ارزش نقد


الف– نیست که اسم این وبلاگ کریتیک است و بیشتر مطالبش از چشم اندازی زنانه  نوشته میشود، دوستان و آشنایان از دور و نزدیک پیغام میدهند که درباره فلان چیز یا فلان کس نقدی بنویس تا دلمان خنک بشود! مثلا چند نفر به من گفته باشند چیزی در مورد سریال تلویزیونی  مرگ تدریجی یک رویا بنویسم خوب است؟(سنگ بود تا حالا آب شده بود) یا اخیرا در مورد همیشه پای یک زن در میان است یا حتی در مورد شخصیت پردازی زنان در کافه پیانو و یا در مورد آگهی های بازرگانی تلویزیون که حتی در تفرج گاه ها هم زنان را- که غالبا عقل درست و حسابی هم ندارند- در حال سرویس دادن به مردان تصویر میکنند
بعد، نیست که ما در ایران زندگی میکنیم، دوستان و آشنایان شک ندارند که کسی که چیزی در ارتباط با زنان مینویسد( زنان هم که یک چیز معلوم و مشخص هستند) میتواند و حق دارد در مورد همه چیز و همه کس – از مسائل شخصی زندگی حوا تا سیاست ورزی خانم رایس و…- اظهار نظر کند. نه که فکر کنید آدم بی هویتی هستم، تا آنجا که مقدور بوده است اصالت ایرانی ام را نشان داده ام! اما در مورد بسیاری از موضوعات پیشنهادی واقعاً  نه تجربه ای دارم و نه چیزی می دانم،  به آمار و اطلاعات خاصی هم – اگر موجود باشد- دسترسی ندارم…بازمی گردم
ب– منکر تاثیر گسترده رسانه ها(در کشور ما به ویژه تلویزیون) بر شکل دادن به افکار عمومی نیستم اما پیش از هر سخنی عرض کنم که می فرمایند نقد «  به معناي تاكيد بر خطاها و عيوب و نقايص، يعني خرده گيري و عيبجويي نيست، بلكه به معناي بررسي محاسن و امتيازات و نيز عيوب و نقايض يك چيز و سپس داوري در باب آن چيز، بر اساس همان بررسي است.» دیگر این که زمانی که چیزی را نقد میکنیم در واقع یک ارزش اولیه برای آن قائل هستیم. یعنی آن را دارای ارزش نقد کردن دانسته ایم

اینترنت امکان انتشار عقاید له و علیه موضوعات مختلف را در اختیار همگان قرار داده است این امکان محاسنی دارد و معایبی، یکی از معایب آن – دست کم در کشور ما-  این است که باعث میشود چیزهای بی‌ارزش بخاطر همین شبه-نقدهای ریز و درشتی که بر آنها میشود امکان داغ شدن را پیدا کنند. چه آدم های بی ارزش و کوتاه اندیشی که به سرعت مشهور میشوند، چه داستان های خام و مقلدانه که عناوین پر افتخاری چون نقطه عطف ادبیات مدرن! دریافت میکنند، چه فیلمهای مبتذل وکوته بینانه ای که بر صدر جدول پرفروش ها مینشینند و چه سریالهای بی معنا و گنگی که پر مخاطب میشوند… در بسیاری از این موارد اگر این امکان موجود نبود  چه بسیار حرف های سخیفی که بیخود و بی جهت در سطح جهان! منتشر نمی شد، چه آبروها که از این مملکت برباد نمی ‌رفت! چه محصولات فرهنگی که صاحبان آنها با بی اعتنایی مخاطب، اندازه خودشان را می شناختند و پاسخ درخوری دریافت میکردند و… میخواهم بگویم که در بسیاری مواقع اصرار و تکرار این شبه-نقدهای پر آب و تاب ما در وب  نتایجی کاملا خلاف آنچه مد نظر مان است  به بار می آورند
ج– دیده اید این آدم ها را که از اساس برای این وبلاگ می نویسند که فیلتر شود؟ این آدمهایی که پرنویسی میکنند و انتظار میکشند تا روزی بخاطر افکارشان ببرندشان اوین! آدم هایی که جز با جنگ و مبارزه- طرفش مهم نیست- احساس بودن نمیکنند، آدمهایی که برای قیمومیت  اندیشه ای چانه می زنند که در مملکت ما هنوز در دوران جنینی به سر می برد و می دانند با این کارشان  ناقص الخلقه بودن آن  را تضمین میکنند؟ آدم هایی که تمام هوش و حواسشان به من قال است ؟ تا کسی دهان باز میکند بررسی میکنند کجا کار میکند و چه میکند و چه می خورد و چه می پوشد تا معین کنند خودی است یا غیر خودی یا مثل ما نخودی! نمیخواهم به کسی توهین کنم اما به نظرم باید کسانیکه در حوزه هایی مثل زنان فعالیت میکنند  و نیتشان خیر است ابتدا هدفشان را –دست کم برای خودشان-روشن کنند. شهرت؟ انتقام جویی های شخصی؟ برداشتن روسری؟ راحت شدن از نظارت و قیمومیت شوهر/پدر/ برادر؟ داشتن یک برچسب برای تظاهر به تفاوت و پز دادن؟ فیلتر؟ اوین؟ هر کدام از این ها میتوانند انگیزه هایی باشند و من قضاوتی در مورد آنها ندارم اما بحث بر سر این است که فعالان جدی مسائل زنان، هم پیمان با همه خواهرانشان در سراسر دنیا، احتمالا هدف نهایی شان ارتقا کیفیت زندگی زنان در جامعه و رفع محدودیت هایی است که بخاطر جنسیتآنها بر آنها تحمیل شده است . من روی این واژه تحمیل خیلی اصرار دارم چون سنجش آن نیاز به بررسی و مطالعات بومی و منطقه ای دارد. یعنی اهدافی از جنس آنچه گفتم برایشان موضوعیت ندارد. تصور میکنم اولین هدف برای ارتقای کیفیت زندگی زنان ایجاد آگاهی  در میان عموم زن هاست و در عین حال پرورش/تقویت یک طبقه از زنان نخبه و توانمند است…از بحث خارج نشوم

د – با  توجه به مقدمات فوق من می خواهم سوال کنم که چیزهایی مثل این سریال در پیت(به لحاظ محتوی) مرگ تدریجی یک رویا چه ارزشی دارد که این همه به آن بپردازیم و احیانا با نقدهایمان مخاطبانش را حتی تقویت کنیم؟ داستانی با شخصیت های بی اراده و ابلهی که به رغم کبر سن از موهبت عقل بی بهره اند! شخصیت ها به قدری مطلق و غیر واقعی هستند توگویی نویسنده هرگز با آدمهای مثبت/منفی که از آن ها سخن میگوید برخورد نداشته است. تنها نتیجه چنین سریال سطحی احتمالا بدبین کردن مذهبی های سنتی/مدرن نسبت به زنان فعال اجتماعی / تحصیلکرده و ایضا بدبین کردن زنان فعال اجتماعی/تحصیلکرده به مذهبی های سنتی/مدرن میتواند باشد…اما اگر واقعا میخواهیم به کارکرد تلویزیون درمورد مسائل زنان بپردازیم چرا براحتی از کنار برنامه هایی چوناردیبهشت عبور میکنیم . یا خودمان را به ندیدن می زنیم یا بجای نقد چهارتا بدو بیراه نثار گردانندگان آن میکنیم که «این تلویزیونی ها هم آدم شده اند، حرف های ما را دزدیده اند و…» به سادگی از کنار فیلم خوبی مثل به همین سادگی عبور میکنیم که  بله « وقتی حزب اللهی ها هم مثل ما فمینیست میشوند!!» و آنوقت دور و بر فیلم های بسیار ضعیفی مثل همیشه پای یک زن در میاناست را شلوغ میکنیم! مهم نیست نقدها مثبت یا منفی باشد، مسئله این است که ما اینگونه خواسته یا ناخواسته داریم برای آنها تبلیغ میکنیم. این که میگویم باید هدف مشخص باشد برای همین است. اینکه چون برنامه تامل برانگیزی  از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش میشود و غیر خودی است از کنار آن عبور میکنیم  یا چون فیلم به همین سادگی رنگ و بوی مذهبی دارد چشممان را بر آن میبندیم نه منصفانه است و نه عاقلانه

توضیحات
مرگ تدریجی یک رویا، نویسنده و کارگردان فریدون جیرانی سه شنبه ها شبکه دو
اردیبهشت، هر روز شبکه چهار
به همین سادگی، کارگردان سید رضا میرکریمی
همیشه پای یک زن در میان است، کارگردان کمال تبریزی
در مورد نقد نک: سخنی در ادب سنجشگری نوشته رحمان افشاری
نقد و ارزیابی نقد در گفتگو با مصطفی ملکیان

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s