هنر فمینیستی


الف- مقوله زیبایی شناسی در دوره مهم نظریه اروپایی قرن هجدهم، به وجود آمد و در این دوره چارچوب نظراتی درمورد ادراک،زیبایی و نقد ادبی نظریه های معاصر تدوین شد.در این دوره، زیبایی و والایی، مقولات مهم نظری بودند و زبان تحلیل که متوجه این موضوعات بود همواره جنسیتی بود. تجربه والا، نامحدود، وسیع و باابهت با زبانی طرح شد که نه تنها بر ویژگی مردانه و جسور تجربه تاکید داشت، بلکه بر این نکته که درک آن از توان ذهن زن هم خارج است تاکید میکرد. زیبایی به عنوان متعلق لذت شناخته می شد؛ متعلقی که فرح بخش، محدود و قابل مهار بوده و با عناوینی مثل موزون یا ظریف توصیف می شد. در حقیقت بیش از آن که به زن به عنوان حس گر زیبا نگاه شود، بدن زن به عنوان نمونه ای از متعلق زیبایی مطرح بود و تلویحا نقاد کامل مرد بود و قضاوت درباره زیبایی و ذوق، همواره فعالیتی مردانه بود.*د ب– تاکید روز افزونی که در دهه های هفتاد و هشتاد در قرن بیستم بر اهمیت«موضوع» در اثر هنری قرار میگیرفت، به طور طبیعی جریان هنر را در مقابل الگوی شخصی و شیوه های هیجان نمایی قرار می داد. این تحول به نوبه خود باعث ظهور این تصور شد که هنرمند معاصر برای بیان منویات خود نیازمند هم نوایی جمعی است. آنان پیشبرد و موفقیت کار خود را در قالب یک گروه جستجو می کردند. به عنوان مثال شکوفایی هنر سیاهان در این دوره از یک اساس ملی گرایانه سرچشمه می گیرد.* اما پدیدار ترین نهضت هنری موضوع گرا در جریان هنر معاصر نه هنر نژاد گرا، بلکه هنر فمینیست است. نظریه پردازان هنری فمینیست با دقت و دشواری زاید الوصفی بستری جدید از نقد اثر هنری مبتنی بر ساختار و عملکرد اثر با  توجه به زمینه های اجتماعی و زیبایی شناختی آن را پدیدار کردند. این حرکت از نظر فکری از آراء فلسفی شالوده گرایان و فرا شالوده گرایان  فرانسوی تغذیه می شد. این نظر گاه بر این باور بود که اثر هنری نباید بی ارتباط با سایر پدیده ها  و در تمامیت مستقل و منفک  خود مورد تفسیر و ارزیابی قرار گیرد. برعکس باید آن را در موقعیتی که نسبت بدان خلق شده – که در واقع با تغییر آن موقعیت، مفهوم و هویت اثر از بین می رود- تحلیل کرد. نظریه هنری فمینیسم یک مجموعه فکری منسجم است که در خلاء تئوریک جهان معاصر- پس از افول مارکسیسم- تاثیر شگرفی بر تکامل نقد هنری به مفهوم کلی اش برجا نهاد. این نظریه خیلی سریع به مرجع مهمی برای اشارات نویسندگان و منتقدان هنر معاصر تبدیل شده  و تاویل اثر هنری را به طرز چشمگیری تحت تاثیر خود قرار داد. این هنر بجای توجه صرف به ضمیر هنرمند، بر مجموعه عوامل تاثیر گذار بر اثر هنری تاکید می ورزد.

ج– اولین اثر هنری فمینیستی که نظر اذهان جهانیان را به خودش جلب کرد چیدمان جودی شیکاگو(متولد 1939) به نام «ضیافت شام»* بود. این اثر مرکب از یک ضیافت شکر گزاری است که در همراهی با اسطوره های زنان پدید آمده است. هر یک از این زنان، به صورت نمادین و با استفاده از یک ظرف به گونه خاص طراحی و بر روی پارچه گلدوزی شده قرار گرفته است، معرفی می شوند. اثر ضیافت شام، مشابه بسیاری از کارهای فمینیست ها، یک قطعه ی چیدمان محیطی با عناصر بسیار قدرتمند تئاتری است. هنرمندان فمینیست اغلب از ابزارهای بیانی جدید و نه چندان متعارف استفاده میکنند، تا بدین طریق سنت رایج مردان در نقاشی کردن و مجسمه سازی را به چالش بکشند. *د

کورس مایر،کارولین، زیبایی شناختی فمینیستی، ترجمه عباس یزدانی، از مجموعه فمینیسم و دانش های فمینیستی،ص 365

The Dinner party
لوسی اسمیت،ادوارد،مفاهیم و رویکردها در آخرین جنبش های هنری قرن بیستم،ترجمه علیرضا سمیع آذر،صص273-286 

برای مطالعه بیشتر میتوانید به اینجا هم نگاه کنید

 

 

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s