نه خودِ کس و نه بعضی و نه جمع همه


فاصله مندیِ متعلق به با هم-هستن متضمن آن است که دازاین (Dasein) به مثابه با یکدیگر هستنِ هر روزه در انقیاد دیگران قرار داشته باشد. او خودش نیست، دیگران هستی‌اش را از او ربوده‌اند. دیگران به دلخواه خود امکان‌های هستی هر روزه دازاین را در اختیار گرفته‌اند. به علاوه این دیگران، دیگرانِ معینی نیستند. برعکس، هر دیگری می‌تواند نماینده آنان باشد. مسئله تعیین کننده فقط سلطه نامحسوس دیگران است که دازاین به مثابه باهم-هستن آن را پیشاپیش و غافلانه پذیرفته است. خودِ کس به دیگران تعلق دارد و قدرت آنان را تحکیم می‌کند. «دیگران»، که کس آن‌ها را چنین می‌نامد، تا تعلق ذاتی خود به آنان را پنهان سازد، کسانی هستند که در با یکدیگر بودن هر روزه در وهله اول و غالبا «آنجا هستند». «چه کسی» نه این است نه آن، نه خودِ کس و نه بعضی و نه جمع همه. «چه کسی» خنثا است، کسان (das Man) است.
… این بایکدیگر هستن، دازاین خاص هر کس را کاملا در نوع هستی «دیگران» حل می‌کند به گونه‌ای که دیگران در تمایز و تشخصشان بیش از پیش ناپدید شوند. در این جلب توجه ناکنندگی و عدم ابراز وجود است که دیکتاتوی حقیقی کسان بسط می‌یابد. ما همانطور لذت می‌بریم و تفریح می‌کنیم که کسان لذت می‌برد، همانطور می‌خوانیم، می‌بینیم و درباره ادبیات و هنر دواری می‌کنیم که کسان می‌بیند و داوری می‌کند. ما‌‌ همان چیزی را تکان دهند می‌یابیم که کسان تکان دهنده می‌یابد. کسان، که کس معینی نیست و همه کس است، هر چند نه مجموع آن‌ها، نوعِ هستن هر روزگی را از پیش مقرر می‌کند.
… ميانگی خصلتی اگزیستانسیال از کسان است. کسان، در هستن‌اش ذاتا دغدغه آن را دارد. از این رو کسان در واقعیت خود را در میانگی چیزی که به او تعلق دارد، چیزی که آن را معتبر می‌شمارد و چیزی که آن را معتبر نمی‌داند، چیزی که برایش موفقیت قائل می‌شود و چیزی که موفقیتش را انکار می‌کند نگاه می‌دارد. این ميانگی [حالت میانه و متوسط] در مقرر کردن چیزی که می‌توانیم و مجازیم برایش خطر کنیم هر چیزی را که گرایش به استثنا دارد می‌پاید. هر نوع تقدم، بی‌سروصدا سرکوب می‌شود. هر چه اصیل و نخستینی است یک شبه همچون چیزی از دیرباز شناخته شده جلوه داده می‌شود. همه دستاوردهای مبارزه آلت دست می‌شون دو هر رازی نیرویش را از دست می‌دهد. پروای میانگی بار دیگر گرایشی در دازاین را فاش می‌کند که ما آن را همسطح سازی همه امکان‌های هستن می‌نامیم.
فاصله‌مندی، میانگی، همسطح سازی به مثابه شیوه‌های هستن کسان مقوم چیزی است که ما آن را «عمومیت» [یا قلمرو عمومی] می‌نامیم. قلمرو عمومی در وهله اول هر شیوه تعبیر از جهان و دازاین را کنترل می‌کند، و همیشه حق دارد… عمومیت همه چیز را تاریک می‌کند و آنچه را بدین گونه پوشانده شده است به عنوان چیزی آشنا و دسترس پذیر برای همگان قلمداد می‌کند.
کسان همه جا هست، اما به گونه‌ای که هر‌گاه دازاین بر عزمی پا می‌فشارد همیشه پیشاپیش دزدانه از صحنه بیرون خزیده است. با این حال از آنجا که کسان هر داوری و تصمیمی را پیشاپیش مقرر می‌کند از هر دازاین خاص سلب مسئولیت می‌کند. گویی کسان می‌تواند امور را چنان ترتیب دهد که «کس» دائما او را فرابخواند. او می‌تواند به سهل‌ترین وجه مسئولیت هر چیزی را بر عهده گیرد. زیرا او به هیچ وجه کسی نیست که لازم باشد پاسخگوی چیزی باشد. کسان «بوده» است که آن را مرتکب شده و با این حال می‌توان گفت که «هیچ کس» نبوده است. در هر روزگی دازاین اغلب کار‌ها را کسی انجام می‌دهد که درباره‌اش باید بگوییم که هیچ کس نبوده است.
بدین ترتیب کسان هر دازاینِ خاص را در هر روزگی‌اش از مسئولیت معاف می‌کند…
هر کسی دیگری است و هیچ کس خودش نیست. کسان، که با آن پرسش از کیستی دازاین هر روزه پاسخ داده می‌شود، «هیچ کسی» است که هر دازاینی با بودن در میان دیگران همواره پیشاپیش خود را به آن تسلیم کرده است.

نقل از: هستی و زمان، مارتین هایدگر، ترجمه عبدالکریم رشیدیان، (خود-هستنِ هر روزه و کسان ۱۶۹-۱۷۱)
قیمت پشت جلد ۱۹۸۰۰ تومان. من ولی کادو گرفتم!

«ما در هستی و زمان با یک «جعبه لگو» روبرو می‌شویم که قطعات مختلف آن به مناسبت‌های گوناگون در اشکال متنوعی به هم می‌چسبند تا تعبیرهای تازه بیافرینند و باز از هم جدا می‌شوند تا در اشکال جدید از نو به هم بپیوندند… مترجم مجاز نیست بر اتصالات خشک اثر ماله ادبی بکشد و یا با واژه گزینی زیبا و فاخر طنین خشک تصادم قطعات مذکور را بپوشاند. مترجم باید در اینجا واقعیت‌های «بی‌لطافتی» «نازیبایی» و «ناسفتگی» را که هایدگر بر آن‌ها تصریح می‌کند به عنوان یکی از عناصر حفظ سبک در ترجمه در نظر داشته باشد.» (از مقدمه مترجم)

 

Advertisements

4 دیدگاه »

  1. سروش said

    خیلی سعی کردم بفهمم چی به چیه اعتراف میکنم با اینکه آخرش یه چیزایی از داستان گرفتم ولی سرم گیج رفت 🙂

  2. مريم said

    مي شه لطف كنيد از Enter هم استفاده كنيد مطالبتون خواندني هست حتي شده يكبار اما خيلي فشرده نوشته شده و چشم خسته مي شه من شخصا مي خواستم تا آخر مطلب رو بخونم اما خيلي فشرده تايپ شده! ممنون.

    • حتما دوست عزیز
      تنها یک نکته و اون اینکه نوشته هایی که در بخش آکادمی منتشر می شوند نوشته هایی از فلاسفه هستند که بدون دخل و تصرف در ترجمه و پاراگراف بندی منتشر می شوند.
      پاینده و پوینده باشید

  3. mehdi said

    عالی بود

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s