زن بیزاری/ Misogyny


زنان حیواناتی درازموی و کوتاه عقل هستند که خداوند بر آنها لباس انسان پوشانید تا مردان رغبت نزدیک شدن به آنها را داشته باشند
حاج ملا هادی سبزواری

الف- زن بیزاری واژه ای یونانی است. به معنای تنفر عمیق از زنان و باور به زیر دست بودن آنها. فمینیست ها معتقدند که زن بیزاری معمولا برای توجیه و حفظ عقاید تبعیض آمیز در مورد زنان به کار رفته است. زن بیزاری اقسام گوناگونی دارد که در شدید ترین حالت، میتوان آن را نفرت عمیق و شدید از زنان، صرفا به این علت که آنان زن هستند، دانست. در درجات پایین تر، اینطور تصور میشود که زنان موجوداتی هستند که صرفا به درد مادری و معاشقه می خورند. زن بیزاری مروج یک نگاه عمومی و کلی درباره ی همه زنان است و آنها را به عنوان یک گروه واحد، با ویژگی ها و توانایی هایی مشترک درنظر می گیرد.
ریشه های زن بیزاری را ، با توجه به سابقه ی طولانی آن، به نظرات ادیان درباره‌ی زنان و نظرات فلاسفه، از یونان باستان تا کنون، باز میگردانند. سوزان جیمز در ابتدای مدخل فمینیسم دایره المعارف فلسفی راتلیج مینویسد: بررسی های فمینیستی، به رغم تنوع مباحثش مى كوشد، توانایی ها و امتیازات زنان را تبيين كند. بررسى اين كه چگونه ادعاى ارسطو مبنى بر اين كه زنان، مردانِ ناقص اند و گزارش كتاب مقدس از گناه حوا، سنتى پر نفوذ را به وجود آورد كه در آن ناتوانى، بى عقلى، عدم توانايى تحصيلى، عدم ثبات، تسلط نداشتن بر احساسات و فقدان فضيلت اخلاقى زنان، پيوسته به عنوان دلايلى براى سلطه بر زنان و اخراج آن ها از قلمرو اجتماع به كار رفته است.
ب- زن بیزاری در اساطیر و مذاهب. افسانه ی مشهور پاندورا در اساطیر یونان باستان و ماجرای هبوط انسان در کتاب مقدس، از بزرگترین نمونه های زن بیزاری در فرهنگی یونانی و ادیان یهود و مسیحیت است پاندورا نخستین زن در افسانه های یونان باستان است. زئوس او را از گل و برای مجازات پرومتئوس که با انسان‌ها دوستی می‌کرد، ساخت. پرومتئوس او را از زئوس نپذیرفت، اما برادرش اپیمتئوس او را به همسری برگزید. پاندروا در جعبه‌ای که گفته شده بود هرگز نگشاید، زیرا حاوی بلایا و زشتی ها و پلیدی ها بود، گشود و مصیبت‌ها بر روی زمین پراکنده شد. تنها امید در جعبه باقی ماند تا تسلای بشر باشد
و اما حَوّا بر پایه اسطوره‌های سامی دومین انسان آفریده شده و نخستین زن است. او همسر آدم است که بنا بر روایات تورات و تلمود؛ خدا وی را از دنده آدم آفرید. بر اساس عهد عتیق؛ چون حوا نخست از میوه درخت معرفت نیک و بد خورد، بین ذریه او و مار(ابلیس) دشمنی به وجود آمد، دچار درد زایمان گردید و شوهرش بر وی تسلط ابدی یافت.
در قرآن چنین روایتی از هبوط انسان وجود ندارد؛ اگرچه برخی شواهدی دال بر زن بیزاری در قرآن نیز یافته اند.اما میتوان گفت تقریبا به تمام آنها پاسخ داده شده است. باوجود اینکه یکی دو خطبه از نهج البلاغه عقاید زن ستیزانه تندی را نشان می دهد اما روایاتی از امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) در نقد برداشت های زن بیزارانه از قرآن و تسری روایت های کتاب مقدس به قرآن وجود دارد. بخصوص در موضعگیری های اخیر آقایان مطهری و جوادی آملی سعی در پاسخگویی به شبهه زن‌بیزاری در قرآن، نهج البلاغه، احادیث و روایات داشته اند. همچنین خانم علویه همایونی، از شاگردان خانم امین نیز، کتابی تحت عنوان «زن مظهر خلاقیت الله» نوشته که در آن به شرح و نقد انگاره های زن بیزارانه منسوب به دین اسلام پرداخته است. بطور کلی، به رغم وجود انگاره های زن بیزارانه در میان مسلمین، این تفکرات معمولا از سوی مراجع دینی مسلمان شیعه انکار و نقد شده است. هرچند در میان اهل تسنن کماکان عقایدزن بیزارانه رواج داشته و مورد استناد قرار میگیرد، کافیست به رفتاری که در کشورهای عربی با زنان میشود توجه کنید. رفتارهایی که همگی از توجیهاتی دینی برخوردار هستند و مستند به آیات قرآن و سیره پیامبر می باشند.
ج- زن بیزاری در فلسفه. معمولا نخستین فیلسوف زن بیزار را ارسطو می دانند. از او جملات به یاد ماندنی در توصیف زنان در تاریخ فلسفه حفظ و نقل شده است. شوپنهاور و نیچه نیز از فلاسفه ی زن بیزار بسیار مشهور هستند. شوپنهاور در مقاله ی «درباره ی زنان» مینویسد: زنان برحسب طبیعت خود برده هستند. گفته های نیچه هم که نیاز به باز گویی ندارد. فلاسفه ی زن‌بیزار محدود به این افراد یا زمان های گذشته نیستند. بلکه در زمان حاضر هم تفکرات زن بیزارانه فراوانند، اگرچه با توجه به تفوق تفکرات فمینیستی از رواج و قبول و پذیرش سابق برخوردار نیستند. در میان متفکرین خودمان هم در نوشته های سهروردی، فخر رازی، ملاصدرا و حاج ملاهادی سبزواری سخنانی دال بر زن بیزاری دیده میشود.
د- اما آیا تنفر از جنس مخالف محدود به تنفر مردان از زنان است؟ چند روز پیش کتابی روانشناسی تحت عنوان زنانی که مردان آنها را دوست دارند، زنانی که مردان آنها را ترک میکنند میخواندم، در بخشی از این کتاب آمده است:«تنفر از زن قرن هاست که وجود دارد. برای تنفر از زن واژه ای وجود دارد که ریشه اش در زبان یونانی است، اما برای تنفر از مرد واژه ای وجود ندارد. چرا؟ زیرا تا قرن های اخیر این مردان بودند که کلمات را می ساختند. زیرا تنها مردان بودند که اجازه خواندن و نوشتن داشتند و در این شرایط جای تعجب نیست که کلمه تنفر از مردان اصولا صورت خارجی پیدا نکرده است.آیا این بدان دلیل بود که مردها میخواستند منکر آن شوند که زنها هم ممکن است چنین احساسی داشته باشند؟» نویسنده در ادامه میگوید که همواره زنانی هم بوده اند که نسبت به مردان احساسات تند و منفی داشته اند منتهی محملی برای بروز آن نمی یافتند. نویسنده میگوید فمینیسم خشم و بی اعتمادی نسبت به مردان را به وجود نیاورد، اما وجود چنین احساساتی را قانونی و به حق معرفی کرد. او در ادامه این احساس را در دو طرف نوعی ناراحتی روانی می داند و به بررسی علل فردی و اجتماعی آن می پردازد

 

توصیحات
زن در تفکر نیچه. نوشین شاهنده. انتشارات قصیده سرا
زنانی که مردان آنها را دوست دارند، زنانی که مردان آنها را ترک می کنند. کووان و کیندر. ترجمه قراچه داغی. نشر مهر
زن مظهر خلاقیت الله.علویه همایونی.جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
اطلاعات بیشتر درباره ی واژه زن بیزاری را میتوانید از این مسیر دنبال کنید
خطبه 79 نهج البلاغه را اینجا ببینید

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s