روز مضاعف


 

کارهای خانگی زنان هم چون پخت و پز، رفت و روب، شست و شو، خرید مایحتاج خانه، تربیت کودکان و رسیدگی به امور تحصیلی آنان، اشتغال بدون دستمزدی است که معمولا برای آموزش دختران از نوجوانی آغاز و تا انتهای عمر یک زن ادامه دارد. تقریبا در تمام جوامع بشری و تا پیش از دوران مدرن، بدون هیچ گفت‌و‌گو، این فعالیت‌ها از جمله وظایف زنان شمرده می‌شده، که بطور غریزی از آنان ساخته است. با تغییر شرایط زندگی اولیه انسان و در جریان تغییراتی که اشتغال مردان بیرون از خانه به خود پذیرفته است، این وظایف کماکان زنانه و بدون دستمزد باقی مانده‌اند و تنها تغییراتشان در جهت جایگزین کردن وظیفه‌ای با وظیفه دیگر بوده است.

دنیای مدرن اگرچه امکانات زیادی در اختیار زنان خانه دار قرار داده است که آن‌ها را از بارداری‌های مکرر و بسیاری کارهای سنگین بدنی معاف کرده، اما با مقتضیات خود، مانند اهمیت یافتن تن و ظاهر افراد خانواده، افزایش تشریفات زندگی و افزایش مسئولیت‌های مربوط به تربیت فرزند وظایف جدیدی را برای زن خانه دار تعریف کرده است. خانه داری فعالیتی طولانی، انرژی بر، تکراری، بی‌نیاز به خلاقیت و از همه مهم‌تر بی‌مزد است. زنی که هر روز از صبح بعد از آماده کردن صبحانه و مشایعت افراد خانه، تمام روز خود را با دلسوزی تمام صرف خرید برای خانه، تمیز کردن آن، آشپزی، شستن و اتو کردن لباس‌ها، رسیدگی به تکالیف بچه‌ها و… می‌کند در پایان روز نه تنها دستمزدی دریافت نمی‌کند که در مقابل کوچک‌ترین مشکلی باید پاسخگو باشد. از شور یا کم نمک شدن غذا تا شسته نشدن جوراب‌ها. همه به خود حق می‌دهند او را بابت کوچک‌ترین قصوری در انجام «وظایفش» مورد توبیخ قرار دهند. کار خانگی با این سبک و سیاق، ضمن معطل کردن بسیاری از توانایی‌های زنان معمولا آن‌ها را از نظر اقتصادی و روانی شدیدا آسیب پذیر می‌کند. در واقع کار خانگی بدون مزد زنان، خاصه در دنیای مدرن باعث افزایش فقر آنان و وابستگی اقتصادیشان به مردان شده است، ضمن اینکه با تغییر سلیقه انسان‌ها برای زندگی در شرایط و مکان‌هایی متفاوت با گذشته باعث محدود شدن روابط اجتماعی زنان خانه دار شده و این تنهایی و انزوا نیز مشکلات مخصوص به خود را تولید کرده است.

در کنار آنچه گفته شد عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و تاریخی متنوعی باعث شد که در دنیای مدرن زنان به سوی بازار کار بشتابند. این عوامل گاهی بدون نیاز مالی، از تقاضا برای کار دستمزدی برای کسب استقلال اقتصادی-ولو با شرایط نابرابر ودستمزدهای ناچیز- تا رهایی از فکر و خیال در تنهایی و انزوای آپارتمان‌های چهل- پنجاه متری با همسایگانی نا‌آشنا و رهایی از تکرار هر روز مانند روز قبل، دامنه دارد. زنان نیاز دارند/مایل هستند که بیرون از خانه هم کار کنند واینجاست که نظریه پردازان مسائل زنان از پدیده جدیدی بنام روز مضاعف زنان (Double Day Work) سخن می‌گویند.

اصطلاح «روز مضاعف» عبارتی است که برای اشاره به شرایط فراگیری استفاده می‌شود که برای بسیاری از زنان شاغل خارج از خانه ایجاد شده است. آنان خارج از خانه کار می‌کنند اما همچنان «وظیفه» انجام کارهای منزل را نیز برعهده دارند. در واقع مسئولیت آنان دوبرابر شده است. زمانی که خسته از کار به خانه می‌رسند در واقع آغاز شیفت دوم کاری آنهاست. آماده کردن غذا، نظافت منزل و رسیدگی به امور مربوط به همسر و بچه‌ها و…. عده کمی از این زنان کمک همسر و فرزندان و گاهی کارگران خانگی را دارند؛ و کماکان عمده بار مسئولیت بر عهده خود آنهاست. بسادگی در مقام مقایسه، زمانی که مردان دارای همسران شاغل در خانه صرف می‌کنند قابل مقایسه با زن نیست. باز هم اگر مشکل یا کم و کاستی در امور منزل و یا تربیت کودکان پیش بیاید دیگران و جامعه آن‌ها را بابت قصور در انجام وظایف خود سرزنش و بازخواست می‌کنند و در صورتی که نیاز مالی هم به کار آن‌ها نباشد، همه خودخواهی و سرکشی زن در تن زدن از انجام وظیفه اولیه و «فطری»‌اش را سرزنش می‌کنند.

کار دستمزدی زنان در خارج از خانه، به دلایل مختلف، اعم از اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، روحی، روانی و با انگیزه‌های متفاوت از جمله کمک به تامین هزینه‌های زندگی، کسب استقلال مالی، دستیابی به موقعیت اجتماعی، بدست آوردن شهرت و یا به فعلیت رساندن توانایی‌ها و استعدادهای فردی؛ صورت می‌گیرد. زنان مایل به بازتعریف خودشان در جامعه و سهیم شدن در تولید و پیشرفت اجتماع هستند. خانواده و جامعه هم تا آنجا که این اشتغال به پیشرفت اقتصادی و اجتماعی و معنوی‌اش کمک کند با آن مشکلی ندارد. مشکل از آنجا آغاز می‌شود که این اشتغال باعث ایجاد نارسایی‌هایی در خدمات بدون مزد خانگی زنان می‌شود. در بسیاری جوامع از جمله جامعه ما، کار خانگی وظیفه اصلی زن به حساب می‌آید که به صورت غریزی قابلیت انجام آن در او نهاده شده است. خانواده از کودکی این مهم را به او تفهیم می‌کند و او را مسئول و مراقب آموزش می‌دهد در حالیکه فرزندان پسر چنین آموزشی نمی‌بینند. دختران آموزش می‌بینند که دیگری و نیاز‌ها و تمایلاتش را برخود مقدم بدانند در حالیکه مردان دشوار بتوانند وجود «دیگری» را که در راستای تمایلات، اهداف وبرنامه‌هایشان نباشد تحمل کنند.

این گونه است که وظیفه خدمات رسانی به دیگران و مراقبت از فرزندان یک لحظه هم زن را‌‌ رها نمی‌کنند؛ حتی در میهمانی‌ها و گردش‌هایی که برای رفع خستگی، دیدن دوستان و ایجاد تنوع در زندگی مشترک تدارک دیده می‌شود، معمولا این زن‌ها هستند که همچنان باید وظیفه هماهنگی، تدارکات، پذیرایی و مراقبت از بچه‌ها را به عهده بگیرند و پاسخگوی کاستی‌ها باشند و این تقسیم وظایف، مسئولیت‌ها و دلخوشی‌ها کاملا طبیعی جلوه می‌کند.

زنان معمولا برای حفظ آرامش خانواده وهم موقعیت شغلی خود-در خانواده و جامعه‌ای که ساده با آن‌ها راه نمی‌آید- وادار به پذیرفتن این مسئولیت مضاعف می‌شوند. طبیعی است که تحمل بدون همراهی این مسئولیت‌ها هم باعث فرسودگی جسمی و روحی زن، و هم منجر به بروز نقص‌هایی در هر دو حوزه می‌شود، هم در حوزه مسئولیتی که به عنوان کار پذیرفته و هم در مسئولیتی که بنا به جنسیت به او تحمیل شده است. در قبال هر دو باید پاسخگو باشد درحالیکه نه شرایط کار برای او تبصره خورده ونه شرایط خانه برایش آسان‌تر شده است.

 

•           این یادداشت پیش‌تر در نشریه صبح آزادی، دی و بهمن ۱۳۸۹، منتشر شده است.

مطالب مرتبط

زنان موفق/مردان موفق

مطالعات خانواده

کوکب خانم

 

Advertisements

7 دیدگاه »

  1. حمزه غ said

    سلام. مطالب وبلاگتون خیلی خواندی شده است. به عنوان یک خواننده ثابت خواستم تشکر کنم. نتوانستم ایمیلتان را از روی وبلاگ پیدا کنم. مجبور شدم زیر یادداشتان بنویسم.

  2. مهسا said

    مریم جان خیلی وقت بود که به وبلاگت سر نزده بودم و فکر میکردم که هم چنان نمی نویسی. خیلی عالی بود و خوشحال شدم که خوراک برای روح فراهم است اینجا!
    پاینده باشی.

  3. این نوشته من هست که قبلا با همین مضمون نوشته ام. یک سوال آیا این یک مقاله دا نشگاهی هست؟ و اگر هست آیا مرجع هم دارد؟

    مسافر

    • مهرناز عزیز
      این مقاله چنان که از ظاهرش پیداست مقاله دانشگاهی نیست و در یک مجله عادی چاپ شده، اما اگر منظور از ارجاع ، اشاره به عبارت «روز مضاعف» است، شما در متون فمینیستی تخصصی و غیر تخصصی فراوان به آن برخورد میکنید. حتی با جستجوی عبارت در گوگل هم میتوانید موارد استفاده از آن را براحتی بیابید. به احتمال زیاد در فرهنگنامه های فمینیستی هم یافت می شود. از معرفی مطلب خوبتان هم سپاسگزارم.
      پاینده و پوینده باشید

  4. سلام
    به «از نوشتن»سربزنید
    به یک خواننده پرو پا قرص اینجا

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s