فمینیسم و پسا مدرنیسم


مشخصه های اصلی پست مدرنیسم در نوشته های ژان فرانسوا لیوتار و فردریک جیمسن بیان شده و عبارت است از : باور نداشتن به فلسفه ها یا تبیینهای منفرد درباره فرهنگ از قبیل مارکسیسم، کنار گذاشتن روش دوره بندی مدرنیستی، خطی ندیدن حرکت تاریخ  و چندگونگی نوشتاری
نخستین شرح پسامدرنیستی از نقش زنان نقد رزالیند کراس 1981 بر نحوه تجلیل هنرها از فردگرایی مردانه است. به طور کلی فمینیستهای پسامدرن مخالف ذات گرایی اند و به انواع متکثرتری از دانش معتقدند. برای نمونه در علوم طبیعی، فمینیستهای پسامدرن به عقلانیت و عینیت گرایی کاذب بسیاری از علوم معاصر می تازند(هاردینگ و کلر) فمینیستها در مطالعات فرهنگی به تحلیل تصورات موجود در فرهنگ عامه نسبت به زنان می پردازند – از جمله در رسانه های گروهی و در مصرف گرایی(موریس) منتقدان ادبی فمینیست از خود بازتاب بخشی یا در هم تنیدگی شرح حال نویسی و نظریه برای خلق نقدهای صریح و سیال جنسیت استفاده میکنند. بنابراین استدلال برخی فمینیست های پست مدرن منکر جایگاهی برای افراد به حاشیه رانده شده در جریان غالب است (برای نمونه با به رسمیت نشناختن دلمشغولیهای سیاهان (هاردتسوک و هوکس) برخی دیگر معتقدند مه پست مدرنیته برای درهم شکستن صورتهای ثابت (مرد= تمدن) و فراروی از آنها به ما کمک میکند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s