کنند و بر شیوه‌هایی که به واسطه آن افراد با همدلی در روح یکدیگر نفوذ می‌کنند، شیوه‌هایی که در آن ذهن و بدن در همسازی (coconstitute) هم شریکند، تاکید می‌کنند.

 از آنجا که فرهنگ غربی عقلانیت را با «مردانگی» و عاطفه‌مندی را با «زنانگی» پیوند زده بوده است، شناخت‌شناسی سنتی اغلب نتیجه گرفته که زنان از مردان کهتر هستند. به این دلیل فلاسفه فمینیست از ارتباط هم-زی عقل و احساس، که بطور مساوی منبع شناخت هستند، بحث کرده‌اند. همچنین استدلال کرده‌اند که شناخت دکارتی، با همه وضوح و تمایزش، بسیار محدود است. آدمیان می‌خواهند از وجود خودشان فرا‌تر بروند و درباره آنچه دیگران می‌اندیشند و احساس می‌کنند بدانند.

–          فلاسفه فمینیست می گویند که فلسفه علم سنتی به آن عینیتی که ادعا می‌کند نیست. درحالیکه فلاسفه علم سنتی اغلب موفقیت‌های علمی را با قدرت دانشمندان بر کنترل و قانون گذاری بر طبیعت پیوند می‌دهند و درغیر این صورت طبیعت را تحت سلطه در می‌آورند. فلاسفه علم فمینیست موفقیت دانشمندان را هم بسته با توان آن‌ها برای گوش دادن به خود-فاش گرهای طبیعت می‌دانند. علمی که به آنچه طبیعت می‌گوید گوش می‌دهد، احتمالن بسیار عینی‌تر از آنی است که چنین نمی‌کند، بنابراین نظریات انتزاعی باید به گواهی‌های واقعیت انضمامی تن دهند.

فلاسفه فمینیست اخلاق سنتی و فلسفه‌های سیاسی و اجتماعی سنتی را نقد می‌کنند و معتقدند قوانین و اصول در فلسفه اخلاق سنتی غلبه دارند. این تفکرات رفتار را دربرابر مجموعه‌ای از هنجارهای کلی، انتزاعی و غیرشخصی می‌سنجند، خواه فاعل اخلاقی در جستجوی منفعت حداکثری باشد، خواه به دنبال جمع یا انجام وظیفه‌اش محض خاطر وظیفه.

 فلاسفه فمینیست  این نگاه سنتی به اخلاق را چشم انداز «عدالت» می‌نامند. در تضاد با چشم انداز «تیمارگرانه/مراقبت»  بر مسئولیت‌ها و روابط بیش از حقوق و قانون تاکید می‌کند و بیشتر به ویژگیهای خاص وضعیت اخلاقی اهمیت می‌دهد تا شمول کلی اصول اخلاق.

–          فلسفه‌های سیاسی واجتماعی فمینیستی بر نهادهای سیاسی و فعالیت‌های اجتماعی تمرکز یافته است که فرودستی زنان را تثبیت می‌کنند. اهداف فلسفه سیاسی و اجتماعی فمینیستی از این قرار است: (۱) توضیح اینکه چرا زنان سرکوب، متوقف و/یا مورد ستم واقع می‌شوند- از راه‌هایی که درمورد مردان به کار نمی‌رود. (۲) پیشنهاد شیوه‌های به لحاظ اخلاقی مطلوب و از نظر سیاسی عملی برای دستیابی زنان به عدالت، آزادی و برابری که مردان دارند.

 فمینیست‌های لیبرال معتقدند زنان حقوقی برابر با مردان دارند، جامعه باید برای زنان هم موقعیت‌های برابر تحصیلی و شغلی فراهم کند. فمینیست‌های مارکسیست بر این باورند که تا زمانیکه زنان با زور وادار به انجام کارهای خانگی و مراقبت از کودکان هستند برابری امکانپذیر نیست. فمینیست‌های رادیکال می گویند که دلیل بنیادی ستم بر زنان جنسی است. نقش تناسلی زن و/یا نقش جنسی اوست که باعث فرودستی‌اش شده است. تا زمانیکه زنان اهداف تناسلی خود (بی‌فرزندی به عنوان جایگزین مناسبی برا مادری) ورفتارهای جنسی خودشان (همجنس خواهی، خودکامجویی و تجرد به عنوان جایگزین‌های دگرجنس خواهی) را مشخص نکنند، در محدودیت باقی خواهند ماند. فمینیست‌های روانکاو معتقدند که فرودستی زنان نتیجه تجربه‌های آغاز کودکی است که باعث شده از یکسو توانایی‌های ارتباطیشان پیشرفت زیادی داشته باشد و از سوی دیگر توانایی‌هایشان برای اثبات خود به مثابه انسانی مستقل توسعه نیافته باقی مانده باشد. بزرگ‌ترین توانایی زنان، قابلیت برقراری ارتباطهای عمیق، می‌تواند بزرگ‌ترین ضعفشان نیز باشد: تمایل به کنترل شدن توسط نیاز‌ها و خواست‌های دیگران. در ‌‌نهایت، فمینیست‌های اگزیستانسیالیست ادعا می‌کنند که علت نهایی فرودستی زنان هستی‌شناسانه است. زنان دیگری هستند و مردان خود. تا زمانیکه زنان خودشان را برمبنای آن‌ها تعریف می‌کنند، به تعریفشان برمبنای آنچه نیستند (مرد) ادامه داده خوهد شد.

اخیرن فمینیست‌های سوسیالیست تلاش کرده‌اند تا این تعدد آرا فلاسفه سیاسی و اجتماعی فمینیست را ذیل یک کل تئوریک گردآوری کنند. آن‌ها استدلال می‌کنند که شرایط کهتر زنان تحت تاثیر ساختارهای تولید، بازتولید، سکسیت و همچنین جامعه پذیری کودکان چندعلتمند (overdetermined) است. اگر زنان خواهان آزادی کامل هستند، وضعیت و وظایفشان در تمامی این ساختار‌ها باید تغییر کند. به علاوه وضعیت جسمی زنان نیز باید تغییر کند. تنها در این صورت است آنان از اقسام تفکرات مردسالارانه که خود-انگاره آنان را از میان برده و همیشه دیگری شان ساخته است،‌‌ رها خواهند شد.

فمینیست‌های سوسیالیست برای استقرار دیدگاه‌های مشخصن فمینیستی تلاش می‌کنند که نشان می‌دهد نگاه زنانه به جهان نیز خالی از مسئله نیست. فمینیست‌های پست مدرن این تلاش را همچون بدیل تفکرات مردانه ای درنظر می‌گیرند که تنها یک روایت از واقعیت، حقیقت، معرفت، اخلاق و سیاست بیان می‌کند. برای فمینیست‌های پست مدرن چنین روایتی نه عملی و نه مطلوب است. عملی نیست چرا که تجربیات زنان از مسیرهای مختلف طبقاتی، نژادی و فرهنگی می‌گذرد و مطلوب نیست زیرا «واحد» و «حقیقت» افسانه‌های فلسفی هستند که فلسفه سنتی برای ساکت کردن صدای تکثر از آن سودجسته است. فلسفه فمینیستی باید متکثر باشد و نه واحد، چراکه زنان متکثر هستند و نه منفرد. تفکرات ِ فمینیستی بیشتر، بهترند. فلاسفه فمینیست، با رد کردن انجماد مرکزی و به هم چسباندن افکار جداگانه برای دستیابی به حقیقت واحد نامنعطف، می‌توانند از افتادن در دام فلسفه‌های سنتی اجتناب کنند.

–          در مقابل جذابیت رهیافت فمینیسم پست مدرن، برخی فلاسفه فمینیست نگرانند که تاکید بیش از حد بر تفاوت و نفی وحدت ممکن است منجر به فروپاشی عقلانیت شود. اگر فلسفه فمینیستی بدون هیچ نظرگاه خاصی وجود داشته باشد، یافتن زمینه‌ای برای بیان فرضیه هایی در مورد آنچه به طور خاص برای زنان و به طور عام برای نوع بشر خوب است، دشوار خواهد شد. بنابراین آشتی دادن دشواری‌های تنوع و تفاوت با آنچه لازمه یکپارچگی و عمومیت است چالش اصلی درفلسفه فمینیستی معاصر است. *

•           ترجمه است از اینجا

Audi, Robert.  1999. The Cambridge Dictionary of Philosophy. Cambridge University Press.pp305-7

 

مطالب مرتبط

فلسفه‌های فمینیستی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s