منبر و مسجد


به بهانه روز جهانی مساجد

الف- من پدربزرگ بسیار مهربان و متدینی دارم که همیشه به من انتقاد می‌کنند: چرا اهل منبر ومسجد نیستم. نه که فکر کنید محض قیافه گرفتن اینطورم. به هیچ وجه! اتفاقن فکر می‌کنم ما ایرانی‌ها متعلق به هر قشر و تیپ فکری هم که باشیم هم باید مسجد برویم و هم پای منبر بنشینیم -حالا نه آنقدر که پدربزرگ را راضی کند- ولی نباید فکر کنیم تحمل برنامه‌های سیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک منبر دائمی برایمان کافی است چراکه بخش زیادی از تفکر در جامعه ما در همین مساجد و پای همین منبر‌ها شکل می‌گیرد و به برکت دموکراسی تاثیر مستقیمی بر زندگی همه ما دارد. حتی گفتمان رایج میان بخش زیادی از حاکمیت هم متاثر از همین محیط‌ها است. می‌خواهم بگویم من واقعن تعجب می‌کنم از کسانیکه خود را دلسوز جامعه و روشنفکر و صاحبنظرمی دانندولی مهم‌ترین دغدغه‌شان این است که نحوه راه رفتن و سر و شکل و لباس و سیگار و رنگ لاک ناخنشان نشان بدهد که کی هستند و مدام مراقبند که مبادا از الفاظی که درمیان توده مردم رایج است استفاده کنند و یکی از ما مردم پنداشته شوند و پرهیز می‌کنند از کلمه‌هایی که ممکن است رنگ و بوی دینی یا مذهبی داشته باشند و خدای ناکرده این امر را به ذهن مشتبه کند که آن‌ها دینی- چیزی دارند. حتمن عقاید مذهبی افراد به خودشان مربوط است ولی فکر می‌کنم اصرار بر چنین تظاهرهایی از سوی چنان آدم‌های متعهدی تنها دریچه‌های فهم و گفتگو با مردم را خواهد بست.

ب- برای پدربزرگ گفته‌ام برای شما هم می‌گویم چرا مسجد رفتن برای من اینقدر سخت است. خودتان هم براحتی می‌توانید امتحان کنید. یک روز از همین روزهای معمولی، ترجیحن دم غروب، از پای این دستگاه لعنتی بلند بشوید. مطمئن باشید تا شما برگردید وضع از اینکه هست بد‌تر نخواهد شد. شال و کلاه کنید و بروید اولین یا دومین مسجدی که بلد هستید. اگر آقا باشید از در اصلی که معمولن دری بزرگ و زیبا است و با تابلو و چراغ‌هایی تزئین شده وارد خواهید شد، احتمالن حیاط را برایتان آب پاشیده‌اند و حوض هم پر از آب تمیز و زلال است. اگر دوست داشتید می‌توانید در آن وضو بگیرید و صفا کنید. سرویس‌های بهداشتی هم جایی‌‌ همان دور و بر‌ها است که از تمیزی برق می‌زند. به احتمال زیاد در حیاط هم چند باغچه کوچک و بزرگ با درخت‌های قدیمی وجود دارد و در غیر اینصورت حتمن گلدان‌های قشنگی اطراف حوض و کنار دیوارهای مسجد چیده‌اند. درهای بزرگ شیشه‌ای شما را به فضای اصلی مسجد راهنمایی می‌کند. اگر در انتخاب مسجد سلیقه به خرج داده باشید به احتمال زیاد داخل مسجد هم با یک محراب زیبا با کاشیکاری ها/گچ‌بری‌های قشنگ و هجوم نور و رنگ روبرو می‌شوید که هوش از سرتان می‌پراند. همه چیز تمیز، مرتب و منظم در جای خودش قرار گرفته، چند عبای تمیز به همراه تعدادی تسبیح به جالباسی آویخته است و چند میز و صندلی سالم ترو تمیز هم برای افراد مسنی که نشسته نماز می‌خوانند کنار دیوار چیده‌اند و… اما اگر خانم باشید، معمولن به شما می‌گویند از دری که یک مقدار بالا‌تر یا پایین‌تر یا در کوچه سمت راست یا کوچه سمت چپ و در برخی موارد کوچه پشتی است باید وارد شوید. اگر خوب بگردید یک در بسیار کوچک و تنگ که یک پارچه ضخیم از جلوی آن آویخته شده است خواهید یافت. اگر بخت یارتان باشد در دالان دراز و باریکی که شما را به بخش زنانه می‌رساند چند دستشویی و روشویی خواهید یافت و گرنه برای پیدا کردن آن‌ها باید به کوچه‌های بالایی، پایینی و یا کوچه پشتی بروید و صحنه‌های ناراحت کننده‌ای را تحمل کنید. حالا فرض می‌کنیم شما چون خانم هستید عقلتان رسیده و در منزل وضو گرفته‌اید. بعد شما یا باید از پله‌های تنگ و باریک فلزی خودتان را به بالکن مسجد برسانید و یا در یک اتاق تاریک و تنگ و کوچک که درش روبروی نمازگزاران باز می‌شود و صف اول آن دقیقن روبروی در وردی است جایی برای خودتان پیدا کنید. اگر خوب بگردید احتمالا یک چادر چروک و پاره و یک مهر کثیف و شکسته پیدا خواهید کرد. برایتان عبرت بشود که دفعه بعد شما هم مثل بقیه حتما یک بقچه حاوی چادر نماز و مهر و سجاده زیر بغلتان بزنید و مثل مرد‌ها سرتان را زیر نیندازید بیایید مسجد. از صندلی و می‌زهای آهنی قراضه که بگذریم نمی‌توان از پرده ضخیم و بلندی که بین بخش زنانه و مردانه نصب شده چشم پوشی کرد و یا دیوار بلندی که جلوی بالکن را گرفته است. انگار زنهایی که داخل مسجد حجابشان کامل‌تر از بیرون است اتفاقا نامحرم‌تر می‌شوند، این حرکات حاوی پیام‌های زیادی است! خلاصه اینطرف هیچ خبری از چراغ‌های رنگی و لوسترهای باشکوه نیست، دیوار‌ها ساده است، دست بالا یک پوستر رنگ و رو رفته پیدا کنید که رویش نوشته خواهرم حجابت را! … این طرف فقط صدای جیغ و گریه بچه‌ها می‌آید.

ج- اگر از مسجدالحرام بگذریم از وضعیت تحقیر آمیز زنان در مسجدالنبی در مدینه و سایر مساجد عربستان بگیر تا مسجد کوفه و سایر مساجد عراق تا مساجد معروف و مشهور در شهرهایی نظیر قم و مشهد تا مساجد زیبای ولایت ما که مشهور به شهر گنبدهای لاجوردی است تا مساجددانشگاه‌ها و مساجد استراحتگاه‌های بین راه در جاده‌ها، انگار همگی به آدم می‌گویند اینجا‌ها را برای شما نساخته‌اند، به اضطرار است که در گوشه‌ای جایی برایتان باز کرده‌اند! باور کنید سخت است آدم تحمل کند در میان این همه عظمت و ظرافت و زیبایی وجود او را نادیده گرفته‌اند و جلوی چشمانش را پرده کشیده‌اند! پایین شهر و بالای شهر هم ندارد. از مسجدی در ولنجک تا مهدیه تهران، آسمان مساجد/حسینیه‌ها همه جا به همین رنگ است. البته حتمن استثنائاتی هم وجود دارد که من ندیده‌ام اما این استثنائات توجیه خوبی برای این وضعیت اسف انگیز نیست.

د-حکایت منبر‌ها هم بهتر ازمسجد‌ها نیست. نه که فکر کنید لجم می‌گیرد از اینکه پیش نماز پیر مسجد محله‌مان در میان دعاهای بعد از نمازش می‌گوید خدایا مشکلات همه حاجتمندان، مریض دار‌ها، سرطانی‌ها و دختردار‌ها را حل کن! آمین بلندی که ملت می‌گویند آدم را به این فکر فرو می‌برد که چرادر گذشته و به ویژه در زمان حال دختر داشتن مثل مریضی داشتن موجب ناراحتی مردم است؟

من بیشتر از همه از این پرده‌ها ی بلند بدم می‌آید و از آن بیشتر از این تلویزیون‌هایی که در قسمت زنانه نصب می‌کنند و با دوربین‌های مدار بسته حاج آقا را نشان می‌دهند متنفرم، چه چیزی تحقیرآمیزتراز این می‌تواند وجود داشته باشد؟ محتوای منبر‌ها هم معمولا چیز جالب توجهی برای زنان- حتی‌‌ همان زن‌هایی که مخاطب این جور جا‌ها هستند- ندارد. بیشتر به مسائل جهانی و منطقه‌ای می‌پردازند و اگر مسجد پایگاه مقاومت بسیج هم باشد که دیگر هیچ! البته گاهی هم در مورد زنان صحبت می‌کنند. مثلا همین هفته بطور اتفاقی در تلویزیون دیدم که امام جمعه شهر خودمان داشت درمورد اینکه اسلام چنانکه ولایت فقیه را در سطح کلان دستور داده است در خانواده هم امر به ولایت مرد کرده صحبت می‌کرد. البته درمورد اینکه چطور صرف جنسیت می‎تواند شرط احراز صلاحیت برای ولایت باشد- حال آنکه به فرموده خودشان ان اکرمکم عندالله اتقکم- چیزی نگفت. می‌خواهم بگویم در منبر‌ها کسی توجهی به زنان نمی‌کند، مگر برای گوشزد کردن تکالیفشان در قبال همه چیز و همه کس در همه جا. من ندیده‌ام در منبری بحثی در خصوص تربیت کودکان و یا مبارزه با خرافه گرایی زن‌ها مطرح بشود (شاید هم مصلحت نیست و به دردسرش نمی‌ارزد! یادم هست یکبار پیش نماز مسجدی دررد حدث کسا سخنرانی کرد، ماجرا به سرعت پخش شد و خانم‌ها نماز خواندن پشت سرش را تحریم کردند! به هر حال همچنان بخش عمده مشتریان و خرده اسپانسرهای مساجد را زنان تشکیل می‌دهند)،‌‌ همان که گفتم بیشتر مباحث سیاسی، آنهم در سطوح کلان مطرح است. البته در اغلب شهر‌ها جلسات مذهبی زنانه هم وجود دارد که خطیبان زنی هم دارند. این مجالس اگر خود محملی برای رواج خرافه پرستی نباشند درآن‌ها معمولن درس تجوید می‌دهند و احکام بانوان، در سایر مسائل هم آنچنان ذوب در فرهنگ مردسالار حاکم بر مسائل دینی و سیاسی هستند که نمی‌توان در آن‌ها توقع شنیدن حرف تازه‌ای داشت.

با همه این اوصاف در نفس برگزاری این جلسات و گردهمایی‌ها – همچنان که در کارایی‌ مساجد- درس‌های بزرگی برای آموختن وجود دارد. مساجد مکان‌هایی امن و قابل استفاده برای عموم زنان هستند که حتی زنان مذهبی هم منعی برای ورود به آن ندارند و اتفاقن از همراهی آقا هم برای رفتن به آنها بهرمند می‌شوند. مسجد مکانیست با ویژگیهای منحصر به فرد و منبر تریبونی با قابلیت های  بی همتا  که تا زمانیکه اینگونه از نزدیک شدن به آن‌ها می‌پرهیزیم از آن بی‌بهره خواهیم ماند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s