زن


چون حوا در بهشت نافرمانی کرد و از آن درخت گندم خورد، حق تعالی زنان را هشت ده چیز عقوبت فرمود کردن
اول حیض
دوم زادن
سوم جدا شدن از پدر و مادر و مرد بیگانه را به شوهر کردن
چهارم به نفاس آلوده شدن
پنجم آنکه مالک تن خویش نباشد
ششم کمی میراث
هفتم طلاق که به دست ایشان نگردد
هشتم آنکه مرد را چهار زن حلال گردد و زن را یک شوی
نهم آنکه در خانه معتکف باید بودن
دهم آنکه در خانه سر پوشیده دارد
یازدهم آنکه گواهی دوتن برابر یک مرد نهاده اند
دوازدهم آنکه از خانه بیرون نیاید مگر با کسی محرم
سیزدهم آنکه مردان را نماز عید و نماز آدینه و نماز جنازه بود و از پس جنازه روند و عزا کنند و زنان را اینها نباشد
چهاردهم امیری را نشاینده و نه نیز قضا را و نه حکم را
پانزدهم آنکه فضل هزار بهره است یک بهره از آن زنان راست و دیگر مردان را
شانزدهم آنکه در قیامت چندان که جمله امت را عذاب بود یک نیمه از آن زنان(فاجر) را بود
هفت دهم چون شویش بمیرد چهار ماه و ده روز عدت بباید داشتنش
هشت دهم آنکه چون شویش طلاق دهد سه ماه یا سه حیض عدت بباید داشتن
اینها عقوبت های زنان است که یاد کردیم
نصیحه الملوک-امام محمد غزالی

الف–  برای من که بیش از چهار سال پس از انقلاب در ایران به دنیا آمده ام تماشای تصاویر فعالیت و مشارکت زنان در انقلاب و پس از آن در جنگ هشت ساله با عراق  نظر به غیبت تاریخی توده زنان ایرانی در فعالیت های اجتماعی-  همیشه جذاب بوده است. روزی که برای اولین بار و به طور تصادفی گذرم به موزه عبرت افتاد با دیدن تصاویر و مجسمه های  زنانی که آنجا زندانی بود و شکنجه می شدند واقعا متعجب شدم! اغلب مردان  از آیت الله منتظری تا محسن مخملباف- نام آشنا بودند ولی کسی از زنان را نمیشناختم! چه بر سر این زنان آمده است؟ آیا با تفکرات پیروز پس از انقلاب همسو نبوده اند؟ آیا پس از انجام وظیفه و ادای تکلیف به خانه ها بازگشته اند؟ آیا انقلاب آنها را فراموش کرده است؟ آن همه شوق و شور کجا رفت و چگونه خاموش شد
اگر جمعیت  زنان مبارزی که با تفکر پیروز در انقلاب همسو نبود را که کنار بگذاریم. به جرات میتوان گفت که اندیشه های امام خمینی مهمترین و جذابترین عامل محرک برای ایجاد انگیزه و جنبش در جامعه خموده زنان ایرانی بوده است. تفکراتی که پیش و پس از انقلاب بر تساوی زنان با مردان، کرامت زنان و شان و توانایی های آنان و نقش انکار ناشدنی شان در مبارزه و هم تشجیع مردان تاکید داشته است . نسل من  نمونه زنانی که انقلاب  و اندیشه های امام خمینی به آنها اجازه بروز و ظهور دادند را در میان کسانی همچون خانم ها اعظم طالقانی، معصومه ابتکار، فائزه هاشمی، جمیله کدیور، فاطمه راکعی، زهرا رهنورد و امثال ایشان میشناسد. زنانی که در چهارچوب های حاکمیت و اسلام می اندیشند، چادر به سر میکنند، در عرصه های سیاسی و اجتماعی فعال و صاحب نظر هستند، روزنامه  و هفته نامه منتشر میکنند، نمایندگی مجلس را بر عهده میگیرند، سمت های مختلف اجرایی داشته و دارند و در عین حال افکاری مدرن و حتی المقدور برابریخواه در چارچوب دین و نظام در سر دارند.نسلی که همچنان اسلام را راه نجات زن از بندگی، تحقیر و لعبت بودن میداند و همچنان شیفته آرمان های امام و الگوی متفاوت- متفاوت از اندیشه های رایج میان رهبران مسلمان- پیشنهادی او برای زنان مسلمان هستند
بدون تردید جوشش انقلاب در زنان و ترغیب آنان برای ورود به صحنه مشهود تر از مردان بود. زنان در کلام امام خمینی ندای رهایی از ستم مضاعفی را که طی قرون متمادی بر آنان در حوزه های مختلف اجتماعی و خانوادگی تحمیل شده بود شنیدند و به این ندا لبیک گفتند: این پیروزی را ما از بانوان داریم، قبل از اینکه از مردها داشته باشیم. بانوان محترم ما در صف جلو واقع بودند. بانوان عزیز ما اسباب این شدند که مردها هم جرات و شجاعت پیدا کنند…– امام خمینی / زن.ص55-56
الگویی که اگرچه در نوع خود قابل مطالعه است  اما نتوانسته افراد زیادی- از دو قطب پیوستار زنان سنتی-مذهبی و زنان غیرمذهبی-مدرن – را به خود جذب کند و این تیپ همچنان به زنان و دختران جوان در دوران انقلاب محدود و منحصر مانده است. در اطراف مان فراوان نمونه هایی میبینیم که از دوسوی  قطب این پیوستار جذب قطب مخالف میشوند. پوشش مانتو را رها میکنند و چادر و گاهی هم روبنده میپوشند و به عرفان یا تفکرات سنتی-مذهبی روی می آورند یا چادر و گاه روبنده را کنار میگذارند و جذب جریان های متجدد و سکولار جنبش های زنان میشوند. در این میانه ظاهرا الگوی ارائه شده برای زن مسلمان متجدد ایرانی پس از انقلاب -دست کم در خود ایران-کمترین طرفدار را دارد

ج– مطابق معمول بیشترین کتابها و مقالات در ارتباط با الگوی یاد شده را مردان نوشته اند. در این بین اما خانم جمیله کدیور کتابی تحت عنوان«زن» دارند که میتوان در آن به چشم متنی برای معرفی الگوی پیشنهادی زن انقلابی مسلمان نگریست.
کتاب که در واقع مجموعه مقالات نویسنده در ارتباط با زن است- و به همین جهت بسیار پرتکرار هم هست-طبق روال کتابهای منحصر به موضوع زن- از جنس دوم دوبووار تا زن کدیور- با اشاره به این نکته آغاز میشود که نویسنده نسبت به نگارش کتابی در این حوزه  و محدود کردن اندیشه اش به مسئله زنان بی میل بوده است. منتهی درد آنجاست که هر چقدر هم بی میل باشی و نخواهی خود را به چنین موضوعی محدود کنی، آنگاه که پرده های شعار کنار رود، واقعیت تلخ اولیت و اولویت جنسیت در برخورد با زنان، نویسندگان را وادار به نوشتن کتابهایی با چنین موضوعی-زن- میکند.
بخش اول کتاب  که محققانه ترین بخش آن نیز هست- به ضرورت توجه به فرهنگ عامه اشاره دارد و به بررسی امثال و حکم به عنوان کهن ترین تراوشهای ذهنی بشر میپردازد. نویسنده با آوردن فراوان مثال و مثل نشان میدهد که اساس اقتدارگرایی جامعه ایرانی و فرهنگ سیاسی حاکم بر ایران در طول تاریخ گذشته اش را باید نخست در روابط خانوادگی میان زن و مرد جستجو کرد و آن را به ابعاد وسیعتر دیگر نیز تعمیم بخشید و پس از آن به بررسی زمینه های تاریخی و اجتماعی پذیرش اقتدارگرایی در روابط ایرانیان با یکدیگر می پردازد. بخش بعدی کتاب به طرح این ادعا میپردازد کهفرهنگ ضد زن مبتنی بر اسرائیلیات است. خانم کدیور در این بخش تلاش میکند تا به بررسی و نقد ریشه های اندیشه های زن ستیزانه(منسوب به اسلام) در میان مسلمانان بپردازد و در مقابل مدل پیشنهادی امام در انقلاب را به عنوان الگویی دور از افراط و تفریط با تکیه بر حفظ حیثیت و احترام زن معرفی کند. نویسنده بر نفوذ فراوان اندیشه های زن بیزارانه برگرفته از تورات در میان عام و خاص مسلمانان اشاره میکند: از این اندیشه عوامانه که زن از دنده کج و  چپ آدم آفریده شده تا اندیشه هایی نظیر آنچه نزد خواصی چون غزالی، ملاصدرا( که زنان را در زمره حیوانات می دانست و او را فاقد روح انسانی و الهی میپنداشت) و  حاج ملا هادی سبزواری مورد اعتقاد بوده است. نویسنده ضمن تاکید بر نفی چنین تصاویری از زن در قرآن همچنین به تاکید بر نفی شی گونگی زن و اهمیت نقش او در بنای جامعه، از منظر اندیشه های اسلامی امام خمینی و آقای مطهری میپردازد

خانم کدیور همچنین با اشاره به آیات و روایات مختلف سعی در ارائه تصویری زن ستا از زن در اسلام دارد. به عنوان نمونه با اشاره به ماجرایملکه سبا و سلیمان در قرآن با توجه به چهره مثبت بلقیس(ملکه سبا) بیان میکند که زمانیکه قرآن زن پادشاهی را به واسطه عقل و تدبیرش تایید میکند، چگونه براین باوریم که حاکمیت و قضاوت زن در اسلام جایز نیست؟ همچنین با اشاره به تفاسیری که از آیه مناقشه برانگیز الرجال قوامون علی النسا شده است به این نکته اشاره میکند که برابر نظر بسیاری از اهل نظر(که طبعا همگی مرد هستند) برتری مرد بر زن تنها در حوزه خانه و خانواده و به جهت پرداخت مهر و نفقه است و… قس علیهذا
این کتاب همچنین حاوی یادداشت هایی  در ارتباط با وضعیت زن در تاریخ ایران و هچنین مطالبی مرتبط با  چهارمین کنفرانس جهانی زن در پکناست که در آن نویسنده به فراگیر بودن مشکلات زنان در همه جای دنیا و ناتوانی الگوهای غربی برای رفع آنها اشاره کرده است. تفکرات غربی که در بسیاری جهات تنها صورت مسئله را دگرگون کرده اند و فرودستی زن در خانواده و اجتماع را به فرودستی و فرومایگی زن در ابژه میل جنسی بودن تغییر داده اند

د– کتاب زن نوشته خانم جمیله کدیور کتاب خوبی برای آشنایی باالگوی آرمانی انقلاب ایران از زن، از زبان یک زن وفادار به این الگو است. کتابی که مانند هر چیز دیگری که به انقلاب پیوند میخورد  آرمانگرا است و همچنان درگیر با تناقض های مشکل زایی است که- در کنار عملی نشدن وعده ها و رشد مجدد تفکرات سنتی زن ستیزانه- به عقیده من اتفاقا بزرگترین مانع بر سر راه ترویج چنین الگویی و عدم  توفیق آن در جذب زنان بوده است. الگویی که علی رغم آشنایی نویسنده با فرهنگ و تفکر سنتی- مذهبی عامه مردم، نه بر اساس شرایط موجود که بر اساس شرایط رویایی و دور از دسترس- به ویژه در جوامع اسلامی- ترسیم شده است و شاید جز در کتابها نتوان از آن سخن گفت
ضمن اینکه این الگو به شدت تحت تاثیر، و وابسته به مردان و فرهنگ مردسالار حاکم بر جامعه و قرائتهای دینی است. وابسته به نوع نگاه مردان و محتاج به انصاف و تعادل در نگاه آنهاست! با این وصف زنان نه تنها بطور مستقل نمیتوانند صاحب نظر باشند بلکه حتی حق رای هم نخواهند داشت

نویسنده اگرچه تلاش میکند برپایه آیات قرآن و برخی تفاسیر مترقی حق حاکمیت و قضاوت در اسلام را برای زنان به رسمیت بشناساند اما همچنان مهمترین وظیفه زن را- به پیروی از مفسران مذکر دین-  بقای نسل و تحکیم بنیان خانواده می داند و ظاهرا کهتری زن در خانه و خانواده و وجوب اطاعت و ولایت مرد در خانواده را پذیرفته است- یا دست کم در این مورد سکوت کرده است . کمتر خود زن و محدودیت ها و مقدوریت هایش – را مورد توجه قرار می دهد و بیشتر استحکام پیوند ها و تعاملش با خانواده و جامعه و فرهنگ سراسر مذکر حاکم  را در دستور کار خود قرار می دهد.در نهایت همچنان در حصار کلی گویی هایی درباره حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) به عنوان الگوی زن مسلمان اسیر است

 

 

برای مطالعه بیشتر نک
کدیور، جمیله، زن،انتشارات اطلاعات. چ دوم.1381
ترجمه عربی زن
المراه، دمشق: دارالفکر الطباعیه و التوزیع و النشر.2001
وب سایت شخصی خانم دکتر جمیله کدیور

برای اطلاعات بیشتر درمورد موزه عبرت(کمیته مشترک ضد خرابکاری)اینجا را ببینید

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s