بلوغ دختران



مامااااان…ماماااان…من چندتا روزه دیگه باید بگیرم؟…مااااااااااامان
مامان جاااان گفتم که، بیست و هشت تا، بییییست و هشت تا
خنده ام می‌گیرد، صورتم را بر می‌گردانم تا صاحب صدا را ببینم. با دیدن چهره لاغر و رنگ پریده و لبهای پوسته پوسته‌ دخترک  که در میان یک چادر سفید تزئین شده با خز و پولک و مخلفات دیگر  قاب شده،  خنده بر لبانم خشک می‌شود.
رمضان سختی است و در سالهای آینده سخت تر هم خواهد شد. تجربه دخترانی که در سالهایی که رمضانش به تابستان می‌ افتاده است، مکلف شده اند، نشان می‌ دهد که  روزهای گرم، طولانی و تعطیل تابستان خاطراتی تلخ برای دخترکان تازه ملکلف شده برجای خواهد گذاشت، هرچند که والدین آنها به لطائف الحیل سعی می‌کنند تا از دشواری و تلخی روزه داری برای این کودکان بکاهند: با مراجعه به پزشک از روزه داری معذورشان کنند، سفرهای کوتاه برایشان تدارک ببینند و یا با دادن هدیه ها و وعده های کوچک و بزرگ آنها را به روزه داری تشویق کنند؛ از وعده خریدن انیمیشن های کودکانه محبوب بچه ها تا عروسک های رنگارنگ و لباسها و اسباب بازی های فانتزی بگیر تا اااااا خط و گوشی تلفن همراه !!! گرچه به نظر من مادری که برای جشن تکلیف دخترش به او موبایل هدیه می‌ دهد  همانقدر در حق او خیانت می‌کند که مادری که دختر خردسالش را با هفت قلم آرایش به خیابان می‌ آورد، اما به اندازه او مقصر نیست، چرا که او نه تسلیم خواست های کودکانه فرزندش شده و نه به شرایط زمانه تن داده است، بلکه او ظاهرا راهی  برای تسلیم کودکش به واجبات مذهبی می‌جوید


ب– ماه رمضان با تمام سختی ها و خاطرات تلخ وشیرینش می‌ گذرد. اما اجبار در به بجا آوردن نماز و حجاب از جمله دستوراتی هستند که برای دخترانی که در خانواده های مذهبی رشد می‌کنند از سن نُه سالگی آغاز و هرگز پایان نمی پذیرند. برای دختر بچه ها، به ویژه دختر بچه ی امروزی، احتمالا هیچ چیز سخت تر از این نیست که برای نماز صبح از خواب برخیزد، وضو بگیرد و زیر لب چیزهایی زمزمه کند که هیچ از آن نمیفهمد و همه اینها برای اینکه مادر/پدر دست از سرش بردارند و اجازه بدهند دوباره  بخوابد! هیچ چیز سخت تر از آن نیست که ناگهان از بازی با همبازی های پسرش منع شود! کشف کند مردان زیادی که آنها را عمو خطاب می‌ کرده ، حتی اگر بابای رعنا دختر همسایه طبقه پایین باشد، نامحرم هستند و دیگر حق ندارد روی زانو هایشان بنشیند و از سر و کولشان بالا برود و…  دارم از منظر یک دختر نُه ساله به ماجرا نگاه می‌کنم و کاری به احکام قضایی و حقوقی که در جهان اسلام پس از سن نُه سالگی بر دختران  واجب  می‌شود ندارم. چراکه دست کم در کشور ما در میان عقلا کمتر کسی است که دختر نه/ده ساله را – ولو با داشتن نشانه های زنانگی– آنقدر بالغ بداند که بتواند برای ازدواج تصمیم بگیرد و یا در اموال خود تصرف کند و یا درست و غلط کارهای خودش را تشخیص بدهد. اما ظاهرا در مسئله عمل به واجبات دینی اوضاع جور دیگری است، ضمن اینکه  فراگیری آن بسیار بیشتر است، مسئله یک یا چند نفر و یا یک کشور و دو کشور نیست…بلکه مسئله، مسئله همه دخترانی است که نُه سالشان می‌شود و بطور کاملا تصادفی در یک خانواده مذهبی و در کشوری مسلمان زاده شده اند. واقعا جالب است که اکثریت جامعه باور دارد که بلوغ اجتماعی و فکری در امورات مربوط به ازدواج و تصرف در اموال برای دختر نه ساله حاصل نشده است اما در مورد مسائلمعنوی و عبادی – که پیچیدگی آنها کمتر از سایر امور نیست- او را بالغ و مکلف می‌ داند. واقعا کدامیک از مراجع و علما و عقلای ما حاضر است ارث یک دختر نه ساله را به او واگذار کند- اگر برایش مهم باشد که کل پول تبدیل به پفک نشود!- و کدامیک از مراجع، علما و عقلا حاضر است بپذیرد که دختر نه ساله اش عاشق شده – مثلا عاشق همان بابای رعنا– و می‌تواند بر مبنای این عشق ازدواج کند

ج– من هم سخنان اندک روشنفکران دینی در حوزه مسائل مربوط به زنان را شنیده ام و یا کما بیش از استنباط هایی که از سخنان آنها در این حوزه ها می‌شود کرد باخبرم.  و از اینکه در حوزه مرجعیت رسمی هم کسی چون آیت الله صانعی– علی رغم همه مخالفت ها- سن بلوغ دختران را به سیزده سالگی – منوط به مشاهده نشدن آثار زنانگی- افزایش داده است و… اما
اما می‌‌ خواهم سوال کنم  اگر دین و عبادات امری معنوی و مربوط به روح انسان هاست، چگونه آن را با امور مادی و جسمانی می‌‌ سنجند؟ چگونه می‌‌توان با مشاهده علائم مربوط به زنانگی – که بیش از هر چیز  وابسته به وراثت، تغذیه و شرایط جغرافیایی است- تشخیص داد که اکنون زمانی است که کسی به آن درجه از بلوغ عقلانی رسیده است که احساس نیاز به معنویت بکند و بتواند(در صورت امکان) انتخاب کند و به لوازم انتخاب خود التزام داشته باشد. باز هم تصریح میکنم که مظور من اجبار به انجام تکالیف است وگرنه والدین مختارند که از هر سنی که دوست دارند نسبت به تربیت مذهبی کودکانشان اقدام کنند
د– لزوم اندیشه جدی به این بحث – در این دوره زمانی خاص- آن زمان بیشتر روشن خواهد شد که به یاد آوریم قشر وسیعی از دختران کودک و نوجوان و جوان امروز، دخترانی هستند که شکاف عمیقی با دختران نسل های پیش از خود دارند، دخترانی با مختصات عمیقا متفاوت، شخصیت هایی که  ملغمه ای از ویژگیهای انسان مدرن و پست مدرن هستند. نسلی که زیاد می‌ داند، دایره ارتباطاتش بسیار وسیع است، زیاده خواه، نازپرورد، تنوع طلب  است و شناخت متفاوتی از ارزش  و حقوق خود به عنوان یک انسان داردو… حال  انصاف بدهیم چنین انسانی به فرض احساس نیاز روحی به پیروی از یک دین- چرا یک با ید  دینی را برگزیند که در نخستین مواجه کودکانه با اجبارها و محرومیت هایش آشنا می‌شود و در بزرگسالی با تحقیرها و محدودیت هایی که نسبت به زن روا داشته است؟ دختران این نسل  قطعا با پاسخ هایی مثل اینکه “خدا گفته” یا “خدا خواسته” یا “چون خدا دخترها را بیش تر دوست دارد” قانع نخواهند شد  و  احتمالا تعداد کمی از آنها حوصله و همت کنند که در لابه لای نوشته های روشنفکران دینی و فمینیست های مسلمان– که در کل جهان اسلام در حاشیه هستند- به دنبال پاسخ خود بگردند. آنها مذهب رسمی و رایج و قوانین برخاسته از آن را خواهند دید و به باور من نمیتوان آن ها را محکوم کرد اگر دیر یا زود- دقیقا همان زمان که مختصر بلوغ عقلی حاصل کنند- براحتی از دین کناره گیرند و آن را نادیده بیانگارند، چنانکه او آنها را! و اینکه در لجبازی با آن/ بجای آن چه چیزی را انتخاب کنند احتمالا منشا بحران های آینده خواهد بود
می خواهم از دوستان خوبی مثل آسیه عزیز در این بحث کمک بخواهم ضمن اینکه می‌خواهم بدانم اگر قرار است همچنان متعصبانه و بدون در نظر گرفتن هرگونه شرایط تاریخی و اجتماعی بر احکام هزار و چهارصد سال پیش پای بفشریم پس چه نیازی به این سیستم های عریض و طویل تعلیم و تعلم مسائل دینی و مذهبی وجود دارد؟ تا کی قرار است با این جمله معروف که “ایراد از اسلام نیست و از مسلمانی ماست” خودمان را توجیه کنیم؟ تا کی باید منتظر حضور فعال -و نه منفعل- دانش آموختگان و کارشناسان زن علوم حوزوی باشیم و بالا خره چه زمانی قرار استدیدگاه های زنانه در صدور فتاوا در مورد زنان مدخلیت یابند؟ و در نهایت  آیا نمیتوان برپایه مطالعات روان شناختی و جامعه شناختی سنی را  برای پیش-نهاد(ونه تحمیل) احکام عبادی به نوجوانان معین کرد

توضیحات

در ارتباط با بلوغ دختران نک: بلوغ دختران به قلم آیت الله جعفر سبحانی

 

پ.ن

 

بخش اول نوشته آسیه نازنین در مورد بلوغ دختران  در وبلاگ  فرزند صبح بخوانید

 

مطلب نسبت اخلاق و فقه به قلم جناب آقای احمد قابل؛ از  آقای راستی بخاطر معرفی این مطلب سپاسگزارم

آقا نبی مقاله فقه و بن بست های آن را برای مطالعه پیشنهاد کرده اند

 

آقا سلمان مقاله بلوغ دختران به قلم حجه الاسلام مهدی مهریزی را برای مطالعه پیشنهاد کرده اند

 

 

 

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s