هنر چه کسی؟


زنان از نازک بینی هنری برخوردار نیستند
ژان ژاک روسو
زنی‌که بکوشد به ژرف اندیشی یا آفرینش هنری بپردازد احتمالا ریش هم میگذارد
کانت
زنان توانایی آفرینندگی هنری ارزشمند و مهم را ندارند
شوپنهاور

الف– حوزه زیبا شناسی فمینیستی اگرچه ظاهراً از لطیف‌ترین حوزه های فلسفه است، حوزه‌ای کم‌بنیه و نوپا در بستر فلسفه فمینیستی است. جای بسی خوشوقتی است که امسال شاهد ترجمه کتابی در این حوزه هستیم. کتاب مقدمه ای بر جنسیت و زیباشناسی نوشته خانم کارولین‌کرس‌میر در سال  2004 توسط راتلج منتشر شده است و امسال(1387)تحت عنوان فمینیسم و زیبایی شناسی: زن در تحلیل‌ها و دیدگاه‌های زیباشناختی توسط افشنگ مقصودی ترجمه و در نشر گل آذین منتشر شده است. این کتاب یک کتاب نسبتاً تخصصی است و با توجه به فقر اطلاعات هنری در میان اقشار تحصیل‌کرده ما احتمالا بیشتر به کار دانشجویان پژوهش هنر، فلسفه هنر و علاقمندان به مطالعات جامعه شناسی هنر و پژوهشگران فمینیست بیاید. در معرفی این کتاب، برای پرهیز از دشوار‌نویسی، سعی کردم به نوعی گزین‌گویی اکتفا کنم. این کتاب، برای نخستین بار به شناخت و بررسی موشکافانه نقشی که جنسیت در شکل‌گیری ایده‌های فلسفی درباره هنر بازی می‌کند، می‌پردازد، یعنی برخلاف نخستین فرضی که در ذهن می‌آید، پژوهش درباره جنسیت در زیباشناسی بسیار فراتر از پژوهش درباره هنرمندان زن است.
ب– نویسنده در فصل اول تحت عنوان «هنر و هنرمندان» به  ایده‌ای آشنا در حوزه‌ی نظریه‌پردازی فمینیستی-این بار از منظر زیباشناسانه- اشاره میکند و آن اینکه «جهانِ ارزشهای مردانه آبستره(انتزاعی) و در پیوند با ذهناست و جهان ارزش‌هایِ زنانه عینی و ویژه و در پیوند با بدن است» از زنان و مردان تصاویر بسیار متفاوتی ساخته شده و عرضه می‌شود. اینگونه فرض شده است که زنان همیشه در پیوند با فرزندآوری هستند، کارکردی طبیعی که آنها را به تنشان و به مانندسازی و زادآوری جانوری پیوند می‌دهد، مردان هستند که نقش آفرینندگی هنری رها از سرنوشت زیستی(بیولوژیکی) به آنها واگذار شده است
نویسنده در این فصل به نکته بسیار مهمی اشاره میکند و آن این که جداسازی  هنرهای زیبا(یا هنر واقعی) و کاردستی تزئینی کاری‌ترین ضربه‌ای بود که باعث حذف زنان از عرصه‌ی هنر شد. این تفکیک با اختصاص دادن ارزشهای زیباشناسانه به هنرهای زیبا و حذف کارهای دستی زنان از حوزه هنر واقعی (چون علاوه به زیبایی کاربردی هم بودند) شمار زیادی از رشته های هنری را که زنان در آنها نمود برجسته ای داشتند از این حوزه خارج کرد. او سپس به نظریات مختلف درباره هنر اشاره میکند و نسبت آنان را با زنانگی می‌سنجد مثلاً اشاره میکند که در نظریه هایی که به ویژگی‌های اخلاقی اثر هنری توجه داشتند کار دستی هم به سبب کاربردی بودنش و هم به سبب بی بهرگی از ویژگیهای اخلاقی و معنوی فاقد زیبایی راستین شمرده شد و یا  در نظریه‌هایی که آفرینندگی هنری را محصول نبوغ و یک ذهن برتر میدانستند، زنان بخاطر همان ویژگی کمتر-انتزاعی بودن جایگاهی بدست نیاورند. نمونه ذهن برتر ذهنی مردانه است که میتواند مستقل و دور از وابستگی‌ها و نقش های اجتماعی و خانگی به خلق اثر هنری بپردازد…نویسنده در نهایت اشاره میکند  شکاف میان هنرمند و استادکار هنوز، همچنان در فلسفه هنر امروز پابرجا و استوار مانده است-گرچه هنرمندان فمینیست سعی در از بین بردن این تفکیک دارند، به عنوان مثال چیدمان مشهور جودی شیکاگو ترکیبی از کارهای دستی صد هنرمند است.

ج– نویسنده در بخشی از فصل دوم تحت عنوان«خوشی های زیبایی شناختی» به دیدگاه کانت درباره داوری های زیباشناختی اشاره میکند و به نقد آن میپردازد. کانت میگوید خوشی های زبیاشناختی هیچ ربطی به بدن ندارند پس میتوان حدس زد که معتقد باشد زنان توانایی آفرینش هنری را ندارند. سنجش‌گر آرمانی زیباشناختی و حکم ذوقی، مرد است، چراکه بدون شک ذهن و احساس او توانا تر از زن است. ذوق زنانه به چیزهای کوچک و دلربا و ذوق مردانه به هنری ژرف و تامل‌برانگیز متعلق است. همواره باید بیاد داشته باشیم که سراغ هر موضوعی در فلسفه فمینیستی که برویم، اعم از اخلاق، سیاست، شناخت شناسی و یا زیبایی شناسی حتما گپ و گفتی هم با  آقای کانت خواهیم داشت. کتاب نقد قوه حکم این بزرگوار توسط آقای عبدالکریم رشیدیان ترجمه در نشر نی منتشر شده است. همچنین کتابی با عنوان تفاسیر فمینیستی از کانت حاوی مجموعه مقالاتی درباره او به ویراستاری رابین می اسکات هم هست که در چند مقاله به تفاسیر فمینیستی در حوزه زیباشناسی از کانت پرداخته است

د– فصل سوم با عنوان«آموتورها و حرفه ای ها» به این نکته می پردازد که چگونه برخی مفاهیم بر فرصت ها و جایگاه زنان هنرمند موثر واقع شده است. آما تورها کسانی هستند که هنر را در خلوت می‌آفرینند و نمایش می دهند. بیشتر در قلمرو خانگی و پاداش کمی میگیرند و یا اصلا پاداش نمیگیرند. نویسنده غالب زنان را از این گروه میداند. به عنوان مثال نویسنده به درستی با ویرجینیا وولف هم عقیده است که زنان از نظر تاریخی در جایگاهی که هوش و توان آنها بتواند در آن پرورده شود قرار نداشته اند و یا در مورد هنر موسیقی به زنانه و مردانه بودن سازها اشاره میکند و اینکه مورد تایید نیست که زنان با سازهایی کار کنند که موقع نواختن آن زیبایی چهره یا ژست زنانه شان تحت تاثیر قرار بگیرد، مثلا از زدن سازهای بادی اجتناب کرده و بیشتر سراغ چنگ بروند . او میگوید انگار هنرمندان زن نمیتوانند از ابژه زیباشناختی بودن بگریزند، حتی زمانیکه سرگزم آفریندن ابژه های زیباشناختی دیگر هستند ! در مقابل  به رمان نویسی اشاره میکند. تنها حوزه‌ای از هنر که زنان در آن پرشمار هستند و علت آن را نوظهور بودن این هنر و فقدان سابقه تاریخی مذکر در آن می‌داند. همچنین نویسنده به منع زنان از به نمایش گذاشتن خود ( ما به آن میگوییم خودنمایی) برای ارائه هنر خود اشاره میکند همچنین به دیده نشدن زنان و یا فراموش شدن آنها در پرتو مردان هنرمندی که در کنارشان بوده اند نیز اشاره ای دارد. نمونه بارز و نسبتا شناخته شده برای ما  فریداکالو همسر دیگو ریوری است که البته اکنون به مدد مباحث هنری فمینیستی شهرتی غیرقابل قیاس با همسرش پیدا کرده است

ه– فصل چهارم کتاب تحت عنوان «جنسگرایی پنهان» به موضوعی اشاره دارد که برای من بسیار جذاب و نو بود. نویسنده به این نکته اشاره میکند که در سراسر تاریخ فلسفه غرب (این مسئله درمورد تاریخ فلسفه اسلامی هم صادق است)دوتا از حس های ما از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده اند و برتر( بقول حکما شریف تر) از سه حس دیگر رده‌بندی شده‌اند، بینایی و شنوایی، سه حس دیگر یعنی بساوایی و بویایی و چشایی در زمره حس‌های پست تر دانسته شده‌اند چرا که آن دو حس با فاصله از ابژه خود کار انجام میدهند و اطلاعاتی درباره جهان والاتر به ما میدهند در حالیکه سه حس دیگر جانوری و بدنی هستند. نویسنده در این فصل بطور مفصل بحث جالبی درباره خوراک و حس چشایی و بویایی به میان میکشد. او این انگاره را که چشایی را به پرخوری پیوند داده و آن را مربوط به سرشت جانوری انسان بدانیم که با سرشت برتر و بخرد ما همخوان نیست نقد میکند. همچنین به پیوند میان خوراک و س‌ک‌س و همچنین بساوایی و خوشیهای جنسی در آثار هنری اشاره میکند که استعاره از پست بودن این حس‌ها است. او بطور مفصل از حس چشایی دفاع میکند و با ذکر مثالهای فراوان نشان میدهد که چگونه انواع خوراکی ها احساسات ما را مجسم میکنند(هنر تجسم احساس است) و حاوی معانی و باورهای فرهنگی هستند( به شله‌زرد یا حلوا و یا آجیل مشکل گشا فکر کنید) او میگوید بسیاری از خوراکی ها درباره چیزی هستند و احساسات ما را تجسم می‌بخشند. نویسنده خوراک را به مثابه هنر تعریف میکند
و– فصل پنجم تحت عنوان «هنر چیست ؟» به تعاریف گوناگون از هنر اشاره میکند تا به هنر فمینیستی می‌رسد و تاکید میکند درست همانگونه که فمینیسم سیاست یکپارچه و نیز دیدگاه یگانه ای را درباره نقش زنان در جامعه برنمی‌شمارد هنر فمینیستی هم یک گونه هنری را، و حتی رده ای از کارهای هنری که درون مایه ها یا چشم اندازهای یکسانی داشته باشند نمایندگی نمیکند. در ادامه به تعداد فراوانی از آثار هنری هنرمندان فمینیست اشاره میکند که در آن میان به آثار خانم شیرین نشاط هم اشاره دارد.
ز– فصل آخر«خوشی‌های دشوار:والایی و بیزاری» نام دارد که بطور خاص به هنر فمینیستی و رویکردهای آن اشاره دارد. همچنین نویسنده در این فصل سعی میکند با کمک گرفتن از نظریات کسانی چون لوس ایریگاری و هلن سیکسو به بحث خود غنای فلسفی بیشتری ببخشد. اگرچه خود او هم اشاره میکند این افراد بطور خاص در حوزه مباحث زیباشناسی کار نکرده اند.

خواندن مقاله «آن اندام جنسی که یک اندام جنسی نیست» نوشته ایری‌گاری ، موجود در چاپ اول و دوم کتاب از مدرنیسم تا پست مدرنیسم ، شما را در فهم این فصل یاری خواهد کرد.

برای اطلاعات بیشتر نک

کرس میر.کارولین(1387). فمینیسم و زیبایی شناسی. افشنگ مقصودی.گل اذین
ایری گاری.لوس(1381)«آن اندام جنسی که یک اندام جنسی نیست» در لارنس کهون.از مدرنیسم تا پست مدرنیسم. ویراستار عبدالکریم رشیدیان.نشرنی
Feminist Interpretation of Immanuel Kant. By Robin May Schott.Published 1997.Penn State Press
این کتاب را در کتابخانه دفتر مطالعات و تحقیقات زنان واقع در قم یافتم
درباره شیرین نشاط

درباره فریدا کالو

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s