اکو فمینیسم


برخود اتفاقی با وبلاگ ابتکار سبز واقعا برایم دلگرم کننده بود؛ و همین امر هم بهانه ای شد برای نوشتن یادداشتی درباره اکوفمینیسم1
یکی از عواقب رشد اقتصاد جهانی و ترویج الگوی توسعه اروپا محور تخریب هرچه پرشتاب تر اکو سیستم جهان بوده است. برخی زنانه نگرها مانند واندانا شیوا2 گفته اند که اکولوژی یا همان بومشناسی یک مسئله خاص زنانه نگری است. اکوفمینیستها  معتقدند سرکوب مردسالارانه زیر عناوین سود و پیشرفت،  طبیعت را از بین می برد. آنها  میگویند که پیش از ظهور استعمار و علوم غربی بومیان سراسر جهان روابطی نزدیک و نسبتا دوستانه با طبیعت داشته اند. نیروهای طبیعی عموما مونث تصور می شدند چون مظهر قدرتهای مولد زایش و رویش بودند. با ظهور علوم غربی، که با تلقی طبیعت به مثابه منبعی برای استفاده انسان و نه چیزی که باید مثل سابق محترم شمرده شود همراه بود، تصور همگان از طبیعت دگرگون شد و در این ارتباط جدید  طبیعت و منابع طبیعی به شدت آسیب دیدند.
فرهنگ علمی و فلسفی مسلط قرن هفدهم در غرب چنانکه فرانسیس بیکن معتقد است  کار ذهن را در امر شناخت نه ژرف اندیشی محض بلکه مهار طبیعت میداند و این اصرار بر مهار طبیعت در واقع آغاز سیطره علم مذکر برجهان بوده است. جالب این جاست که بیکن با صراحت تمام از استعاره های مربوط به دو جنس برای بیان نظریاتش درباب معرفت علمی استفاده میکند.  یکی از جالبترین استعاره ها در کتاب  تولد مردانه زمانه3 یافت میشود  که در آنجا میگوید«همانا آمده ام …تا طبیعت (به صورت مونث مشخص شده است) را با همه فرزندانش به پیشگاه شما آورم و او را موظف به خدمتگزاری شما کنم و به بندگیتان درآورم» و اینگونه مفهوم مذکر غلبه و تسلط به رابطه انسان با طبیعت گسترش پیدا کرد و  از پی آن اسیب های جبران ناپذیری به طبیعت وارد شد.
اکو فمینیستها تنها راه فرار از این بحران بوم شناختی را برقراری مجدد همان رابطه اولیه با محیط زیست و ترویج بازگشت به طبیعت می دانند. شیوا تاکید میکند دانش زنان برای حفظ تنوع زیستی حیاتی است. این دانشی است متفاوت با دانش مردان؛ دانشی که میان بخش های مختلف تولید کشاورزی پیوندهایی برقرار میکند اما اغلب نامرئی مانده است.
اکو فمینیسم به دلیل بازتولید تقسیم ذاتی میان زنان و مردان، فرهنگ و طبیعت، در این بحثش که زنان به طبیعت نزدیکترند و دانش بیشتری از تنوع زیستی و مسائل دیگر دارند مورد انتقاد واقع شده است. برخی دیگر هم به خصوص در کشورهای جهان سوم به اکو فمینیست ها انتقاد کرده اند که نگرانی های بوم شناختی را میتوان یکی از تجملات زندگی ثروتمندان شمرد که به ویژه در کشورهای جهان سوم در اولویت قرار ندارد(!) البته باید اشاره کنم که اکو فمینیستها به هر یک از این اعتراضات پاسخ هایی داده اند که مجال بحث از آنها نیست ولی همه زنانه نگران بر اهمیت این جنبش برای بازنگری در اهمیت دانش متمایز زنان از طبیعت، چه به صورت ذاتی بدست آمده باشد و چه از طریق فرهنگ و تربیت، معترفند.

[1] Ecofemininism
[2] Vandana Shiva
[3] The Masculine Birth of Time

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s