جنس و جنسیت/Sex and Gender


الف–  جنس و جنسیت از مهمترین اصطلاحاتی است که همواره مورد توجه فلاسفه فمینیست بوده و معمولا در ابتدای اغلب کتابهای فمینیستی به اختلاف میان دو واژه «جنس/س‌ک‌س» و«جنسیت» اشاره میشود
در یک نگاه تاریخی تفاوت های زیست شناختی میان زنان و مردان، ضعف جسمانی زنان و محدود و مشغول شدن آنها در خانه و با امور خانگی ، باعث تقویت این ادعا شد که زنان ناتوان از مشارکت در حوزه های عمومی هستند. داوری عمومی درباره زنان این بود که آنها کمتر منطقی هستند و در نتیجه صلاحیت ورود به عرصه های سیاسی را ندارند. این قبیل اظهار نظر های فلاسفه و نظریه پردازان سیاسی و اجتماعی مورد تایید و حمایت کالبدشناسان و زیست شناسانی قرار گرفت که با افزایش شناخت علمی از بدن انسان در قرون نوزده و بیست برای اثبات تفاوت عقلی بین زن و مرد، استفاده از روش هایی همچون اندازه گیری حجم زن و مرد را آغاز کردند. آنان از آن زمان تا کنون همواره می‌کوشند تفاوت های زیست شناختی میان زنان و مردان را به تفاوت‌های ذاتی میان زنانگی و مردانگی و توانایی‌ها و قابلیت های آن پیوند زنند و بیولوژی متفاوت را دستمایه تحقیر و طرد زنان قرار دهند. در حقیقت مطالعات سنتی درباره تفاوت جنسی چنان طراحی شده اند که اثبات کنند ویژگی‌های زنانه ساخته جامعه نیستند بلکه ناشی از تفاوت های زیست شناختی اند. فمینیست ها با دقت میان «جنس/س‌ک‌س» و «جنسیت» تمایز قائل میشوند و این گونه از تحمیل وابستگی ،مفعولیت در امور اجتماعی و سیاسی ، تحقیر و طرد از حوزه های عمومی و… اجتناب میکنند
ب– نخستین بار دوبوار با جمله مشهور خود« آدمی زن زاده نمی‌شود: آدمی زن می‌شود» به این تفاوت اشاره کرد. به این معنی که موقعیت فرودست زنان یک امر طبیعی یا زیست شناسی نیست بلکه جامعه آن را به وجود آورده است. ممکن است آدمی یک مونث(یعنی دارای جنس مونث) از نژاد انسان زاده شود اما این تمدن است که زن (جنسیت زنانه) را می آفریند
بطور شفاف این طبقه بندی از 1970 به بعد رواج یافت. در یک نگاه کلی «جنس/س‌ک‌س» به دو معنای رابطه جنسی و یا  تفاوت های زیست شناختی میان زنان و مردان بکار برده میشود، اما «جنسیت» مسئله ای فرهنگی است که به طبقه بندی اجتماعی مذکر مونث مربوط است
ج– تمایز قائل شدن بین جنس و جنسیت، به مثابه ابزاری برای پیش کشیدن مسئله تفاوت، با جدا کردن نوع زیست‌شناختی آن از نوع اجتماعی‌اش و نشان دادن این که این دو مقوله متفاوتند، به نظریه فمینیستی کمک فراوان کرده است. این امر فمینیست ها را به بحث علیه جبر زیست شناختی از هر نوع، و تاکید را از روی تفاوت های جسمانی بین زن و مرد برداشتن و متمرکز کردن آن بر روی فراگردهای اجتماعی که به زنانگی و مردانگی شکل می دهند قادر ساخته است. این تفکیک پیشرفت های نظری عظیمی را در حوزه نظریه پردازی های فمینیستی به وجود آورده است
د– متاسفانه در کشور ما در ترجمه این عبارات دقت نمیشود. وگاهی  واژه جنسیت برای اشاره به تفاوت های زیست شناختی (جنس) مورد استفاده قرار میگیرد و از آن بدتر گاهی در ترجمه واژه س‌ک‌س هم بکار می رود. به عنوان مثال هنگام ترجمه نام فیلم «س‌ک‌س و فلسفه» از محسن مخملباف میبینیم که معادل «جنسیت و فلسفه» برای آن بکار برده میشود که کاملا غلط و گمراه کننده است. فیلم عجیب و غریب آقای مخملباف احتمالا باید به «رابطه جنسی و فلسفه» ترجمه شود، هرچند که فیلم ظاهرا قصد دارد به فلسفه ارتباط جنسی با مختصات خاصش در دنیای غربی معاصر بپردازد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s