کوکب خانم


الف– این دفعه آخری که از اصفهان به تهران می آمدم، در صندلی مجاورم در اتوبوس، خانم پزشکی به همراه دختر کوچکش نشسته بودند. دخترک در تمام مسیر روی زانوان مادرش بخواب عمیقی فرو رفته بود. مادرش هم  به شدت خسته و کلافه به نظر می رسید. خانم دکتر سر صحبت را باز کرد و مطابق معمول حرف از آب و هوا را پیش کشید و این که در این گرمای طاقت فرسا مجبور شده دیروز (عصر پنجشنبه) با دخترش به اصفهان بیاید و امروز(عصر جمعه) به تهران بازگردد و فردا صبح هم باید سر کار برود و همه کارهای خانه‌اش هم روی هم تلنبار شده است. میگفت اغلب آخر هفته ها مجبور است دخترش را به اصفهان بیاورد چراکه پدربزرگ و مادربزرگ میخواهند تنها نوه پسری عزیزشان را زود به زود ببینند و دلشان برای جگرگوشه شان خیلی تنگ میشود. خانم دکتر که خودش اهل اصفهان نبود و به نظر می رسید تحمل خلقیات هم ولایتی های ما برایش سخت است تعریف میکرد که همسرش معمولا نمیتواند در این سفرها او و دختر کوچکشان را همراهی کند چون گرفتار است! و از آنجا که تنظیم مراودات بین خانواده ها معمولا به عهده خانم هاست  و سود زیانش هم بیشتر متوجه زن خانواده است، تمامی بار مسئولیت راضی نگاه داشتن اقوام شوهر به عهده خانمی است که اتفاقا شغل بسیار پر زحمتی هم دارد و تمامی روزهای هفته باید سرکار برود، به جز جمعه ها که آن هم غالبا در مسیر بین راه اصفهان- تهران سپری میشود. خانم دکتر به شدت نگران بود و احساس گناه میکرد برای دختر خسته ای  که فردا کلاس شنا داشت و غذاهایی که فرصت نکرده آماده و فریز کند و لباس هایی که نیازمند شسته شدن و اتو کشی هستند و خانه ای که به هم ریخته و نامرتب است
ب– وقتی ما از مرد«ها» حرف می زنیم احتمالا طیف وسیعی از انسانها با روحیات، توانایی ها، حساسیت ها و موقعیت های مختلف را مد نظر داریم. مردهای بزرگ، مردهای کوچک، مردهای شجاع، مردهای ترسو، مردهای بی تفاوت، مردهای حساس، مردهای باسواد، مردهای بیسواد، مردهای باشعور، مردهای بیشعور، مردهایی که میشود روی هوش و تدبیرشان حساب کرد، مردهایی که نمیشود روی هیچ چیزشان حساب کرد، مردهای درونگرا، مردهای برون گرا، مردهای پر حرف و خوش برخورد، مردهای کم حرف و عبوس، مردهای فهمیده، مردهای احمق، مردهای پیرو عقاید سیاسی، احتماعی و اقتصادی مختلف، مردهای…در مورد مردها ما براحتی به تفاوت های فردی آنها و علایق و سلایقشان احترام میگذاریم و اغلب در جمع های رسمی و غیر رسمی به فراخور شخصیت، تحصیلات و موقعیت اجتماعی آنها با آنان رفتار میکنیم
اما وقتی درمورد زن ها حرف می زنیم موضوع قدری فرق می کند: زن های جوان، زن های پیر(عجوزه)،     زن های چاق، زن های لاغر، زن های موبور و چشم آبی، زن های مو مشکی و چشم آبی، زن های مو خرمایی و چشم آبی، زن های مو بور و چشم سبز، زن های موبور و چشم قهوه ای … زن های قد بلند، زن های قد کوتاه، زن های سفیدرو، زن های سبزه رو، زن های سیاه، زن های چشم درشت، زن های چشم ریز، زن های چشم متوسط، زن های… اگرچه جذابیت های جنسی تا حدودی میتوانند در تعیین سرنوشت زنان (به ویژه در امر ازدواج) نقش داشته باشند اما در نهایت جامعه از همه آنها توقعات یکسانی دارد. آنها باید مهربان، لطیف، خوش پوش و مراقب(مراقب همه چیز، از خانه و شوهر و فرزند و پدر و مادر و پدر و مادر شوهر و پدربزرگ و مادر بزرگ شوهر و عمه ها و خاله ها و دایی های خود/شوهر تا ماهی های داخل آکواریوم)  باشند، یک زن خوب زنی فروتن و متواضع است که باید براحتی بتواند از عهده اداره ده دوازده «مهمان ناخوانده» بر بیاید در عین اینکه املای بچه ها و غذای ماهی ها فراموشش نمیشود. در نهایت الگوی همه زن ها همان «کوکب خانم زن پاکیزه و با سلیقه» است و همه میدانیم که جامعه چه قضاوت بی رحمانه ای درمورد زنانی که کوچکترین تخطی از اصول کوکب خانم  داشته باشند دارد

ج– من اینقدر غیر منطقی نیستم که بخواهم به جنگ الگوی دیرینه «کوکب خانم» بروم. حتی از میان بردن آن را مطلوب هم نمیدانم. عموم زن های ما نسبت به وضعیتی که دارند راضی هستند و آن را طبیعی قلمداد میکنند و ای بسا از آن لذت هم می برند . این نه بد است نه خوب. اتفاقا یک انتخاب مطمئن است که آنها در برابر بسیاری آسیب ها  مصون نگه میدارد.
اما با افزایش زنان تحصیلکرده در جامعه ما با قشری از زنان مواجه شده ایم که با ورود به مشاغل سنتاً مردانه، با کوشش و علاقه فراوان  بخش اعظم زندگی خود را وقف تحصیل و کار میکنند. این در حالی است که جامعه به شیوه‌ای ظالمانه آنها را وادار میکند که بطور همزمان هم درگیر کارهای دشواری شوند که شوخی بردار نیست و هم کوکب خانم باشند… و وای به روزی که کسی بخواهد خلاف توقعات جامعه رفتار کند… گفتن ندارد که خیلی زود متوجه خواهد شد که خلاف جهت آب شنا کردن به دردسرهایش نمی ارزد… ابتدا ممکن است از خود راضی، خودنما یا خودسر خوانده شود اینجا مادربزرگ ها( که زنان مذکور حتی اگر بالاترین درجات علمی و تحصیلی را داشته باشد نهایتا باید غلط و درست را از آنها یاد بگیرند) وارد میدان میشوند. اگر آنها کاری از پیش نبرند نوبت دیگر کوکب خانم های امروزی موفق و جامع الا طراف! است که او را به راه بیاورند و نصیحتش کنند که «حتی اگه دختر وزیری آخرش سر به زیری» حال اگر آنها هم  کاری از پیش نبرند- که معمولا می برند- خودسر افاده ای مزبور دیر یا زود از جمع زنان طرد خواهد شد
در محیط های کاری و تحصیلی هم وضعیت بهتری در انتظارچنین زنی نخواهد بود(حتی اگر این زن با تحمل تمام فشارها بتواند بخوبی از عهده کارهایش بر بیاید).  اگرچه ممکن است در ابتدا چنین زنی جلب نظر بعضی مردان مدعی روشنفکری  بالا دست اش را بکند، اما اگر به خیره سری اش ادامه دهد و تسلیم تفکرات سطحی و مبتذل چنین آدمهایی – که بیشتر از آنکه از فکر سرچشمه گرفته باشد معلول چیزهای دیگری است- نشود انواع و اقسام حرف و حدیثهایی که پشت سرش هست را خواهد شنید… حرف هایی که در محیط های غیر رسمی میان مردان رد و بدل میشود و رسما بر موقعیت حرفه ای زنان_ در هر مقامی که باشند-  تاثیر میگذارد . این در حالی است که آن زن هیچ راهی برای ورود به این محیط های خصوصی تصمیم ساز مردانه و دفاع از خودش نخواهد داشت . دقیقا همین جاست که روزی صد بار زمزمه میکند:یا لیتنی کنت ترابا
د- این مشکلات کما بیش مبتلا به اغلب زنان شاغل در کارهایی است که تا پیش از این تحت حاکمیت مردان قرار داشته و فرصت و انرژی تمام وقت را طلب میکند و مختص کشور ما هم نیست.  اما  از آنجا که ما برخلاف غربی های نادان و عقب مانده -که عقلشان نمی رسد چطور مشکلات را حل و بررسی کنند- راه حل تمام مشکلات را در آستینمان و یا در کتاب های آقای مطهری داریم براحتی میتوانیم بدون اینکه مثل غربی ها برای رفع چنین مشکلاتی به انواع زندگی های «همباشانه» روی بیاوریم و بنیان خانواده را سست کنیم، با در اولویت قرار دادن وظایف مادری و همسری، بدون لطمه زدن به لطافت زنانه زن، در کنار آنها به کار تخصصی بیرون از منزل هم بپردازیم . بقول یکی از کارشناسان تلویزیونی مسائل زنان در ایران «زن مسلمان ایرانی با توانایی های منحصر بفردی که دارد میتواند این همه اینها را با هم جمع کند» البته در مورد چگونگی جمع این  اضداد- بدون تحمل فشار ها و آسیبهای روحی و جسمی جبران ناپذیر-  کسی حرفی نمی زند. دلیل خوبی هم وجود دارد، چون آقای مطهری  چیزی در این ارتباط نگفته اند

 

Advertisements

۱ دیدگاه »

  1. ركسانا said

    بسيار روشن و واضح و ملموس مسايل خاص زنان و برخورد متوقعانه از أنان را مطرح كرده بوديد ممنون

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s