بگذار باشندگان باشند.


من همه ادیانی را که در گذشته بودند می‌پذیرم و تمام آن‌ها را می‌پرستم. من خدا را با یکایک ایشان به هرصورتی که می‌پرستندش، پرستش می‌کنم. من به مسجد مسلمنان خواهم رفت، در کلیسای مسیحیان خواهم شد و در برابر صلیب زانو خواهم زد؛ من به معبد بودایی درخواهم آمد؛ آنجا در بودا و آیین او پناه خواهم گرفت. من به درون جنگل رفته و با هندو به مراقبه خواهم نشست…

الف- روح هند، کتابی است درباره روح هند. روحی که  دشوار بتواند در جسمی غیر از هند حلول و رشد کند، حتی اگر در آن به بلوغ نرسد. هند هرگز تمدنی یکپارچه، ایستا و متصلب نبوده و نخواهد بود. فرهنگی در ذات خود متکثراست و «این تنوع که همواره یک وظیفه دشوار بوده نه یک موهبت» از آن پدیده‌ای منحصر به فرد  ایجاد کرده است. روحی که در عین تنوع «همواره بزرگ‌تر از حاصل جمع تعارضاتش بوده است.»

روح هند مجموعه سیزده گفتار از رامین جهانبگلو، درمعرفی شخصیت‌های معاصر هند: گاندی، نهرو، وینویا، تاگور، ساجیت رای، راداکریشنان، اوروبیندو، ابوالکلام آزاد، خان عبدالغفارخان و آناندا کوماراسوامی است. کتاب ایده‌های «اخلاق»، «معنویت»، «عدم خشونت»، «گفت‌ و‌گوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها»، «مدارا»، «وحدت بشر» و… را در اندیشه‌های این متفکران که متعلق به مذهب و مسلک‌های متنوع اما مستغرق در روح جامعه هندی بوده‌اند پیگیری می‌کند.

ب– طبیعی است که روح هند با گاندی و نگاه او به دین و سیاست آغاز شود، که به باور او همچون جسم و جان باهم پیوسته‌اند. با باور گاندی به دین حقیقت، که هریک از ادیان بارقه‌های آن هستند و برای دستیابی به آن، ادیان مختلف باید در تجربه‌های یکدیگر سهیم شوند. گاندی که نه به دنبال سیاسی کردن دین، که در پی معنوی کردن سیاست بود. «عدم خشونت» برای او صرفا تاکتیکی سیاسی نبود، که راه و رسم زندگی بود. گاندی از فرد فرد هندیان می‌خواست که ذهنا و از طریق پرورش شخصیت، خود را از بند استعمار درونی و بیرونی‌‌ رها کنند و اجازه دهند تا «بادهای فرهنگ‌های سرتا سر جهان بر خانه‌شان وزیدن گیرند» از نظر گاندی، محدودیت خودخواسته چیزی جز خود تنظیمی، ضبط نفس و خودمختاری نیست، لذا آزادی تنها آزادی از سلطه و جباریت نیست، که خودتنظیمی از طریق خویشتنداری است. نهرو نیز در جایی که از او می‌پرسند دوست دارد میراثش برای هند چه باشد، پاسخ می‌دهد: «چهارصد میلیون نفر که بتوانند برخود حکومت کنند.» معرفت نفس گام نخست در ساختن تمدنی مستقل و قائم به ذات است. استقلالی که هم برای خود و هم برای دیگری باید به رسمیت شناخته شود. به عقیده گاندی راه طلایی این استقلال از مسیر دوستی با جهان، و بشریت را چونان خانواده‌ای واحد قلمداد کردن می‌گذرد. در این مسیر، گفت‌و‌گو و حقیقت بایستی پا به پای هم آینده مشترک بشر را دنبال کنند که «حقیقت مستلزم گفت‌و‌گو است، اما همزمان هدف گفت وگو نیز هست.» گفت وگوهای درون تمدنی و هم بینا تمدنی هستند که برنامه‌های خود-برتربین و همگون خواه را پس خواهد زد.

ج– در گفتار ششم کتاب سوال رابیندرانات تاگور درباره تمدن به میان کشیده شده است که آیا براستی آنچه از واژه غربی پذیرفته شده «تمدن» مراد بوده‌‌ همان چیزی است که میراث فکری هند از پیشرفت مدنظر داشته است؟ آیا این عبارت هیچ متضمن کمال بشری نیز هست؟ تاگور بدون نفی دستاوردهای مسحور کننده تمدن غربی برای بشریت، تمدن را فرایند معنوی و اخلاقی می‌دانست که باید به رشد و بلوغ نوع بشر کمک کند. به نظر او مدرنیسم واقعی آزادی ذهن است نه بردگی مبل

«پس از گذشت قرن‌ها از تمدن، ملت‌هایی که همچون جانواران وحشی که هنگام شکار شبانه از بکدیگر می‌هراسند، با بستن در مهمانوازی به روی هم؛ تنها به قصد حمله یا دفاع به هم می‌پیوندند، رموز تجاری، اسراردولتی و اسرار تسلیحاتی را در لانه‌هایشان پنهان می‌کنند، با گوشتی که به آن‌ها تعلق ندارد به سگ‌های هار همدیگر صلح تعارف می‌کنند؛ نژادهای عقب مانده را که سعی می‌کنند روی پای خود بایستند، مطیع خود می‌سازند، در حالیکه با دست راست دین را میان مستضعفین توزیع می‌کنند، با دست چپ آن‌ها را چپاول می‌کنند. آیا چیزی در این هست که غبطه ما را برانگیزد؟»

«چنانکه به اطراف می‌نگرم، تلی از ویرانه‌های تمدنی فاخر را می‌بینم که چونان توده حجیمی از زباله انباشته شده است. ولی بازهم نباید مرتکب معصیت سنگین از دست دادن ایمان به انسان شوم.»

د– کتاب روح هند کتابی ساده، روان و خوش خوان است که به توصیف اندیشه‌های متفکران معاصر هندی می‌پردازد. با این حال خیال می‌کنم خواننده عادی ایرانی باید پیش از خواندن آن آشنایی اجمالی با تاریخ، فرهنگ وادیان هند داشته باشد. شاید افزودن پاورقی‌های بیشتر از جانب مترجمان فارسی اثر می‌توانست به آسانی این نیاز را برطرف کند. کتاب فاقد کتابنامه، ارجاعات دقیق وهرگونه نقد و تحلیل است و همین امر باعث می‌شود که از حد یک توصیف نامه مدح گونه برای آشنایی اجمالی با اندیشه‌های این متفکران فرا‌تر نرود- که احتمالا غرض از انتشار آن نیز همین بوده است. اما  آغاز خوبی است برای آشنایی با پیچیدگی‌های روح هند و اندیشیدن جدی به آن.

برای اطلاعات بیشتر نک:

روح هند، ۱۳۸۹، رامین جهانبگلو، ترجمه حسین فراستخواه و زهرا قیاسی، نشرنی

آیا هند کشور مدرنی است؟ (گفتاری از رامین جهانبگلو)

Advertisements

3 دیدگاه »

  1. corona said

    بسيار مطلب جالبي بود. متشکرم. در همه جاي دنيا امروز کساني هستند (به تعداد بسيار زيادتر از آنچه مي پنداريم) که به اين انديشه ايمان دارند. حتي اگر اسمش را نشناسند يا آنرا از گاندي نياموخته باشند. اين روح يکپارچه جهانيست که لاجرم گريزي ندارد براي بقاي نوع بشر هم که شده اين قانون «هم نوايي تمام انسان ها با هر عقيده» را بپذيرد و به آن پايبند شود.

  2. مهسا said

    ممنون از معرفی کتاب مریم جان. به نظر وسوسه انگیز می رسه..

  3. سروش said

    این نشر نی همون نشر نیه برانداز نرمه ها. نیه لیست منتشر کردن از انتشاراتی های برانداز که نشر نی و چشمه و … هم توش هستن. ترجیحا در حین خوندن کتاب های نشر نی ساندیس هم میل کنید که کمبود بصیرت خون رو جبران کنه همزمان 😉

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s