آرایش


الف- عمه ی من یک دختر خردسال دارد و از مدتها پیش با وسواس زیاد به دنبال یافتن یک مهدکودک خوب برای او بود، وقتی از علت وسواس ایشان پرسیدم ماجراهای جالبی درباره مهدهای کودک برایم تعریف کرد… عمه میگفت « یکی از همکارانشان با دختر کوچکش جایی منتظر ایستاده بودند که یک مادر و دختر با شرایط سنی مشابه از راه می رسند. در حین اینکه مادر ها با هم صحبت می کرده اند دختر بچه ها هم باهم دوست میشوند و زمانیکه میخواهند از یکدیگر خداحافظی کنند دختر  غریبه یک رژلب از کیفش بیرون می آورد تا به عنوان یادگاری به دختر همکار عمه بدهد. خانم همکار عمه که حسابی جا خورده بوده از مادر دخترک می پرسد که چرا به دخترش اجازه استفاده از این وسایل را میدهد و مادر او هم در نهایت ناراحتی میگوید در مهدکودکشان همه دخترها از این چیزها دارند و این هم من را بیچاره کرده تا برایش بخرم!»
ب– تقریبا تمام فمینیست ها بر این نکته اتفاق نظر دارند که فشار برای تطابق با معیارهای زیباشناختی دست نیافتنی و فشارهایی که تبلیغات و رسانه ها به آن تداوم بخشیده اند از موانع بزرگ پیشرفت اجتماعی و سیاسی زنان در دنیای مدرن شده است. فمینیست های سیاه به این نکته هم اشاره میکنند که بیشتر تصورات از زیبایی زنان برپایه ارزش های مردان سفید بنا شده است و فمینیستهای جهان سوم نیز به غربی بودن این ملاکها اشاره دارند. رسانه های دیداری به شدت به این تلقی دامن می زنند بطوریکه در سینما و تلویزیون زنان همواره به عنوان موضوع تماشا  مطرح هستند و مهمترین نقش هویت بخش به آنها ارائه جذابیت های جنسی شان است. طبیعی است که زنانی که  در تمام دوران جوانی خود در تلاش برای تطابق با مد و معیارهای زیبا شناختی دنیای جدید هستند و برای دستیابی و حفظ  آن حتی حاضر میشوند جسم خود را به دست تیغ جراحی بسپارند مسلما فرصتی برای پرورش سایر ابعاد فکری و روانی خود نخواهند یافت. ضمن اینکه تقاضا برای مطلوب بودن به هر قیمتی و دامن زدن به این شیوه اندیشه توسط رسانه ها بازار بسیار پر رونق و غیر قابل چشم پوشی برای اقتصاد سرمایه داری ایجاد کرده است که انتقاد و رویارویی با آن را به شدت دشوار میکند.
ج-
به نظر من مسئله آرایش ( آن هم در این وسعت و حجم) در ایران به شدت تحت تاثیر داستان مکرر سنت و مدرنیته  است.زنان ما مدت کمی است که یکراست از پستوی خانه ها، بصورت گسترده ای وارد اجتماع شده اند. با همان افکار سنتی زنانه و با امکانات و فرهنگ  جدیدی که نه مردان هنوز با آن کنار آمده اند و نه حتی زنان خود را در بکار گیری آنها محق میدانند. پس ناگزیر باید جانب احتیاط را نگه داشت و قدرت های پنهانی را که بطور سنتی در پیوند با زنانگی تعریف شده و جا افتاده است حفظ کرد. ضمن اینکه  مسئله حجاب  هم در تشدید و تغلیظ(!) آرایش ها بی تاثیر نبوده است. در راستای حفظ موقعیت زنان در جایگاه سنتی خود و در عین حال با ورود افکار جدید، اجباری بودن حجاب هم تبعات خاص خود را داشته است. کسانیکه به حجاب اعتقاد دارند و مایل به حضور در جامعه هم هستند و در عین حال کمافی السابق جذابیت ظاهری را مهمترین امتیاز خود به حساب می آورند، تلاش میکنند که تمام جذابیت خود را در چهره شان به نمایش بگذارند و به همین دلیل چه بسا خانم هایی با پوشش چادر ببینیم که با آرایش های غلیظ و زننده در مجامع عمومی ظاهر میشوند. در مقابل  آنهاییکه دیگر به حجاب اعتقاد ندارند- با توجه به اجباری بودن آن در ایران- با آرایش های عجیب و تیپ های خلاف عرف به نوعی قصد اعتراض به اجباری بودن نوع پوشش را هم دارند. برای زنان ما که به تازگی وارد دنیای جدید شده اند مطلوبیت ظاهری از عوامل بسیار مهم اعتماد به نفس به شمار می رود، چرا که کماکان عامل هویت بخش دیگری نمیشناسند و اگر هم بشناسند عموما – و به حق – معتقدند که به زحمتش نمی ارزد! زنان ما همچون گذشته  تمام هویت خود را در زنانگی و با تاکید بر زنانگی تعریف میکنند و این طرز فکر چنان نیرومند است که با فراهم شدن ارتباط سریع و ساده با مظاهر تمدن غربی، مد و آرایش وارداتی – بخاطر سنخیت با تلقی سنتی زنان از خودشان- به سرعت در فرهنگ ما جذب و هضم شده است.تمایل به تاکید بر روی جنسیت روز به روز فراگیر تر میشود تا آنجا که به طور ناخودآگاه به مهدهای کودک هم سرایت میکنند. وضعیت تاسف بار عموم دانشجویان دختر ما ثابت میکند که شصت درصد قبولی دختران در دانشگاه و میزان بالای مشارکت زنان بر اساس آمارها تعارفی بیش نیست. برای زنان این مملکت در درجه اول زنانگی و تاکید بر زنانگی است که سخن میگوید و ظاهراعموم زنان و مردان ما اعتراضی به این امر ندارند وعلی الظاهر اختصاص بودجه و سرمایه گزاری در امر تحصیل زنان اسراف وقت و انرژی است و منهای تاثیرات کم رنگی که به جا میگذارد بیشتر به درد تبلیغات سیاسی میخورد.
د
مدتها پیش جایی مقاله ای از خانم فاطمه مرنیسی خواندم که درآن از تمامی زنان دعوت کرده بود بجای اینکه برای جوان ماندن به انواع و اقسام لوازم آرایشی و عمل های جراحی روی بیاورند، بنویسند. مرنیسی به زنان توصیه کرده بود که با نوشتن دغدغه ها و مشکلات روزمره خود  را روی کاغذ بیاورند و به کم اهمیت بودن آنها واقف شوند و در عین حال افکار ناراحت کننده را از خود دور کنند و جوان بمانند. او ادعا کرده بود که هیچ کرم پودری  مانند نوشتن  باعث شفافیت و زیبایی پوست نخواهد شد. بسیاری دیگر از فمینیستهای مسلمان نیز به شدت به آرایش مخالفند و معتقدند همانگونه که حجاب با تاکید بر جنسیت همچون مانعی بر سر راه زنان عمل میکند. آرایش هم خود نوعی حجاب به شمار می رود که خود واقعی زنان را می پوشاند. آرایش نوعی اقرار به نقص و کمبود است که اینگونه جبران میشود .

ه–  شخصا با آرایش مخالفم اما آراستگی و پیرایش هم برای زنان و هم برای مردان  را ضروری میدانم اگرچه  فمینیست هایی را که در مقابله با سنت رایج میان زنان با اینها هم مخالفت میکنند تحسین میکنم و به هیچ وجه فکر نمیکنم که این کار آنان افراط محسوب بشود. اگر ما واقعا معتقد هستیم انسان بودن مقدم بر زن یا مرد بودن است منهای ادعا باید آن را در نحوه پوشش و گویش خود هم نشان بدهیم. اینکه حتی روشنفکر ترین و مدعی ترین مردان ما هم اولا و بالذات به زنانگی یک زن توجه دارند و ثانیا و بالعرض انسانیت او را مدنظر میگیرند حاصل فرهنگی است که خود زنان ما بوجود آورده اند و با آن سرگرم و دلخوشند. زنان ما در واقع به شدت منفعل هستند و شاید با توجه به فرهنگ مردسالارانه حاکم در کشور و نفوذ پر قدرت آن در تمام شوون زندگی فردی و اجتماعی ما نتوان بر آنها خرده گرفت…باید اعتراف کنم  که این شیوه قرن هاست که جواب خود را پس داده است در حالیکه ادعاهای فمینیستی هیچ تضمینی برای موفقیت  به همراه ندارد.

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s