تردید


اگر کسی با یقینیات آغاز کند به نتایج مشکوک خواهد رسید و اگر کسی خود را راضی کند که با شک و تردید آغاز کند به نتایج یقینی منتهی خواهد شد…

الف– سن و سالی ندارد ولی عروس دارد و داماد و نوه هایی چند! میگوید مریم تنها می مانی ها. می پرسم شما تنها نیستنید؟ میداند که هست! بچه هایی که هرکدام،  تنها بار مشکلاتشان را با او سهیم هستند، هیچ کدام تنهایی او را پر نمیکنند و همسری که آنقدر گرفتار چرخاندن چرخ زندگی  است که اغلب او را فراموش میکند، او که مریض است و خسته و گرفتار و غمگین…خودش را غرق کرده در انواع عقاید راست و دروغ مذهبی…انگار یک خورجین برداشته باشد و با ولع ثواب از روی زمین جمع کند و چرتکه بندازد که الان چقدر مقرب درگاه خداوند است… چند وقت پیش که مرا دید، می نالید که این چه سرنوشتی است برای زن و خودش جواب می داد که بالاخره خواست خداست  و  گفت: باشد، ولی “من” روز سوال و جواب جلوی خدا را خواهم گرفت
در آستانه میانسالی است. معلم دینی یکی از همین دبیرستانهایی  که من و تو در آن درس خوانده ایم. تنها زندگی میکند، با هم که حرف میزنیم میبینم او هم دل پر دردی دارد، از سختی های زندگی دختر تنها میگوید و مشکلاتی که دارد و از دخالت ها و حرف های دیگران و از تنهایی و از افسردگی…میگوید” میدانی مریم، من فکر میکنم اولین کسی که به زن ظلم کرد خود خدا بود!” و دیگر چیزی نمیگوید…چند روز بعد که میبینمش با خنده میگوید انگشترش را گم کرده چون خدا خواسته جواب کفر گویی هایش را بدهد
جوان است و زیبا از یک خانواده بسیار مذهبی با خواستگاران بسیار، میگوید: نمیدانم چکار کنم، بالاخره  باید انتخاب کرد! میگویم: خب انتخاب کن. میگوید: همیشه در رویاهایم تصور میکردم که بعد از ازدواج از بند خانه پدری و سختگیریها و تعصبهای پدرم راحت خواهم شد، ولی اینها همه بدتر از پدرم هستند. از خواستگار اخیرش تعریف میکند که گفته اگر میخواهی ادامه تحصیل بدهی از طریق نیمه حضوری و مکاتبه ای باشد. میگفت: میگوید (همه شان میگویند) دوست ندارم زنم از خانه بیرون برود ولی خودش تحصیلکرده و خانواده دار است و از نظر مالی و شغلی عالی، حالا ببینم چه میشود، بیشتر از این نمیتوانم در خانه پدری بمانم.هر چه خدا بخواهد
اینها از آنهایی هستند که آنقدر مطمئن به نظر می رسند که فکر میکنید تردید هرگز به قلبشان چنگ نینداخته است، هر کجا پیش بیاید به من و تو درس ایمان و اطمینان میدهند. در کنار این آدمهای مطمئن جمعیت زیادی از زنان نامطمئن ایستاده اند که اگرچه بخاطر اینکه کمتر مورد توجه و نقد قرار میگیرد کمتر دیده میشوند اما تردیدهای زنانه درباره فرهنگ، نقش های جنسیتی و طبیعت آفرینش هرگز رهایشان نکرده است، نه اینطور است که برخی خیال میکننند همینکه زنی روسری از سر باز کرد، تمام تردیدهایش را از سر باز کرده باشد…در سطوحی پایین تر مشکلات داف بودن حتی پر است از لحظه های تردید
ب– چند زن میشناسید که با تردید های ریز و درشت فرهنگی، مذهبی و اجتماعی دست به گریبان نباشند؟ بین چیزهایی که دلشان میخواهد باشند و چیزهایی که فکر میکنند درست است که باشند سرگردان نباشند؟ گیر نکرده باشند میان محذورهای فرهنگی، مذهبی، یا خانوادگی، دوستی، همکاری . چند زن میشناسید که بدانند سر به کدام بیابان باید گذاشت با اینهمه شک و تردید
زندگیهای همه ما سرشار از تردید است. تردید به چیزهایی که هست و به چیزهایی که باید باشد. زن و مرد نمیشناسد. لنگ در هوایی شده جز ویژگیهای ما، زندگی های سرتا پا تناقض که نمیدانیم با آن چه کنیم. چرتکه می اندازیم، جای خدا مینشینیم، مهر سکوت بر لب سوالهای خودمان می زنیم و از آن بدتر زمانی است که با توجیه های اجتماعی و فرهنگی و یا حتی از ترس حرف مردم مهر سکوت بر باورها و اندیشه هایمان می زنیم…ترس از حرف مردمی که خود درگیر تردیدند و در مقابل سومین یا چهارمین حلقه زنجیره  سوالهای تردید آمیز، موضوع را احاله میدهند به خدا، یا به سنتی که اگر غلط بود این همه سال دوام نمی آورد، یا آبرو، یا آدمهایی که ممکن است ناراحت شوند یا حرف مردمی که خود سرشار تردیدند و در مقابل اولین پرسش تردید آمیز شما…

اما اینکه تنها به زن ها اشاره میکنم بخاطر این است که بسیاری از تردیدهای ما در حوزه شخصی است و دایره کسانی که تحت تاثیر قرار میدهد محدود و مشخص است. اما تردیدهایی که زنان هر روز با آن درگیر هستند. سوالهایی که در تجربه بلوغ، تجربه تفکیک جنسیتی در اجتماع، در هربار تجربه عادت ماهانه، تجربه خواستگاری و ازدواج، تجربه رابطه جنسی، تجربه مزاحمتهای جنسی، تبعیض های جنسیتی، تجربه بارداری و زایمان و لحظه لحظه تجربه مادری- که پایانش تنها مرگ است- از خود می پرسند، محدود و منحصر به فرد یا جمع خاصی نیست. تک تک این تجربه ها در دل فرهنگی مردسالار تردیدهای اساسی برای آنها به وجود می آورد که قادر به فرار از آن نیستند

از یکسو سر کردن(کنار آمدن/خفه کردن) با این تردیدها کمک میکند که روزگار بگذرد و لذتهایی در کنار رنجها فراهم آید. از سوی دیگر کنار نیامدن با آن، رنج را مضاعف میکند در نهان و در عیان! زن ها و دخترهایی که – به هر دلیلی- از بافتار سنتی خود  جدا و دچار تردید شده اند برای آرام کردن خودشان گاهی به خداباوری و گاهی به ناخداباوری افراطی روی می آورند، انواع مسکن ها و صدا خفه کن های موقت و مادام العمر را استفاده میکنند تا سر کنند با این تردید هایی که در عمق جانشان نفوذ کرده و اگر به آنها بها بدهند در مرز انتخابهای خطیری قرار میدهدشان که هر کدام به نوعی میخواهند از آن تن بزنند، نه اینکه این تن زدن را محکوم کنم، که میدانم حوزه انتخابهای زنان و آزادی اراده آنها تنها  محدود به ساحت اندیشه است؛  با منافذ برون رفتی بسیار تنگ که به هیچ حوزه فراخی هم گشوده نمیشود
کاش یک جایی، آنجا که دور باشد از هراس دزدیده شدن انگشتر توسط خدا، دور باشد از جامعه، از سنت، از فرهنگ، از سیاست، از تعارف، از نمایش و از رو دربایستی بشود بیرون کشید این بغض های کهنه را “و بر آفتاب انداخت” . بشود آنها را از گوشه ذهن های زنان به ساحت فکر و اندیشه کشاند تا ببنیم چیستند و چه باید کرد با این بغض ها و افسردگی ها و سرخوردگی ها
ج– اکنون مدتی است دریافته ام که، در سالهای اول زندگی، بسیاری از آرا غلط را به عنوان آرا درست پذیرفته بودم و آنچه  از آن پس بر چنین مبانی متزلزلی بنا کرده بودم کاملا مشکوک و غیر قطعی بود. به همین جهت می بایست یکبار در زندگی تصمیمی قاطع بگیرم و خود را از قید تمام آرایی که تا آن زمان پذیرفته بودم وا رهانم…پس هم اکنون که خاطرم از هر نوع مشغله ای فراغت یافته است و در گوشه ای خلوت به آرامشی مطمئن دست یافته ام، با تلاش تمام و با آزادی به ویران ساختن تمام آرا دیرینه خود می پردازم>> تاملات دکارت.ص

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s