ازدحام توده ها


 

الف– شهرها پر از مردم اند، خانه ها پر از اجاره نشینان اند. هتل ها پر از میهمان است. وسائط نقلیه عمومی پر از مسافر است. پیاده رو ها پر از عابر پیاده است. اتاق های انتظار پزشکان مشهور پر از بیمار است. تماشاخانه ها و تالارها و مراکز سرگرمی عمومی پر از تماشاگر است. با پدیده ای مواجه هستیم که نشانه آن تابلو «ظرفیت تکمیل!» است. آنچه در واقع می بینیم توده های مردمانی هستند که خانه ی تمدن و متعلقات آن را به تصرف خود درآورده اند. اعضای این توده عالمگیر از خلا پدید نیامده اند. افرادی که توده امروز را تشکیل می دهند، پیشاپیش وجود داشته اند لیکن با عنوادن «توده ها» شناخته نمی شدند. آنها در قالب های کوچک در سراسر جهان پراکنده بودند و یا حتی به تنهایی در انزوا به شیوه های گوناگون زندگی می کردند و از یکدیگر گسیخته و جدا بوده اند. اینک هر کجا نگاه میکنیم انبوده فشرده ای از توده ها را میبینیم. شاید نتوان گفت هر جا، بلکه به سخن دقیق تر منظور جاهایی است که خواهان بیشتری دارند و محصول ذوق و سلیقه نسیتا پیچیده فرهنگ مدرن اند. توده ها ناگهان خود را آشکار ساخته و در مناصب و جایگاه های ممتاز جامعه مستقر شده اند. در واقع دیگر بازیگر بزرگی در صحنه بر جا نمانده است و تنها صدای گروه هم آوازان به گوش می رسد.

ب– توده ها مرکب از افراد متوسط اند. بدین سان مفهوم صرفا کمی توده تعینی کیفی می یابد و این کیفیت در معنای انسان به عنوان حیوان اجتماعی سرگردان، یعنی انسان در وجهی که از دیگران متمایز نباشد و خود را در نوعی کلی تر تکرار کند، ظاهر میشود. به بیان دیگر توده و اقلیت را در همه سطوح جامعه و درون هر طبقه اجتماعی می توان یافت. وقتی انسان توده ای را ببینیم به سهولت او را باز می شناسیم. انسان توده ای کسی است که ، به هر دلیل، بر اساس هیچ معیاری برای خودش اهمیت قائل نمی شود و اعلام می دارد که»درست ماننده هر کس دیگری است». او از این که همسان و همانند دیگران به شمار رود احساس اعتماد و اطمینان می کند و به نحو ساده دلانه ای آرامش می یابد. منظور از اقلیت یا انسان برگزیده  نیز انسان مغرور و بی صبر و بی قراری نیست که خود را از دیگران برتر بداند، بلکه انسانی است که در مقایسه با دیگران از خودش توقع بیشتری دارد، حتی اگر چنین توقعاتی قابل حصول نباشند. زیرا بی تردید اساسی ترین طبقه بندی که از بشریت می توان کرد تقسیم آن به دو نوع اصلی است: یکی آنان که از خود انتظار و توقع بسیار دارند و برای خود وظایف و تکالیف بزرگی قائل می شوند و دوم آن هایی که چیز خاصی از خود توقع ندارند و زندگی برایشان همواره همان است که از پیش بوده. انسان توده ای اعلام می دارد:» هیچ کس از من بهتر نیست و من نیز همینطور که هستم خوبم. هرکس از من بخواهد بهتر از آنچه هستم بشوم انتظارناروایی خواهد داشت.»

ج– یکی از ویژگی های زمانه ما غلبه توده و عوام در درون آن گروه هایی است که بطور سنتی ممتاز محسوب می شدند. حتی در زندگی فکری که ماهیتا مستلزم برخی امتیازات و توانایی هاست، غلبه فزاینده شبه روشنفکران، یعنی کسانی که فاقد شرایط لازم و ناتوان از کسب آن شرایط هستند و در زمینه فعالیت فکری مربوط به خودشان تخصصی ندارند بسیار چشمگیر است. برخی فعالیت ها در جامعه ماهیتا نیازمند تخصص و احراز شرایط لازم هستند، از آن جمله اند کارهای هنری و اداره امور دولت و تصمیم گیریهای سیاسی. در گذشته توده ها در آن امور نه دخالتی می کردند و نه می خواستند بکنند، بلکه فکر میکردند چنین دخالتی مستلزم کسب مهارتها و امتیازات لازم است و با کسب آنها دیگر جزئی از توده محسوب نمی شدند. اما امروز توده ها در همه صحنه ها ردیف اول را اشغال کرده اند. توده ها بدون آن که شان توده ای خود را از دست داده باشند جانشین اقلیت ها شده اند. معنا و مفهوم تحولات سیاسی جدید چیزی جز سلطه توده ها نیست. در دوران گذشته توده ها این نکته را مسلم می انگاشتند که به هر حال، و به رغم نارسایی ها و عیوب اقلیت های برگزیده، همین اقلیت بیش از خودشان در مسائل سیاسی سررشته دارند. اما امروز توده ها گمان می کنند که حق دارند اندیشه های برخاسته از تصورات مبتذلشان را تحمیل کنند و پیش ببرند و این آن چیزی است که ما دموکراسی افراطی و خارج از قاعده می نامیم. ویژگی اصلی عصر ما این حقیقت تلخ و هولناک است که انسان میانمایه و ذهن پیش پا افتاده ای که نسبت به میانمایگی خود وقوف دارد جرات می کند که حق خود به میانمایگی را هر کجا که بتواند تحمیل کند و هر کس به مانند همگان نباشد در معرض خطر طرد و حذف شدن قرار می گیرد.*

 

*برگرفته از مقاله»پدیده ازدحام توده ها» نوشته فیلسوف اسپانیایی خوزه ارتگا یی گاست (Jose Ortega Y Gasset 1955-1883)، ترجمه حسین بشیریه

مطالب مرتبط

درباره فرهنگ

 

Advertisements

۱ دیدگاه »

  1. ورود توده ها به این نحوی که توضیح داده شد واقعیت دارد.اما الان تو خیلی از کشورهای پیشرفته دغدغه فیلسوفای سیاسی اینه که به دلیل تخصصی شدن امور و غلبه متخصصین امکان غیر دموکراتیک شدن سیاست وجود دارد

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s